سلام
چراکسی نیومد کمکم کنه
ازنوپوی عزیزم واقعاممنونم
این روزهایکم به خودم مسلط شده ام وهم چنان می خوام مسیردرستی رودرپیش بگیرم ازناراحتی شدیدروحی یکم خلاص شده ام وگرفتن تصمیم درست وعادلانه برام ازهمه چی مهم تره وپای سختیهاشم می ایستم فکرمی کنم توانش رودارم باتلخی هاوشکست هاومشکلات روبروبشم وفقط غصه نخورم
لطفا کمکم کنیددرجهت قطعیت تصمیماتم البته همسرم تاحدودی فعلا راضی به پذیرش بعضی شرایط شده امامن فقط میترسم اگربرگردم بخوادبازکتکم بزنه بازهمش بترسونتم نکنه یه روززن بگیره حتی مثلا10 سال دیگه نکنه بازاون تنبلی هاشوادامه بده نمیدونم اعتمادسخت شده خانواده هم که اصلاراضی نیستن چون دراینصورت دیگه حمایت خانواده موندارم وتاالآنم خیلی اذیت شدن
فعلا میگه دارم یه سری شرایط جورمی کنم ونمیدونم بازم حرفش عوض میشه یانه میره دنبال کارثابت یانه
روخودمم خیلی دارم کارمی کنم که بیخودی نترسم لطفا شماهم کمکم کنید تاترس هاموبشناسم ورفع کنم تاجوری رفتارکنم که بعداپشیمون نشم نمی خوام عذاب وجدان بگیرم می خوام تصمیمی بگیرم که بهترین تصمیم ممکن باشه ممنونم
راستی مشاوره حضوری تنهایی رفتم ومشاورگفت چشم اندازمثبتی نمی بینه وتاکیدش روی کتک زدن بودکه درست نمیشه چون شدیدولحظه ایه وبی ثباتی وگفت بایدبرم روانپزشک ولی همسرم تاکیدداره پیش مشاوربریم نه روانپزشک چون اصلا قبول نداره که مشکل داره








علاقه مندی ها (Bookmarks)