نقل قول نوشته اصلی توسط heaven65 نمایش پست ها
آقا حامد من تموم تلاشم رو می کنم که مشکلاتم حل بشه و زندگیم خراب نشه .اما چه خوب میشد اگه آدم با حداقل مشکلات وارد زندگی می شدنمی گم هیچ مشکلی چون غیر ممکنه .
اما حالا باید تموم انرژیت رو بزاری تا مشکلاتی که با دستخودت وارد زندگی کردی رو حل کنی.تا اومده که این مشکلات حل بشه جوونی و شادابی و همه لحظاتی که می تونست خوب باشه رو از دست خواهی داد.
امیدوارم این تجربه باعث بشه شما توی هیچ دام عشقی گرفتار نشید.

ماه تاب عزیز من که از زندگی شما خبر ندارم امااگر مشکلاتی توی دوران دوستیتون داشتید یا نقاط ضعف بزرگی توی طرف مقابلتون دیدید بدونید عاقلانه ترین کار رو کردید .احساستون و غم از دست دادن عشقتون رو با تک تک سلولهای بدنم احساس می کنم و می فهمم چقدر درد آوره .چون تمام این لحظات رو تجربه کردم ام خدا می دونه تحمل درد جدایی خیلی راحت تر از بودن با عشقت و دیدن لحظه به لحظه زجر کشیدن خودت و ایشون هست. ازت می خوام که فراموش کنی .گفتنش آسونه می دونم ولی هر چیزی یه راه حلی داره .پیداش کن.
برات آرزوی خوشبختی می کنم.
آره دوست من کاملا حق با شماست،
ولی اینم در نظر داشته باشیم ما با همیناس که پخته و باتجربه میشیم،
من اگه این اتفاق پیش نمیومد هیچوقت سراغ این همه کتاب و جزوات روانشناسی نمیرفتم و به این شناخت نمیرسیدم...

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط ماه تاب نمایش پست ها
واقعا؟به سلامتی.اما شماپسرا راحت کنار میایین .واسه منم دعاکنید حالم خوب شه.داغونم
من خیلی هم راحت کنار نیومدم،زمان برد،هزینه برد،قلب شکستمو دوباره احیا کردم،کلی مشورت و مطالعه کردم تا کار درست رو تو زندگیم انجام بدم...
اتفاقا میتونم بهتون بگم دخترا خیلی راحتتر کنار میان،اینو براحتی میتونم با نگاهی به زندگی بقیه بفهمم..