من موارد دیگه ای رو هم بگم که بحث سر این موضوع به حاشیه کشیده نشه .
من و این آقای خواستگار در مورد ساعت بیرون بودن یه خانم از خونه همیشه مشکل داشتیم. ایشون می گفتن به محض تاریک شدن هوا ، زن باید خونه باشه یا اگه بیرونه یه مرد بیاد دنبالش. اما من اعتقاد داشتم که ساعت برای من مهمه. چون تو زمستون هوا ساعت 5 تاریک میشه و ممکنه من بعد از اون ساعت بیرون کاری داشته باشم. این رو هم بگم که همه می دونن که تهران در واقع شبش از ساعت ده شروع میشه . چون تا ده شب هم اتوبوس ها و هم تاکسی ها فعالند. خلاصه اینکه ما این بحث رو هم اونجا مطرح کردیم.
مشاور اما گفتن که یه زن باید در مورد همه چیز از مرد تمکین کنه و اگر مرد بگه حق نداره از این در خارج بشه ، نباید خارج بشه . خب من هم گفتم من این رو می دونم و به دینم هم پایبندم. اما من می خوام مردی رو انتخاب کنم که فردا اینو نگه بهم. میخوام بهم اجازه آزادی بده .
این یکی دیگه از مواردی بود که مشاور گفتن که اعتقادات من ضعیفه .

در مورد صحبت با جنس مخالف
من رابطه اجتماعی خوبی با دیگران دارم. و با آقایون هم خوش برخوردم. خجالتی نیستم و راحت حرف می زنم. اما به خدا حد و حدودم رو رعایت می کنم. به محض اینکه بفهمم مردی نظر سوء داره سریع رابطه مو باهاش در حد سلام و علیک می رسونم. من در مورد این موضوع خیلی با آقای خواستگار بحث می کردم. ایشون اعتقاد دارن که من نباید این روابط رو داشته باشم و من می گفتم که من شعور دارم . این حق منه که خودم تشخیص بدم با چه آدمایی ارتباط داشته باشم. ضمن اینکه من هرگز بهت خیانت نمی کنم. خیانت حتی می تونه در حد فکر و نگاه باشه . اما ایشون میگفتن که جامعه کثیفه و من می گفتم من آدم های خوبو تشخیص میدم و ..... این بحث ها هم مطرح شد .
من دوس داشتم مشاور میزان سختگیری ایشونو و احیانا بدبین بودنش رو بسنجه . اما مشاور گفت که اون به علت دوست داشتن این کارو می کنه .(آخه چطور تشخیص داد که این به علت دوس داشتنه یا سختگیری؟) و این هم شد دلیلی که اعتقادات من ضعیفه . چون ارتباط داشتن با آقایون رو گناه نمی دونم.

- - - Updated - - -

من موارد دیگه ای رو هم بگم که بحث سر این موضوع به حاشیه کشیده نشه .
من و این آقای خواستگار در مورد ساعت بیرون بودن یه خانم از خونه همیشه مشکل داشتیم. ایشون می گفتن به محض تاریک شدن هوا ، زن باید خونه باشه یا اگه بیرونه یه مرد بیاد دنبالش. اما من اعتقاد داشتم که ساعت برای من مهمه. چون تو زمستون هوا ساعت 5 تاریک میشه و ممکنه من بعد از اون ساعت بیرون کاری داشته باشم. این رو هم بگم که همه می دونن که تهران در واقع شبش از ساعت ده شروع میشه . چون تا ده شب هم اتوبوس ها و هم تاکسی ها فعالند. خلاصه اینکه ما این بحث رو هم اونجا مطرح کردیم.
مشاور اما گفتن که یه زن باید در مورد همه چیز از مرد تمکین کنه و اگر مرد بگه حق نداره از این در خارج بشه ، نباید خارج بشه . خب من هم گفتم من این رو می دونم و به دینم هم پایبندم. اما من می خوام مردی رو انتخاب کنم که فردا اینو نگه بهم. میخوام بهم اجازه آزادی بده .
این یکی دیگه از مواردی بود که مشاور گفتن که اعتقادات من ضعیفه .

در مورد صحبت با جنس مخالف
من رابطه اجتماعی خوبی با دیگران دارم. و با آقایون هم خوش برخوردم. خجالتی نیستم و راحت حرف می زنم. اما به خدا حد و حدودم رو رعایت می کنم. به محض اینکه بفهمم مردی نظر سوء داره سریع رابطه مو باهاش در حد سلام و علیک می رسونم. من در مورد این موضوع خیلی با آقای خواستگار بحث می کردم. ایشون اعتقاد دارن که من نباید این روابط رو داشته باشم و من می گفتم که من شعور دارم . این حق منه که خودم تشخیص بدم با چه آدمایی ارتباط داشته باشم. ضمن اینکه من هرگز بهت خیانت نمی کنم. خیانت حتی می تونه در حد فکر و نگاه باشه . اما ایشون میگفتن که جامعه کثیفه و من می گفتم من آدم های خوبو تشخیص میدم و ..... این بحث ها هم مطرح شد .
من دوس داشتم مشاور میزان سختگیری ایشونو و احیانا بدبین بودنش رو بسنجه . اما مشاور گفت که اون به علت دوست داشتن این کارو می کنه .(آخه چطور تشخیص داد که این به علت دوس داشتنه یا سختگیری؟) و این هم شد دلیلی که اعتقادات من ضعیفه . چون ارتباط داشتن با آقایون رو گناه نمی دونم.