دقیقاً به نکته خوبی اشاره کردید در این زمینه که خانواده اصرار دارند دختری مد نظر خودشان معرفی کنند.
بهتر میبینم اضافه کنم که :
سال گذشته وقتی مادرم نتونست به هر دلیلی پدرم رو راضی کنه ، خودم دست به کار شدم و از پدرم خواستم بعد از انجام کارهاش سری به فروشگاه من بزنه و باهم صحبت کنیم.
برای اولین بار با پدرم بدون واسطه در این زمینه صحبت کردم و ایشون به هرشکلی منطقی یا غیرمنطقی اصرار داشتند که تو که میخوای ازدواج کنی باید ما کسی رو برات انتخاب کنیم و وقتی من گفتم چرا کسی که من انتخاب کردم رو در موردش پرس و جو نمیکنید تنها جوابشون این بود که تو پدر و مادرتو آدم حساب نمیکنی و از فروشگاه رفتند.
مادر من هرگز هیچ موردی با انتخاب من ندارند اما از پدرم ترس در این زمینه دارند. از عمم هم شنیدم که پدرم سر ازدواج عمم همین رفتار رو داشتند و اصلا دلشون نمیخواست خواهرشون ازدواج کنند.
در حقیقت لپ مطلب اینطور هست که پدر من برخلاف ظاهرشون و زندگی و برخوردهای روزمرشون ، وقتی حرف از ازدواح نزدیکانشون باشه که ایشون حق دخالتی داشته باشند به بیشترین شکل ممکن مخالفت میکنند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)