سلام، ( هرچند این بحث مشکل فردی شما نیست و طبیعتا مربوط به انجمن آزاد است، با کسب اجازه از مدیران سایت پاسخی می دهم)
خب می خواهید راجع به چه موضوعی صحبت کنید؟ اینکه دختر خانمی با آقا پسری دوست بشوند بده یا نه؟ خب می توانند دوست باشند! اما سوال اساسی اینجاست که چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا این افراد می توانند رابطه رو به همون شکل آرمانی که شما در تاپیک قفل شده خود، مطرح کردید می توانند این رابطه رو کنترل کنند؟
خب بیا ببینیم این رابطه باید کنترل بشه یا خیر؟ خب طبیعی است که اگر کنترل نشه، اتفاقاتی که می افته ابتدا در سطح احساسی خواهد بود... احساس دو طرف به شدت درگیر می شه، بعد اگر کمی این احساس شدیدتر باشه، چه بخواهیم و چه نخواهیم، در سطح جنسی برقرار می شه! خب... سوال اینجاست که مگه اشکالش چیه؟ بر قرار بشه... اما واقعیت رو باید از کسانی شنید که در همین مراحل قرار دارند.
ما با 4 وضعیت روبرو هستیم:
وضعیت اول: روابط جنسی برای انسانها جذابیت خاصی داره و این مربوط به فرهنگ و یا آیین خاصی نیست! یکی از انواع لذتهای انسان است که خداوند در اختیار او گذاشته... پس می تونه یک رابطه خیلی سریع به این سطح برسه! اما در وضعیت اول مفروضاتی مطرح است، فرض بر اینه که این روابط اگر ناسالم باشه چی؟ مثلا فرض کنیم که پسری/دختری برای رسیدن به هدف رفع نیاز جنسی، با دختری/ پسری ارتباط بر قرار می کنه، در سطح احساسی ایشون رو درگیر می کنه، و وقتی روابطش وسیع شد، ارتباط جنسی رو برقرار می کنه! عملا به هدفش رسیده و اینجا پایان رابطه برای اوست... اما به نظرتون پایان رابطه برای دختر یا پسر هم که این هدفش نبوده، همین زمان است! مسلما خیر! پس در این وضعیت که هدف: برقراری روابط جنسی است! دختر خانم بسیار آسیب می بیند و آقا پسر، بدون اینکه بداند دچار آسیبهای روانی می شود! پس در وضعیت اول که روابط مدیریت نمی شه، نتایج ناراحت کننده بوده و به آسیبهای روانی ختم می شوند
وضعیت دوم: رابطه جنسی هدف نیست و در جایگاه خودشه! رابطه جنسی ابزاری برای افزایش صمیمیت زوجهاست! اما واقعیت اینه که دخترها و پسر ها ، احساساتشون به یک شکل درگیر نمی شه! وقتی احساسات درگیر می شه، عواطف شکل می گیره و رفتارها بوجود می آد... اگر شیوه درگیری این احساسات شبیه به هم نباشه، رابطه جنسی در موقعیتی رخ بده! و بعدش دختر و یا پسر، وقتی از سطوح هیجانات اولیه به سطح هیجان ثانویه و پایدارتر رسیدند که معمولا پس از ارتباطات جنسی خواهند رسید، و یکی از افراد متوجه شد که دیگری براش جذابیتی نداره، تکلیف چیست؟ آیا پسر و یا دختری که تمام وجود و روحش در این رابطه درگیره ضربات جبران ناپذیر احساسی نمی خوره؟ تجربه مشاوره، نشون می ده که این افراد به شدت آسیب می بینند! تازه در این در شرایطی است که تمامی روابط جنسی از همه نظر کنترل شده باشه!
وضعیت سوم: بی بند و باری اخلاقی است که اصلا موضوع بحث نیست. زمانی که هم مرد و هم زن، هدفشون از رابطه ارتباط جنسی باشه که به نظرم ارزشی برای صحبت کردن نداره
وضعیت چهارم: ارتباط بدون کنترل برقرار می شود. احساسات شدید می شود و به رابطه جنسی می انجامد یا حتی نمی انجامد... و در نهایت یک عشق شدید بین دختر خانم و آقا پسر شکل می گیرد! این عشق شدید حاصل رابطه ای است که هیچ مدیریتی در اون نشده... شاید منجر به ازدواج هم بشه! اما می تونید ببینید که این ازدواج اگر در مراحلی قبل از ازدواج کنترل نشه، بدون شک، ازدواج خرسند کننده ای نخواهد بود! چون تب و تاب عشق اولیه، که بدون مهارت کنترل نشده است... زود سرد می شود و جذابیتها از بین می رود!
این چهار وضعیت ، واقعیتهایی است که وجود داره و زمانیست که دختر و پسر نتوانند ارتباط رو کنترل کنند. پس با توجه به اینکه در هر چهار وضعیت ارتباط به سرانجامی صحیح نمی رسه این ارتباطات مدیریت نشده، منع می شه! چون موجب ناراحتی، ضربه های روحی و اختلالات شخصیتی خواهد شد که از نظر همه افراد مطلوب نیست
اما خب شاید شما و یا هر کسی دیگه بگویندکه: رابطه رو کنترل می کنیم! رابطه رو مدیریت می کنیم! این مدیریت و کنترل رابطه نیازمند ابزاره! آیا این ابزار می تونه احساسات شما باشه؟ بدون شک خیر! این ابزار کسب اطلاعات و مهارتهای زندگی و رفتارهای جرات مندانه، آداب گفتگو، کنترل تعارض، شیوه ارتباط، بیان احساسات، کنترل احساسات منفی ، مهارتهای مراقبت از خود بطور ویژه می باشد. اینها ابزارهای کنترل و مدیریت رابطه دختر و پسر هست! وقتی این مهارتها وجود داره، نه کسی ضربه ای می خوره و نه ضربه ای می زنه... و البته طرفین این رابطه درگیر احساسات غیر قابل کنترل هم نمی شوند! و رابطه در سطح قابل قبولی قرار می گیره که البته منجر به شناخت طرفین از هم شده و شاید منجر به ازدواجی موفق هم بشه! اما وضعیت کاملا پایداره! در این حالت حریمها کاملا حفظ می شه... و وضعیت کاملا به گونه ای دیگره! امکان سو استفاده به کمترین وضعیت می رسه!
شما چند نفر رو از اطرافیانتون سراغ دارید که این مهارتها رو داشته باشند؟
دوستی نوشته بود که این ارتباطات باید با اطلاع خانواده ها باشه... به نظرم اگر زیر نظر گشت ارشاد هم باشه، زیر نظر دهها دوربین و ... هم باشه، باز هم تا مدیریت نشه، قابل کنترل نیست و عوارض جبران ناپذیری رو در هر سن و موقعیتی خواهد داشت
اما در مورد خودتون، شما هم مهارتهای لازم رو کسب نکرده اید چون نتوانستید درخواست خودتون رو بصورت جرات مندانه مطرح کنید و جواب بگیرید. شما هم باید نسبت به کسب مهارتها تلاش کنید تا بتوانید ارتباطات موفق تری داشته باشید.
در مورد مواردی که گفتید که همدردی ناتوان بوده و نمی تواند مشکل کسی رو حل کنه، من با نظر شما مخالفم! همدردی به دلیل نوع مشاوره مجازی شاید نتونه تاثیرات مشاوره چهره به چهره رو داشته باشه، اما در بسیاری موارد توانسته سر خطهایی رو برای افراد روشن کنه تا اونها در مشاوره های حضوری، هزینه کمتری بپردازند و بهره بیشتری ببرند. بعضی از مراجعین مشکلشون بطور کامل حل شده و بعضی با تمرین و تلاش برای زندگیشون سعی می کنند مشکلاتشون رو حل کنند! این در شرایطی است که اگر بخواهند همین مشاوره رو بصورت حضوری دریافت کنند، اگر به خطا نروند، باید هزینه هایی بالغ بر 100 ها هزار تومان پرداخت کنند. همین که شما اینجا مطلبی می نویسید و اشخاصی برای شما دقیقه ای، حتی ثانیه ای وقت می گذارند و مطلبی می نویسند، ارزشمند نیست!؟ آیا شما جای دیگری رو برای بیان اندیشه های خودتون دارید؟ اگر دارید حتما اونجا هم مطرح کنید و بازخوردهای جامعه رو مورد بررسی قرار بدید...
آیا اینکه شخصی که از نظر مالی در تنگنا قرار داره و نمی تونه هزینه های مشاوره های طولانی مدت رو پرداخت کنه، اینجا مشاوره ای کاملا رایگان و گاهی تخصصی می گیره، براش مضره؟ بهش هیچ کمکی نمی شه؟ آیا دختری که به دلیل آبروش، مورد سو استفاده پسری قرار گرفته و مطالبش رو هیچ کجا نمی تونه بگه، از اینجا کمک می گیره و توسط کارشناسان مورد بررسی قرار می گیره، ضرر می کنه؟ به نظرم باید کمی تجدید نظر کنید... همدردی یک سایت مشاوره ای است و به تعبیر من تا کنون توانسته راهگشای بسیاری از افراد باشه!
حالا با توجه به همه واقعیتهای فوق، اگر فکر می کنید که باید روابط دختر و پسر، در سطحی غیر قابل کنترل و مدیریت باشه و باری به هرجهت باشه و در نهایت آسیبهای روانی داشته باشه، مثل راننده ای می مونید که اومده کلاس رانندگی گواهینامه بگیره، و بعد بگه چرا من نباید تند برم؟ چرا اگر زدم به کسی باید بایستم، دوست دارم از روش رد شم! چرا اجازه ندارم قوانین رو رعایت نکنم؟ چرا افسر می ذارن سر چهار راه؟؟ ماشین خودمه دوست دارم هر جوری که دلم می خواد رانندگی کنم... جواب به این نوع تفکر اینه که : این راه، این شما و این هم ماشین شما! چه نیازی به گواهینامه و کلاس رانندگیست؟ برای اینکه روابط دختر و پسر رو در هر کدوم از سطوح غیر قابل کنترل و مدیریت، بخواهید ببینید یا تجربه کنید نه نیازی به همدردی دارید و نه کسب مهارت... می تونید در سطح هر جامعه ای چه در ایران و چه در هر کشوری این روابط رو تجربه کنید و البته باید مسئولیت اشتباهات خودتون رو بپذیرید.... ( اگر خطابم به شما بود، منظورم شخص شما نبود بلکه هر کسی که اینگونه فکر می کند و احساس می کند این سایت بدون دلیل و برای ایجاد محدودیتهای غیر منطقی و غیر علمی این روابط رو منع می کند)
موفق باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)