شما برای ترس هاتون روانپزشک و روانشناس نرفتین؟ ریشه ی ترس هاتون اگه مشخص شه بعدش می تونین حلش کنین. خودتون نمی دونین چرا می ترسین؟ دقیقا از کی شروع شده ترس هاتون؟ نوشتین از کودکی بوده. باید دلیل اصلی مشکلتون رو بفهمین.
در کل یه چیز خوبی هم هست توی این وضعیت. اینکه وقتی می ترسین یعنی چیزای خوب زیادی دارین که نگران از دست دادنشون هستین. ادمی که هیچی برای از دست دادن نداره نمی ترسه و زندگی اینطوری هم تلخه. پس خوشحال باشید که انقدر همه چی خوبه.
یه چیز دیگه اینکه به خودتون بگین که دیگه کودک نیستین. دیگه ضعیف نیستین و می تونین از خودتون مراقبت کنین. به خودتون بگین که الان بزرگ شدین و دیگه اون کودک محتاج یاری دیگران نیستین و نیازی نیست از چیزای عادی بترسین. کودک درونتون باید بفهمه که دیگه شما بزرگ شدین و قدرت کافی برای دفاع از خودتونو دارین.
خیلی از وقایع هم هستن که دیگه دست ما نیستن. پس بیدلیل فکرشو نکنین.
نتایج ازمایشاتون چطور بودن مشکلی نداشتین؟
با توجه به اینکه زندگی مشترکتونو شروع کردین به تازگی به نظرم خیلی خوبه که پرس و جو کنین روانپزشک و روانکاو متخصص و خوب پیدا کنین تا مشکلاتتونو حل کنین.
موفق باشید.