به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 07 مرداد 90 [ 20:41]
    تاریخ عضویت
    1390-4-23
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    1,254
    سطح
    19
    Points: 1,254, Level: 19
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حسرت بی خواهری

    بچه ها رو حرفهای همه شما فکر کردم و سعی کردم ولی به خدا نتونستم. تو این مدت حالم خیلی خیلی خرابه بیشتر از اون چیزی که شما فکرشو میکنید. خیلی احساس نیاز میکنم، من از مهر خواهری محرومم ترو خدا درک کنید. باور کنید آرامش ندارم درس هیچی نمیتونم بخونم و استرس کنکور هم از یه طرف دیگه منو کشته.
    به نظرتون چیکار کنم:
    1-به پدر و مادرم بگم
    2-یه دکتر روانشناس بگیرم
    دیگه مخم نمیکشه خودتون بگید چیکار کنم.

  2. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 05 اسفند 90 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1390-3-01
    نوشته ها
    433
    امتیاز
    3,819
    سطح
    39
    Points: 3,819, Level: 39
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    783

    تشکرشده 794 در 331 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: حسرت بی خواهری

    اگه قراره بگی به یه دکتر روانشناس بگی بهتره... هر مسئله ای تو زندگی آدم پیش بیاد باید به کسی گفت که بتونه بهمون کمک کنه و فقط درد و دل نباشه چون به ضررمون خواهد بود, اگه می تونی با روانشناس مشورت کنی که خیلی عالیه چون مشاوره ی حضوری خیلی کمک بیشتری می کنه.


    داداش کوچولوی مجازی سعی کن فکرت رو از این مسائل برداری اونوقت استرست هم کمتر می شه... ذهنت به این موضوع رنگ داده و تویی که در نهایت می تونه این موضوع رو تو ذهن خودش کمرنگ کنه.

  3. 2 کاربر از پست مفید matin_female_1988 تشکرکرده اند .

    matin_female_1988 (شنبه 25 تیر 90)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 07 مرداد 90 [ 20:41]
    تاریخ عضویت
    1390-4-23
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    1,254
    سطح
    19
    Points: 1,254, Level: 19
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حسرت بی خواهری

    رفتم پیش یه دکتر روانشناس که فوق تخصص داره .
    نشستم یه عالمه فک زدم اینگار تا حالا همچین چیزی نشنیده بود . بعد هم دارو نوشت گفت برو!!!!. منم ماتم برده بود گفتم برم؟!!!!! گفت این دارو هارو مصرف کن یه ماه دیگه بیا. اصلا منو از زندگی ناامید کرد. آره دیگه میخواد پول در بیاره برا هر جلسه 18 هزار تومن میگیره چرا نگه جلسه بعد.
    اصلا فکر کنم تو دنیا فقط من این مشکلو دارم هیچکس هم درک نمیکنه. چیکار کنم باید تا آخر عمر عذاب بکشم و تحمل کنم دیگه.
    فقط خداست که میتونه بهم کمک کنه نه دکتر نه هیچکس دیگه.

  5. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: حسرت بی خواهری

    سلام دوست عزیز،
    نظری راجع به مشاوری که رفتی نمیدم.

    به نظر من شما یه مسأله ی دیگه داری.
    ببین آقا رضا، شما خودت هم گفتی که رابطه ی خوبی با دوستانت نداری. با پدر مادرت هم میگی بیرون میری اما ظاهراً باهاشون راحت نیستی.
    نمیدونم به خاطر چی، ولی یه جورایی توی خودت رفتی. نمیدونم چرا همه رو حذف میکنی. میگی دوستا که هیچی، پدر مادرم که هیچی، پس من تنهام. پس کاش یه فرد جدید بود که باهاش راحت تر بودم. و اینجوری خیال پردازی میکنی که اگه یه خواهر داشتم باهاش حرف میزدم، با هم بیرون میرفتیم، تنهایی هامون رو با هم پر میکردیم و ...
    اما واقعیت ممکنه چیز دیگه ای باشه. چقدر خواهر برادرا هستن که برای هم وقت ندارن. چقدر هستن که از هم دلخور هستن و قهرای طولانی دارن باهم.
    اینجور وقتا، (یعنی وقتایی که اطرافیانمون رو مناسب نمیبینیم برای داشتن یه ارتباط صمیمی) معمولاً به اونایی که نداریم فکر میکنیم و خیال پردازی میکنیم و فکر میکنیم اگه اون بود، دیگه همه ی دنیا به روی من لبخند میزد و همه چی عالی میشد.

    نمیدونم چقدر ارتباطت با خدا خوبه و بهش بها میدی. اما هر چقدر هست، به نظرم توی تنهایی های ما آدما، فقط خداست که میتونه به دادمون برسه. حرفات رو به خودش بگو. نه که بری پیشش و گلایه کنی که خدایا چرا به من خواهر ندادی. به جاش خدا پدر مادری بهت داده که سایشون بالای سرت هست و شاکرش باش.

    به داشته هات نگاه کن، چیز کمی نداری. یه پدر زحمت کش و مهربون. یه مادر خوب و دلسوز. به پدر مادرت نزدیک تر شو. مخصوصاً به مادرت. با مادرت صمیمی شو و حرفات رو بهشون بگو. چه اشکالی داره که با مادرت بشینی و ساعت ها باهاشون حرف بزنی. از حال و روزت بگی و بذاری مادرت سنگ صبورت بشه، راهنمات بشه و ایشون هم حتی با شما حرف بزنن. از دغدغه هاشون بگن و بتونن روی پسرشون حساب کنن.
    اگه حرفایی داری که به مادرت نمیتونی بگی و دوست داری اونا رو بگی تا سبک بشی، یا اونها رو بنویس یا اینکه برای خدا حرف بزن. خدا که از همه ی مادرای دنیا هم مهربون تره.

    رضا جان، همه ی آدمایی که دور و برت میبینی، یه کمبودی دارن. یکی مادر نداره، یکی پدر، یکی برادر نداره، یکی هم مثل شما خواهر نداره، یکی همه رو داره اما قدر یکیشون رو یه ذره هم نمیدونه.
    قرار نیست ما توی این دنیا هیچ کمبودی نداشته باشیم. قراره با کمبود هایی که به هر دلیل توی زندگیمون وجود دارن، کم نیاریم و یه جوری با نبودشون کنار بیایم. ما انسانیم. میتونیم راههایی پیدا کنیم که جایگزین نداشته هامون باشه.

    راجع به دوستات هم که میگی فاز فکریشون با شما یکی نیست، شاید بخاطر محیطی هست که توش هستی. منم دیدم که مثلاً توی یه مدرسه، همه یه جوری هستن و دو سه تا تک می افتن. البته الان وقت کنکورت هست. نمیتونم بهت پیشنهاد بدم که بری وارد محیط های جدید بشی چون شاید وقتت رو بگیره.
    اما اگه کنکور نداشتی، حتماً بهت پیشنهاد میدادم که کلاسای مختلف بری تا با آدمای جدیدی آشنا بشی. یا اگه طرز فکرت مذهبیه که به بچه های مدرسه نمیخوره، بهت پیشنهاد میدادم بیشتر بری مسجد و اونجا بچه هایی با طرز فکر خودت پیدا کنی و باهاشون دوست شی.
    یا کلاسای ورزشی بری. توی باشگاه معمولاً همه جور آدم با طرز فکرای مختلف پیدا میشه. بالاخره آدم وقتی وارد جامعه بشه، هم فکر و هم راه خودش رو میتونه پیدا کنه.

    ببخشید که خیلی حرف زدم.
    تازه نصف حرفام رو نزدم و خلاصه گفتم:)
    امیدوارم که با تمرکز خیلی عالی، درست رو بخونی و کنکورت رو خوب بدی و موفق باشی

  6. کاربر روبرو از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده است .

    دختر مهربون (سه شنبه 28 تیر 90)

  7. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 14 دی 90 [ 20:34]
    تاریخ عضویت
    1390-7-08
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    1,061
    سطح
    17
    Points: 1,061, Level: 17
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حسرت بی خواهری

    ولش کن یه چیز گفتم پشیمون شدم سریع ویرایش کردم

  8. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 شهریور 92 [ 15:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-17
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    3
    سطح
    1
    Points: 3, Level: 1
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Posticon (4)

    سلام خدارو شکر میکنم که بم خانواده داد یعنی پدر و مادر و دوتابرادر داد ولی یه چیز بهم نداد خواهر

    خیلی خوهر دارنو قدرشو نمیدونن شاید اگر من هم داشتم قدر شو نمیدونستم وبه اونایی که خواهر دارن پیشنهاد میکنم قدرشو بدونن خواهر چون احساساتش با برادرش فرق داره برا ی برادرش جذاب تره به امید اینکه هیچوقت هیچ کس کمبود خواهر نداشته باشه

  9. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 آذر 94 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1392-3-07
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    3,323
    سطح
    35
    Points: 3,323, Level: 35
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,117

    تشکرشده 633 در 254 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجید77 نمایش پست ها
    سلام خدارو شکر میکنم که بم خانواده داد یعنی پدر و مادر و دوتابرادر داد ولی یه چیز بهم نداد خواهر

    خیلی خوهر دارنو قدرشو نمیدونن شاید اگر من هم داشتم قدر شو نمیدونستم وبه اونایی که خواهر دارن پیشنهاد میکنم قدرشو بدونن خواهر چون احساساتش با برادرش فرق داره برا ی برادرش جذاب تره به امید اینکه هیچوقت هیچ کس کمبود خواهر نداشته باشه
    سلام دوست عزیز به همدردی خوش آمدید و ممنون از تذکرتون.

    این تاپیک تاریخ گذشته هست قبل از ارسال پست به تاریخ تاپیک ها توجه فرمایید.
    پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
    من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم

  10. کاربر روبرو از پست مفید shapoor تشکرکرده است .

    شیدا. (یکشنبه 17 شهریور 92)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.