خانم پو:جناب sciدرتایپیکت حضور دارن وماهم ازصحبتها استفاده میکنیم اماباکسب اجازه ازایشون.درمورد درک غم و ناراحتی دیگران،خوبه که احساست روگفتی،ولی الان با احساس کرختی که خودت داری ودکترهم دلایل وعلائم اونو گفت چه انتظاری درمورد غم دیگران دراین شرایط ازخودت داری. توی دنیای واقعی،ما دربسیاری جاها اول خودمون باید یک تجربه یاتجربه هایی درمواردی داشته باشیم تابتونیم علاوه برمواردعمومی همدردی یاهمدلی درموارد دیگه هم دیگران رو درک کنیم.تازه کلی فیلم ومستندوداستان ورمان هم به زوایای مشکلات میپردازه تامردم بیشتراون قسمتهارودرک و حس همدلی داشته باشند.علاوه براین نوع تخصص هرکس ذره بین اورو بربخشی ازمشکلات متمرکرو مواردی رومکشوف میکنه که ممکنه درتوان درک دیگران نباشه.واگه ما خودمون درشرایط بد روحی باشیم که ممکنه موقتا نتونیم دیگران رودرک کنیم وکسی هم ازما دراین شرایط انتظاری نداره.البته شمادرتایپیک آقای نگارگر نظرمیدادیدو همدلی و همدردی میکردید چون فکرمیکردیدبخشی ازتجارب شمامشترک بوده.فکرمیکنم الان دراین موردزیادی ازخودت انتظار داری.موفق باشی امیدوارم عملگرایانه توصیه های دکتر روانجام بدهی"کارامروز روبه فردانیاندازیم"
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)