به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 107
  1. #41
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sci نمایش پست ها
    سلام خانم،
    سلام.

    خیلی موفق بوده اید! آفرین
    ممنون.

    کتابی که انتخاب کردید خوبه! کتاب کیمیاگر پائولو کوئیلو هم خوبه
    کتاب کیمیاگر رو 16 سالم که بود خوندم.مفاهیم خوبی داره. ولی خب اون حالت نشونه خواستن هاش هم روم تاثیر گذاشت و ضربه هم بهم زد.
    کتاب کمال الملک دیروز تموم شد. دیشب کتاب سمک عیار رو شروع کردم.

    بله روش مراقبه شما، مطابق همون روشی است که برای بهار نوشتم/ تنفس دیافراگمی الزامی نیست... به راحت ترین شکل نفس بکشید!
    هیچ کدوم احساساتی که دارید تلقین نیست... اما در مورد نور تیره... عملا این روش شما یک روش تن آرامی است. خب نور تیره رو وقتی تصور می کنید، موجب می شه که تمرکز شما بر این نور باشه و ذهنتون لحظه ای بصورت کامل استراحت کنه
    نمیدونم چرا نورها رو خوب نمیتونمتصور کنم. کلا تمرکز نمیتونم بگیرم. دیشب هم نتونستم نور رو خوب تصور کنم. چه نور خوشرنگ رو چه نور تیره رو.

    نوشتن افکار منفی هر زمان که افکار اومدن، انجام بشه! مثلا الان یک فکر منفی به شما هجوم آورده و در ذهن شما تکرار می شه... اون رو بنویسید
    مهم نیست که جای نوشتن افکار منفی کجا باشه... حتی می تونه تو ماشین هم باشه!
    برای پوشش بیشتر تلاش کنید! بهترین لباسهاتون رو بپوشید و دقت کنید که خلیی به خودتون برسید!
    اتفاقادیروز توی خونه علاوه بر پوشیدن دامن که معمولا نمیپوشیدم، مدل موهامو همتغییر دادم. ولی بازم برای بیرون هیچ فکری به ذهنم نرسیده.
    تیپ شما رو ندیدم اما یقین دارم متفاوت شده!
    به مادرتون بگید که مشاور به من گفته که تست بدم برای کنترل کلی ( چک آپ) ایشون درک می کنند! بدون شک برای شما لازمه/ هزینه با بیمه تامین اجتماعی کمی ارزانتر است
    ما بیمه خدمات درمانی هستیم. خیلی کم نمیشه. تازه این هزینه هایی که نوشتم با همون بیمه بود
    چند تا کار رو هنوز تو برنامه ندارید.
    اما در مورد کارهایی که به ذهنتون می رسه! همون لحظه که به ذهنتون می آد فورا انجام بدید و اجراییش کنید! اگر مقدور نبود یادداشتش کنید
    ساعت مراقبه نور رنگی رو غروب انجام بدید
    حس بیهودگی ناشی از سندرم هست. به زودی بهتر می شوید

    مراقب خودتون باشید
    کلا امروز صبح که بیدار شدم حالم خیلی افتضاح بود. هنوزم حالم خرابه. من خیلی بی قلب و بی وجدان هستم.

    آقای sci، ممکنه واقعا کسی احساسات و عواطفش رو از دست بده؟ میدونید چیه؟ نمیدونم چجوری بگم. مثلا من میدونم اگه کسی رو مسخره کنم بده. ولی نمیتونم حس کنم مسخره شدن چه حسی بهم میده. گاهی فکر میکنم بخش احساسات توی مغزم از کار افتاده. قبلاها وقتی کسی یه غمی داشت غم او رو درون خودم حس و تجربه میکردم یعنی درد و غمش درونم بوجود می اومد و این باعث میشد همدردی کنم. اما الان این درد و غمها درونم تداعی نمیشه. فقط میدونم اون شرایطی که فرد درش قرار گرفته حتما شرایط بدیه ولی حسش نمیکنم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    she (دوشنبه 18 شهریور 92)

  3. #42
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    نمیدونم امروز چمه. الکی الکی یک ساعته دارم گریه میکنم!!!!!!!!!!

  4. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 شهریور 92 [ 09:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    129
    سطح
    2
    Points: 129, Level: 2
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیزم سلام، از اینکه همت کردم و کل تاپیکت رو مرور کردم واقعا به خودم افتخار می کنم
    علایمت به علایم نورولوژِیک فقر آهن ( ناراحتی و غم پیوسته، عدم کنترل بر افکار و تمرکز) و علایم فیزیولوژیک مکمل های ضروری بدن از جمله روی و مس و ... ( خستگی، بی انگیزگی و ریزش مو) می خوره.
    یه کمک کوچولو اما حیاتی به خودت بکن و برو از داروخانه یه مکمل خوب مثل multidaily از شرکت nuture made یا seven seas از یه شرکت اروپایی ( که اسمش رو یادم رفته) بخر و شبها یکساعت قبل از خواب یک عدد رو میل کن ( از الان بگم ممکنه یه کم مشکلات گوارشی ایجاد کنه).
    من به عنوان یه پزشک برات تاکیدا می گم مصرف این مکمل در کنار توصیه های کارشناسانه "اس سی آی" عزیز واقعا در بهبودیت موثر خواهد بود
    از بی نظمی قاعدگی، چاقی، موی زاید در صورت رنج نمی بری؟ مشکلی در استشمام بوها پیدا نکردی، سردرد و تشنگی فراوان و در انتها، خروج شیر از سینه را هم بهم بگو
    من وارد بحثهای روانشناسانه که نمی تونم بشم چون علمشو ندارم با اینکه کارآموزی و کارورزی روانپزشکی گذروندم. اما این همه توقعی که از خودت داری !! تاکید می کنم از خودت نه از خدا !!!( خدایی که تو ازش حرف می زنی ، ارتباط باهاش قشنگ و ساده و دم دسته، اما برای این اینقدر نزدیکه بهت که در براورده کردن توقعاتت نسبت به خودت کمکت کنه ) برام اعجاب انگیزه.

    - - - Updated - - -

    دوست عزیزم سلام، از اینکه همت کردم و کل تاپیکت رو مرور کردم واقعا به خودم افتخار می کنم
    علایمت به علایم نورولوژِیک فقر آهن ( ناراحتی و غم پیوسته، عدم کنترل بر افکار و تمرکز) و علایم فیزیولوژیک مکمل های ضروری بدن از جمله روی و مس و ... ( خستگی، بی انگیزگی و ریزش مو) می خوره.
    یه کمک کوچولو اما حیاتی به خودت بکن و برو از داروخانه یه مکمل خوب مثل multidaily از شرکت nuture made یا seven seas از یه شرکت اروپایی ( که اسمش رو یادم رفته) بخر و شبها یکساعت قبل از خواب یک عدد رو میل کن ( از الان بگم ممکنه یه کم مشکلات گوارشی ایجاد کنه).
    من به عنوان یه پزشک برات تاکیدا می گم مصرف این مکمل در کنار توصیه های کارشناسانه "اس سی آی" عزیز واقعا در بهبودیت موثر خواهد بود
    از بی نظمی قاعدگی، چاقی، موی زاید در صورت رنج نمی بری؟ مشکلی در استشمام بوها پیدا نکردی، سردرد و تشنگی فراوان و در انتها، خروج شیر از سینه را هم بهم بگو
    من وارد بحثهای روانشناسانه که نمی تونم بشم چون علمشو ندارم با اینکه کارآموزی و کارورزی روانپزشکی گذروندم. اما این همه توقعی که از خودت داری !! تاکید می کنم از خودت نه از خدا !!!( خدایی که تو ازش حرف می زنی ، ارتباط باهاش قشنگ و ساده و دم دسته، اما برای این اینقدر نزدیکه بهت که در براورده کردن توقعاتت نسبت به خودت کمکت کنه ) برام اعجاب انگیزه.

  5. 2 کاربر از پست مفید پرمیس038 تشکرکرده اند .

    ammin (چهارشنبه 20 شهریور 92), n.h_92 (پنجشنبه 21 شهریور 92)

  6. #44
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    قای sci
    من دیروز و امروز دختر بدی بودم. تکالیفمو انجام ندادم.
    نمیدونم چمه. دیروز که همش داشتم گریه میکردم. امروز هم بدن درد دارم. و خیلی بی حوصله ام. حس میکنم یه تخته سنگ بزرگ رو قفسه سینم گذاشتن!

  7. #45
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    سلام خانم چرا
    تمرینها رو انجام نمی دید؟ وقتی کارهایی که به شما سپرده شده انجام نمی دید، تخته سنگ که چیزی نیست کوه رو باید بدوش بگیرید
    باور ندارید! اما من اگر جای شما بودم شروع می کردم و نتایجش رو می دیدم
    گریه اصلا بد نیست
    اما مراقب چشمهاتون باشید و حتما از دستمالهای نرم برای پاک کردن چشمهاتون استفاده کنید
    از فردا تکالیف رو شروع کنید و احساسات منفیتون رو بنویسید
    تمرینهای تنفسی رو شروع کنید
    سوالی بود بپرسید

    خانم دکتر پرمیس عزیز؛ ما هم بوجود بانوی دانایی چون شما افتخار می کنیم. به ایشون توصیه شده که به متخصص مراجعه کنند که هنوز البته خبری نیست، بدون شک پس از مراجعه و اعلام نتایج ازمایشات روی کمک پزشکی شما در این تاپیک حساب خواهم کرد

  8. 4 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    ammin (چهارشنبه 20 شهریور 92), n.h_92 (پنجشنبه 21 شهریور 92), setayesh92 (چهارشنبه 20 شهریور 92), she (چهارشنبه 20 شهریور 92)

  9. #46
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم پو:جناب sciدرتایپیکت حضور دارن وماهم ازصحبتها استفاده میکنیم اماباکسب اجازه ازایشون.درمورد درک غم و ناراحتی دیگران،خوبه که احساست روگفتی،ولی الان با احساس کرختی که خودت داری ودکترهم دلایل وعلائم اونو گفت چه انتظاری درمورد غم دیگران دراین شرایط ازخودت داری. توی دنیای واقعی،ما دربسیاری جاها اول خودمون باید یک تجربه یاتجربه هایی درمواردی داشته باشیم تابتونیم علاوه برمواردعمومی همدردی یاهمدلی درموارد دیگه هم دیگران رو درک کنیم.تازه کلی فیلم ومستندوداستان ورمان هم به زوایای مشکلات میپردازه تامردم بیشتراون قسمتهارودرک و حس همدلی داشته باشند.علاوه براین نوع تخصص هرکس ذره بین اورو بربخشی ازمشکلات متمرکرو مواردی رومکشوف میکنه که ممکنه درتوان درک دیگران نباشه.واگه ما خودمون درشرایط بد روحی باشیم که ممکنه موقتا نتونیم دیگران رودرک کنیم وکسی هم ازما دراین شرایط انتظاری نداره.البته شمادرتایپیک آقای نگارگر نظرمیدادیدو همدلی و همدردی میکردید چون فکرمیکردیدبخشی ازتجارب شمامشترک بوده.فکرمیکنم الان دراین موردزیادی ازخودت انتظار داری.موفق باشی امیدوارم عملگرایانه توصیه های دکتر روانجام بدهی"کارامروز روبه فردانیاندازیم"
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  10. کاربر روبرو از پست مفید ammin تشکرکرده است .

    n.h_92 (پنجشنبه 21 شهریور 92)

  11. #47
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 اردیبهشت 93 [ 13:55]
    تاریخ عضویت
    1392-6-19
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    584
    سطح
    11
    Points: 584, Level: 11
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 24 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانوم پوه
    من تقریبا درکتون میکنم.حال خودم هم زیاد خوب نیست.یه بار که کلی سوال تو ذهنم بود و پر ازشک بودم تاپیک شمارو خوندم.من چیزی نمیدونم فقط میگم.....کاش آدما هیچ وقت با خیال و خواب با خدا ارتباط برقرار نکنن.میدونی کاش آدم شهامت داشته باشه و بگه هوای نفس دارم.چون آدمم.کاش خدارو انقدربا خیال صدا نکنیم یا به چیزاییکه ازمون خواسته عمل کنیم یا بریم سر کارمون به خدا اینجوری خدارو شناختن نتیجه عکس میده. انگار از روی نفس بوده باشه....

  12. #48
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    همدردی تنها جایی بود که باهاش احساس خوبی داشتم. اینترنت هم ممنوع شد

    همه چیزم رو ازم گرفتم. این هم رو بقیه اش. فقط کاش مامان چندتا چاقو هم میزد توی قلبم که دیگه مطمئن باشم جونم رو هم گرفته و دلش خنک شده و دیگه دست از سرم برداره.
    اصلا کاش مثل هند جگر خوار قفسه سینه ام رو هم میشکافت و قلب و جگرم رو هم گاز میزد که دلش حال بیاد.

    اسمش جا زدنه؟ آره شاید. وقتی اختیاری برای داشتن هیچ چیزی و تصمیم گیری در مورد هیچ چیز نداری، وقتی فقط سرکوب میشی و صداتو خفه میکنن، وقتی اسیری،وقتی محکومی، وقتی زورت بهشون نمیرسه، جراتمند بودن یا نبودن چه فرقی میکنه؟ وقتی همه ی ساخته هات رو خراب میکنن وقتی هرچی رشتی پنبه میکنن منفعل بودن یا نبودن چه فرقی داره؟ بی خیال. بذار هرکاری میخوان با من و زندگیم بکنن. دیگه دم نمیزنم. دیگه جیکم در نمیاد. دیگه بیشتر از قبل سرمو میارم پایین و میگم لطفا هر بلایی که میخواید سرم بیارید.ببینم کی سیر میشن؟ ببینم دیگه چی از جونم میخوان؟ ببینم کجا دیگه دلشون خنک میشه؟

    شاید هم بیام لذت ببرم از نابودی خودم. آره. انگار جدیدا هرچی نابودتر میشم بیشتر لذت میبرم. بیشتر کیف میکنم که اونا دارن هرکاری میخوان با زندگیم میکنن. خودمم باهاشون همکاری میکنم. اصلا آره خیلی لذت بخشه. دیگه چرا ازشون شکایت کنم؟ خودمم این دفعه دیگه واقعا باهاشون هماهنگ میشم. یه تیشه اونا بزنن به ریشه ام یه تیشه خودم بزنم به ریشه ام.یه تیشه من یه تیشه اونا، یه تیشه من یه تیشه اونا. و با هم بخندیم. منم تو لذتی که اونا از این تیشه زدن میبرن سهیم میشم. بههههه، چه کیفی میده. زودتر از پا در بیام و خلاص بشم. جدا اخیرا فهمیدم چقدر کیف داره چقدر لذتبخش میتونه باشه ها. یه حس خلسه و آرامش لذتبخشی به آدم میده.

    بیچاره مامان برای نابودی من خیلی داره به خودش زحمت میده. خیلی ذهنش همیشه درگیره که چجوری منو اذیت کنه و چجوری ازم آتو جور کنه و چجوری خرابم کنه و... خیلی دقت داره که من چیا دارم که میشه ازم بگیره. دلم براش میسوزه. بیچاره خیلی خودشو به زحمت میندازه. وااااای تو قضیه علییییی. من و علی تلاش میکردیم به هم برسیم و اون به هر دری میزد که نذاره. چقدر بنده خدا سختی کشید. مجبور بود دو برابر زور بزنه. ولی خب خداییش آخرش من و علی هردومون کم آوردیم جلوش. مامانم برنده شد.یا برای تحریب رابطه من و بابا. چقدر تلاش کرد که منو از چشم بابا بندازه.تا یه کار اشنباه میکردم چوقولیمو به بابا میکرد. میگفت فکر نکنی این پوه همونیه که وقتی تو خونه هستی بهت نشون میده ها. این پوه فلان و بهمانه. کلا خیلی زور میزنه که من بازنده باشم.

    بذار من بی خیال زور زدن بشم و اون ببره. اصلا بذار خودم هرچی دارم نابود کنم که دیگه خیالش راحت بشه. آآآآخخخخخخخخ که چقدر دوست دارم ببینم کی دلش خنک میشه؟
    فکر کن؟ مثلا برم شعرهامو آتیش بزنم.
    بعد میبینم باز انگار دلش خنک نشده و هنوزم دلش میخواد نابودتر باشم.
    بعد برم همه کارای هنریمو آتیش بزنم.
    بعد کتابامو آتیش بزنم.
    بعد مدرکهامو آتیش بزنم.
    بعد هر کی میاد خواستگاری بگم نه.
    بعد اخلاقای خوبمو نابود کنم.
    بعد پاکیمو نابود کنم.
    بعد انسانیتمو نابود کنم.
    بعد آبرو خودمو هم ببرم که مامان مجبور به چوقولی کردن و گزارش دادن نباشه. کارشو راحت کنم.
    .
    .
    .

    بعد هی کارای پیشرفته تر انجام بدم
    وقتی فقط جسمم باقی موند. اول غذا نخورم. بعد سرمو بکوبم توی دیوار. بعد برم از پشت بوم خودمو بندازم پایین . بعدش برم جلوش گردن خودمو بگیرم که خفه بشم( رگ زدن و مرگ آسون به مامان کیف نمیده. دوست داره ببینه زجر میکشم) شاید هم آخرش خودمو آتیش بزنم.

    و نگاش کنم ببینم کی کیف میکنه و میفهمه برنده شده و دلش خنک میشه. وای چقدر لذت داره بالاخره ببینم که دلش خنک شده. که به آرزوش رسیده. بعدش دیگه از دستش راحت میشم.


    اگر این تاپیک به درد کسی دیگه میخوره و فکر میکنه مشکل سندروم سی سالگی رو داره ادامه اش بده.

    وگرنه لطفا فرشته مهربان تاپیک رو قفل کنن.

    از دوستان همدردی هم تشکر و خداحافظی میکنم.

  13. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    پوی عزیزم متاسفم خیلی زیاد.


    ولی اگه محروم شدی از نت کافیه که سوالاتت و نتایج کارات رو تو word بنویسی و سرفرصت مناسب از کافی نت استفاده کنی!




    شاید تو خونه نتونی خ درک بشی( من قضاوتی در این زمینه ندارم) اما اینجا داری از کسی مشاوره می گیری که خودش مشغله زیاد داره و علی رغم این برای شما وقت می زارن! قطعا ایشون هم تو زندگیشون مشکلاتی دارن! حالا اگه شما این وسط رها کنی هم خودت اوضاعت تغییر نمی کنه بلکه بدتر میشه هم زحمات اقای اس سی ای به نتیجه نیم رسه! کافیه یه خورده به نیمه پر لیوان نگاه کنی! ببین چقدر از بچه ها رفتن پیش مشاوره و هیچ نتیجه ای نگرفتن !

    حالا که این فرصت بذست امده نگاهت رو معطوف به هدفت کن و کار به کار حواشی نداشته باش. معمولا اختلاف نظر تو خانواده ها طبیعی ست.

    الان هدف " بهبودی شما س" همین!

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331

    ویرایش توسط مهرااد : شنبه 23 شهریور 92 در ساعت 09:44

  14. 2 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    n.h_92 (شنبه 23 شهریور 92), sci (شنبه 23 شهریور 92)

  15. #50
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    من ديگه نميخوام خوب بشم و بهبود پيدا كنم. خنده ام ميگيره بهبود!!!!!!!!!!!!!

    ميخوام اصلا داغون و نابود باشم.

    ميدونيد امروز چه حسي دارم؟ ياد يه فيلم افتادم. يه سربازي بود كه هميشه بالا دستيهاش اذيتش ميكردن. بعد كم كم زد به اون دنده و همه ي توانايي هاشو زياد كرد و بعد هم با نفرت اون بالا دستيه و بعد هم خودشو كشت.

    اونقدر الان نفرت درونم هست.

    ديگه هيچي برام مهم نيست.

    فقط و فقط ميخوام نابود باشم.

    ديگه از نابودي كيف ميكنم. كيف

    - - - Updated - - -

    بهبود اصلا ميخوام چيكار؟

    من فقط بايد نابود بشم. بايد له بشم.

    فقط همين.

    - - - Updated - - -

    ضمنا آقاي اس سي آي

    ممنونم كه اين مدت وقت گذاشتيد. اميدوارم اگر در تالار كسي ديگه مشكل سندروم رو داره بتونه استفاده كنه و درمان ها رو پيگيري كنه.

    من فقط ديگه ميخوام خودمو مامانمو راحت كنم و هر دو با هم كيف كنيم.

  16. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    sci (شنبه 23 شهریور 92)


 
صفحه 5 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نحوه دسترسی به انجمن های همدردی(مشاوره تخصصی عمومی و مشاوره تخصصی خصوصی )
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 01 شهریور 99, 19:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.