با تشکر فراوان از دوستان محترمی که در مبحث تنفر از همسر مشارکت نمودند مطلب اساسی که نمی دانم چطور فراموش کردم در میان مشکلات شوهرم بیان کنم محبت نکردن ایشان به من بوده در این 10 سال زندگی مشترک کمتر محبتی از ایشان دیدم و ارزو داشته ام دستی روی سرم بکشد و... با توجه به عدم محبتی که از سوی پدر و مادرم دیده بودم ولی افسوس ، واقعا هر کاری می کنم که دوباره به سوی ایشان بروم و دوستش داشته باشم ولی نمیشه .ایشان هر بار قول داده محبت بکنه و مشکلات ذکر شده را کنار بذاره ولی عمل نکرده دیگه اعتمادی بهش ندارم.پیش از دو ماه هست که ایشان توی یه اتاق می خوابه من تو اتاق دیگه پیش بچه ها ، یک جلسه پیش مشاور رفته ایم ، من سر موضع طلاق هستم البته برای انجام انون مشکلاتی دارم ، بچه هام را دوست دارم و حاضر نیستم بدون اونها زندگی کنم الان هم بهمین خاطر مانده ام تا شاید فرجی شود. ممنون می شم باز هم کمک کنید ...