واقعا ممنون که برام وقت گذاشتی دوست من خواهرمن تو خونه تنهاست چون منو خواهر بزرگم ازدواج کردیم و سر خونه خودمون هستیم ولی مادر و پدرم همه جور به او میرسند بهترین چیزهارو براش تهیه میکنن و اینکه مادر من هرروز اونو میبره بیرون بازار و خرید چون این یکی از علایق مادرزم هست پدر مادر من پیر نیستن که حوصله اونو نداشته باشن و یکسره قربون صدقش میرن و انقدر اعتماد بنفس بالای داره که حتی تو حرفهای که حتی نمیدونه چی نظر میده و خیلی هم لوس فقط از اینکه ما یک جفت داریم و اون نداره ناراحته و در ضمن دوستا دوست بسیار صمیمی داره که اونها اینو یادش دادن و با من خواهرم بسیار راحت و حرفهاشو به ما میگه و لی الان بشدت نیاز به جنس مخالف داره و نمیتونه اونو فراموش کنه ما موبایلشو ازش گرفتیم و مادر همیشه اونو با خودش میبر و میاره








علاقه مندی ها (Bookmarks)