در حال حاضر کارم رو تعطیل کردم و مشغول خواندن چندباره ی تاپیک "چگونه منفعل نباشیم" هستم.
این موضوع اینقدر مهم و اساسیه که میشه هزاران صفحه راجع بهش نوشت و هزارن مثال مختلف از زندگی های مختلف و شرایط مختلف آورد.
- - - Updated - - -
نمی دونم از کجا شروع کنم. افسرده و بی انرژیم. پدر و مادرم از دست شوهرم ناراحتند. شوهرم از اونا. من از خانواده ی شوهرم ناراحتم و اونا از من ناراحت و طلبکار.
.
.
من دارم توی خونه کارهای بیشتری انجام میدم و مواظبم توی این شرایط هیچ حرف اضافی نزنم. حساسیت ها توی اوج خودش هست. چیزی از شوهرم درخواست نمی کنم. راجع به کارهاش هیچ اظهار نظری نمی کنم. بهش تلفن نمی کنم. زیاد جلوی چشمش نمیام. محتاطم. مراقب غذا، مرتب بودن خودم و خونه و آشپزخونه ام!! چیزی نمی پرسم...
.
نمی تونم پیش بینی کنم داریم به چه سمتی میریم ولی میدونم که اونم خسته است. حوصله بحث نداره. میخواد آرامش داشته باشه. سعی می کنم فضا آروم باشه.
.









علاقه مندی ها (Bookmarks)