سلام دوست عزیز خیلی مایلم که بدونم چند سالتونه و همچنین این اقا پسر؟!
داستانت خیلی شبیه خودم بود انگار که همه ی اینا رو از زبون خودم داشتم می خوندم!اما بذار یه حرفی رو خواهرانه بگم که این جا فقط درست مهمه فقط و فقط !
عزیز من شما چطور عاشقه کسی شدی که حتی حاضر به جدایی با شما بوده؟؟!و همون طور که گفته بودی ایشون به دختر های زیادی دوست بودند !بهتره یه خورده منطقی فکر کنی!منم این دوران رو داشتم حتی از شما بدتر!خیلی بدتر!!اینم بگم که من فکر می کنم شما عاشقه اون نیستید فقط بهش عادت کردین فقط کافیه یه مدت به خودتون فکر کنین که چه فرصت هایی رو از دست دادین!!اینو واقعا راست می گم!!
یه شعر جالبی هست که می گه:گوهر خود را نزن بر سنگ هر نا قابلی !!صبر کن تا گوهر شناس قابلی پیدا شود!!موفق باشی !!منتظر جوابتون هستم!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)