ممنونم نوپو جان من قبلا تو این شهر زندگی نمیکردم و حجابم با توجه به شهری که توش بودم و همینطور نوع ارایشم یه چیز معمول و مناسب بود بعد از اینکه به این شهر اومدیم من با همون حجاب قبلی تو این شهر بودم و با همون فرهنگ مثلا خانودم به من اجازه میدن تا یه ساعت خاصی بیرون باشم و واسه هربار با دوستام بودن اجازه نمیگیرم یا مثلا خانوادم به من اجازه میدن با دوستام سینما برم یا برم خونشون ویا با پسر خاله هم بریم بیرون و...چیزایی که تو شهر خودم خیلی معمول بود .اما تو رفتارم با جنس مخالف خیلی خجالتیم و اصلا تو این چند سال با هیچ کدوم از پسرای کلاس بیشتر از یه بار اونم بنا به ضرورت حرف نزدم طوری که همه منو به عنوان یه ادم خجالتی میشناسن که حتی وقتی با جنس مخالف روبه رو میشم سرمو پایین میندازم تا نگاهمونم به هم نیفته...اینارو گفتم برای اینکه بگم پوششم نسبت به این شهر که اکثرا بدون ارایشو با چادرن و بیرون رفتنام با توجه به اینکه دوستام واسه یه بیرون رفتن باید کلی به والدینشون اصرار کنن یا سینما رفتن چندتا دخترو بد میدونن شاید باعث بشه بقیه حرفای این خانومو بپذیرن. اما رفتارم همیشه سنگین بوده طوری که همین دوستم وقتی رازامو فهمید گفت من همیشه با خودم میگفتم خوش به حال مینا که با هیچ پسری ارتباط نداره.درضمن همه این خانومو میشناسن که خودش ادم مقیدی نیست و خیلیم پشت سر دیگران حرف میزنه اما خب به هر حال این موضوع باعث نمیشه حرفاش در مورد من توسط شنونده رد بشه تو مثالیم که زدین شما اون خانومو شناختین و این حرفش اول خودشو خراب کرد ولی به هر حال دوستشم خراب شد دیگه...راستی با توجه به نوشته هام تو فیسبوک و حال بدم و درد و دلام که البته هیچ وقت جزییاتو به هیچکس جز این خانوم نگفتم فقط گفتم که یه نفرو دوست داشتمو رابطم خراب شده با توجه به این حرفای خودم اگه توضیحاتو دروغای اون خانومم باهاش همراه بشه خیلیا ممکنه همرو باهم باور کنن فکر کنم فقط میتونم به خدا توکل کنم کاری ازم بر نمیاد








علاقه مندی ها (Bookmarks)