به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 39 , از مجموع 39
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 مهر 92 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1392-6-30
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Elena1994 نمایش پست ها
    عزیزم من نمیخواستم که ناراحتت کنم ، خواستم بگم اونطوری که تو فکر میکنی نیست شاید اصلا به چهره و اینا هم ربطی نداشته باشه چون بین هزاران دانشجو از نظر زیبایی دس بالا دست زیاده شاید واقا تو در نظر ایشون برجسته هستی
    اما من بازم فکر میکنم این حسی که نسبت به تو داره مثل خواهرش بهت نگاه میکنه..

    باز نمیشه نظر داد چون ما مستقیم برخورد ایشون با شما رو ندیدیم اما امیدوارم سعی کنی بی تفاوت باشی اینطوری اذیت میشیا

    - - - Updated - - -

    بین حرفات گفتی دوس دارم بدونم چه حسی به من داره یا علاقه داره یا نه ، بیا فرض کنیم کشته مردته و اصلا فکرشو از تو خالی نمیکنه ; وقتی بفهمی همچین حسی داره میخوای چیکار کنی دونستن این موضوع چه فرقی به حالتون داره بگو ماهم بدونیم
    بچه ها خیلی جالبه همه حرفایی که شما میزنید همه تصوراتتون تو ذهن منم میاد باورکنید منم تاقبل ازین اتفاقات دخترعاقلی بودم برخوردم با مسایل زندگی منطقی وبدور ازاحساسات بود ولی بچه ها بخدا قسم که خودش شاهده بیشترازستاره های آسمون تلاش کردم ذهن وخیالمو ازفکرش دورکنم ولی بخدا نشد که نشد نمیدونم چرا این حس کشش من بسمت اون پایان نداره منم بارها گفتم بفرض محال که اون عاشقم بوده باشه آخرش که چی ضمن اینکه چون قبلا هم یه چیزی درموردش شنیدم مطمئنم آدم نرمالی هم نیست؛بچه ها من مطمئنم رسیدنی درکار نیست فقط دوس دارم اونم منو دوس داشته باشه ومن خیال باطل نکرده باشم؛من از طردشدن میترسم فقط؛بچه ها من 5ماه دیگه کامل فارغ التحصیل میشم و بایدازپایاننامم دفاع کنم ؛بعداز 5ماه همه چی تمومه ولی مطمئنم فکروخیال استاد هرگزمنو ول نمیکنه حتی اگه بخوام؛چه پایان تلخی...‏!‏‏!‏‏!الان فک میکنم اگه باهاش دوس میشدم یجورایی بهم وابسته میشد و...بعدفک میکنم میبینم من اگه بمیرمم حاضرنمیشم باهیچ مردی دوس بشم؛چقد سخته روزای من

  2. کاربر روبرو از پست مفید دایان تشکرکرده است .

    Elena1994 (پنجشنبه 04 مهر 92)

  3. #32
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم من یک داستان واقعی برایت می گویم. دقیقا مثل مال تو نیست اما شباهت دارد.
    البته دلم می خواست هیچ وقت چنین داستانی را نمی شنیدم چون ضربه سختی به من زد. اما خوب هیچ کار خدا بی حکمت نیست.
    یکی از بستگان من ( محرم است ) مردی است هفتاد و سه ساله که من رابطه صمیمانه ای با او دارم. راستش دکور خانه اش کتابخانه است ، خیلی قشنگ ( درست مثل یک آدم بسیار با فهم و شعور ) و شیرین صحبت می کند ، خارج رفته است و خاطرات زیادی دارد ، وقتی با کسی رابطه نزدیک دارد خیلی بلد است دلش را به دست بیاورد طوری که حتی من را تحت تاثیر قرار داد. خوش لباس است و می گوید در جوانی همیشه تک می پوشیده است و... خوب به نظر تو یک آدم خیلی ایده آل نیست و نمی تواند یک خانم را ( اگر سنش را کنار بگذاریم ) جذب کند؟
    بله درست مانند استاد تو یک جذابیت هایی دارد و یک خصوصیات مثبتی که گفتم. اما باطن قضیه چیست ؟ الان می گویم : پسرش خودکشی کرد ، دخترش با او رابطه خوبی ندارد و تقریبا رهایش کرده است ، دختری که از همسر اولش دارد به هیچ عنوان دوستش ندارد و از او بدش می آید. همسرش به خاطر فشار به اعصابش آلزایمر گرفته است و از دست رفته کاملا. کاملا تنها است و حتی دوستی هم به جز من ندارد . رابطه اش با خواهرهایش خوب نیست ( با این حال خواهرها کمکش می کنند چون تنها و بیمار است و ثروت چندانی ندارد ). حالا فکر می کنی چرا ؟
    چون او به شدت لذت گرا و تابع هوای نفس و خواهان خوشی و خوشگذرانی است. یعنی خودش به من گفت که اصلا هیچ تقیدی به کسی ندارد و بعد از ازدواج دومش هم دائما پی خوشگذرانی با دوستانش می رفته است به طوری که خانواده اش را از دست داد. ازدواج اولش هم با شکست روبه رو شد و نتیجه اش یک بچه شیرخواره شد که مادربزرگش او را بزرگ کرد و بچه بی پدر و مادر خیلی سختی کشید و الان ام اس گرفته است. الان آن دختر دوستش ندارد. او اصلا دوست ندارد به چیزی مقید باشد و امشب دلیل شکست ازدواج اولش را فهمیدم :
    می گفت هیچ وقت بعد از عقد با همسرش رابطه نزدیکی نداشت ، هیچ کششی به او نداشت و حتی دستش را نگرفت. می گفت علتش را نمی داند. اما با ماجرایی که تعریف کرد علتش را فهمیدم : شب عقد کنانش که مجلس مجللی هم بود یک زن ( که توضیحش را می دهم ) از جلو او گذشت که بیست سال از او بزرگتر بود. او دخترعمه اش بود که متاهل هم بود. می گفت در مجلس عاشق او شدم. حالا چرا تا به حال دوستش نداشت و آن شب عاشقش شد ؟ چون آن زن بلد بود دل مردان جذاب را برباید و استاد این کار بود. به هر حال زنش را دوست نداشت و دخترعمه در دلش جا کرده بود. ظاهرا دخترعمه متاهل بود اما ( نمی دانم بعد از طلاق آقای مذکور یا قبلش ) با او دوست صمیمی شدند و به او گفت که برای دوستی ام با تو از شوهرم جدا می شوم و همین کار را کرد. ظاهرا آقای مورد نظر هم اصلا این کار را بد نمی دانست و وقتی من گفتم آن زن کار زشتی کرد گفت مگر همه باید نماز شب بخوانند! اما بعد از جدایی زن از شوهرش فهمید که او مطابق میلش نیست. می گفت او مرا خیلی دوست داشت و دایما به من تلفن می زد و من کارهایش را دوست نداشتم. بنابراین رابطه را تمام کردم و حتی به اروپا رفتم که دیگر او را نبینم.
    خوب عاقبت این آقای جذاب خوش پوش خوش صحبت همین است که الان گفتم و من را یاد استادت می اندازد!
    اما دخترعمه بیست سال بزرگتر هم که از همسرش طلاق گرفت به کار فریب مردان ادامه داد. چندین بار ازدواج کرد و یک بچه آورد و بعد طلاق گرفت و رفت که رفت. بسیار بدنام شد و آخرش قبل از انقلاب به آمریکا رفت و آنجا ظاهرا راحت تر بود برای کارهایش. حالا هم عمرش با بدنامی تمام در شرف اتمام است و به زودی از سرطان می میرد. او هم نسخه مونث استاد شما و امثال او است!

  4. 5 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (پنجشنبه 04 مهر 92), Elena1994 (پنجشنبه 04 مهر 92), hamtta (چهارشنبه 03 مهر 92), Less Than Nothing (شنبه 20 مهر 92), سنجاب بازیگوش (پنجشنبه 04 مهر 92)

  5. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 مهر 92 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1392-6-30
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دایان نمایش پست ها
    مرسی فرشته مهربان ولی کلا بدیل جذابیت چهره زیاد بهم پیشنهاد دوستی میدن جالبه 3هفته پیش یه استاد دیگم بهم ابراز علاقه کرد متأهل بود یه دختر5ساله هم داره
    بیمحلش کردم
    دوس دارم بیشتر باهام حرف بزنید؛خیلی از خدا گلایه مندم آخه این چه عشقیه افتاده تو سرمن عشقی که نه سر داره نه ته؛هزارتا مشکل داره ازاول چون نه 2طرفه بودنش معلومه نه حتی اگه معلوم بود عاقبت درستی نداره؛اگه خدا یه آدم درست میذاشت سره راهم شاید هیچوقت کمبودشو احساس نمی کردم؛باورکنید من آدم سخت گیری نیستم من فقط یکی میخوام در حده خودم نه آدمی که هزاربار ازمن پایینتره چون میدونم هرگز نمیتونم خودمو گول بزنم و به این آدما راضی بشم؛ترجیح میدم همه عمر مجرد بمونم تا اینکه بخوام به اینجور آدما فک کنم؛چیزی که خیلی جالبه من هیچ کمبودی نه ازنظر قیافه دارم نه از نظر خانواده نه از نظر تحصیلات...خسته شدم ازبس به این عشق بیحاصل فکر کردم؛میترسم بعداز ازدواج هم برام مشکل ساز بشه...چرا فکر وخیالش هیچوقت از ذهنم بیرون نمیاد_‏؟؟؟؟؟‏!‏‏!‏‏!‏‏! ‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏

  6. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    دایان خانم به نظرم حالا این احساسی که به وجود اومده دست خود ادم نیست بلاخره دل نمیشه کاریش کرد
    سرش نمیشه که یکی متا هل یکی مجرد وحق نداره ونمیتونه به هر کسی دل ببنده....
    ولی پیش میاد و... پیش امده.......
    ولی شما تا اونجایی که میتونید سعی کنید کمتر تو دیدشون باشین تا کار ضروری نداشته باشین اصلا باهاش برخوردی نداشته باشین!
    بلاخره درستون تموم میشه و دیگه فکر نمیکنم بهانه ای واسه اینکه این استاد رو ببینید داشته باشید و همین باعث میشه به مرور
    بر احساستون غلبه کنید یا به نوعی..... از دل برورد هر انکه از رود.........!
    خیلی جالب از یه اقایی شنیدم گفت بعضی دخترا یه قیافه های دارن که پسرا فقط بهشون پیشنهاد دوستی میدن !!!!
    نمیدونم دقیقا منظورشون چی بود ولی به نظرم شما ظاهرتون جوری باشه که بیشتر مردا جذبتون میشن ولی متاسفانه این کشش فقط
    کشش جنسی باشه یعنی بعضی دخترا فقط جاذبه جنسی برای اقایون دارن بیشتر هم اقایونی که متاهلند و یا سنشون تقریبا بالاست.
    خوب این هم مقصر شما نیستید سعی کنید روی ظاهر و پوششتون بیشتر کار کنید نمیدونم چجور پوششی دارین؟
    ولی دخترای که خدا نعمت زیبایی و جذابیت رو بهشون داده باید سعی کنن ظاهرشون با پوششهای خاص و ارایش نمایان تر نکنند!!!!
    تا بیشتر جلب توجه نکنند و هر کسی به خودش اجازه بده هر پیشنهادی بهش بکنه یعنی مواظب زیباییتون باشین تا کسی ازش سو استفاده نکنه!

  7. کاربر روبرو از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده است .

    دایان (جمعه 05 مهر 92)

  8. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 مهر 92 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1392-6-30
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [QUOTE=abi.bikaran;296928]دایان خانم به نظرم حالا این احساسی که به وجود اومده دست خود ادم نیست بلاخره دل نمیشه کاریش کرد
    سرش نمیشه که یکی متا هل یکی مجد وحق نداره ونمیتونه به هر کسی دل ببنده....
    ولی پیش میاد و... پیش امده.......
    ولی شما تا اونجایی که میتونید سعی کنید کمتر تو دیدشون باشین تا کار ضروری نداشته باشین اصلا باهاش برخوردی نداشته باشین!
    بلاخره درستون تموم میشه و دیگه فکر نمیکنم بهانه ای واسه اینکه این استاد رو ببینید داشته باشید و همین باعث میشه به مرور
    بر احساستون غلبه کنید یا به نوعی..... از دل برورد هر انکه از رود.........!
    خیلی جالب از یه اقایی شنیدم گفت بعضی دخترا یه قیافه های دارن که پسرا فقط بهشون پیشنهاد دوستی میدن !!!!
    نمیدونم دقیقا منظورشون چی بود ولی به نظرم شما ظاهرتون جوری باشه که بیشتر مردا جذبتون میشن ولی متاسفانه این کشش فقط
    کشش جنسی باشه یعنی بعضی دخترا فقط جاذبه جنسی برای اقایون دارن بیشتر هم اقایونی که متاهلند و یا سنشون تقریبا بالاست.
    خوب این هم مقصر شما نیستید سعی کنید روی ظاهر و پوششتون بیشتر کار کنید نمیدونم چجور پوششی دارین؟
    ولی دخترای که خدا نعمت زیبایی و جذابیت رو بهشون داده باید سعی کنن ظاهرشون با پوششهای خاص و ارایش نمایان تر نکنند!!!!
    تا بیشتر جلب توجه نکنند و هر کسی به خودش اجازه بده هر پیشنهادی بهش بکنه یعنی مواظب زیباییتون باشین تا کسی ازش سو استفاده نکنه![/QUOTE
    مرسی از آبی بیکران چون مشکل منو خیلی زیبا توصیف کرد بچه ها بخدا حرفای همتون مایه دلگرمیه از مسئولان و بانیان این تالار هم صمیمانه متشکرم چون خیلیا رو به راه راست هدایت میکنند؛من ادعا نمیکنم مشکلم به این زودی حل شد یا بشه؛سعی میکنم یواش یواش و با راهنمایی تک تک شما عزیزان راه درستو پیدا کنم نذارم غرورم جریحه دار بشه؛بقول آبی بیکران من بیشترجاذبه جنسی دارم واسه آقایون و این واقعیت بیشترمواقع آزارم میده چون احساس گناه و عذاب میاد سراغم بی آنکه تقصیرخاصی داشته باشم؛ضمنا ازآرایش ولباس جلف شدیدا بیزارم سعی میکنم طبق عرف لباس بپوشم وآرایش کنم؛ایکاش هیچوقت آدم دچار عشق بی سروته نشه خوده عشق یه جورآزارت میده بی سر و ته بودنش یه جور دیگه؛میدونم سخته ولی سعیمو میکنم پا بذارم رو دلم؛کاش خدا هم دیگه ازین بازیا بامن نکنه کاش...بازم ممنون آبی بیکران از توصیفات درستت

  9. 2 کاربر از پست مفید دایان تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 05 مهر 92), Elena1994 (جمعه 05 مهر 92)

  10. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 فروردین 93 [ 12:26]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    58
    سطح
    1
    Points: 58, Level: 1
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام دایان خانم
    با خودت رو رواست باش به نظرت این احساسی که داری عشق هستش ؟
    عشق واقعی که بدون شناخت دو طرف بوجود نمیاد پس خودت رو گول نزن
    خودت رو درگیر احساست نکن خوبه یکبار تجربه اش رو داشتی
    به فرض اینکه به قول خودت به این استاد پا میدادی واین رابطه شکل میگرفت به نظرت اخرش به کجا میرسید
    ایشون یک ادم متاهل هستند ومطمئن باش حتی اگه عاشقت هم میشد یک عشق از روی هوس هستش
    شک نکن ادمی که وجدان نداشته باشه عشق رو نمیفهمه
    پس دختر خوب مراقب احساس خودت باش که به بیراهه نره
    خوش باشید وموفق

  11. کاربر روبرو از پست مفید sene1 تشکرکرده است .

    دایان (چهارشنبه 10 مهر 92)

  12. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 مهر 92 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1392-6-30
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sene1 نمایش پست ها
    سلام دایان خانم
    با خودت رو رواست باش به نظرت این احساسی که داری عشق هستش ؟
    عشق واقعی که بدون شناخت دو طرف بوجود نمیاد پس خودت رو گول نزن
    خودت رو درگیر احساست نکن خوبه یکبار تجربه اش رو داشتی
    به فرض اینکه به قول خودت به این استاد پا میدادی واین رابطه شکل میگرفت به نظرت اخرش به کجا میرسید
    ایشون یک ادم متاهل هستند ومطمئن باش حتی اگه عاشقت هم میشد یک عشق از روی هوس هستش
    شک نکن ادمی که وجدان نداشته باشه عشق رو نمیفهمه
    پس دختر خوب مراقب احساس خودت باش که به بیراهه نره
    خوش باشید وموفق
    مرسی از همتون بچه ها؛البتی یه چیزه دیگه اینه تو این 2‏_‏3سالی که همش فکرم درگیر این عشق بیحاصل و مسخره بوده گاهی اوقاتم این آقا بدجور ازچشمم میوفته طوری که تا یه مدت ذهنم آزاده روحیه م خیلی شاده و خوشحالم که یدفه سرعقل اومدم و ازخواب خرگوشی بیدار شدم ولی این احساسات زودگذره وقتی میبینمش دوباره روزاز نو روزی ازنو...خلاصه بیشتراوقاتم به فکرکردن درمورد ایشون میگذره و وقتی بهش فکرمیکنم دپرس وکم حوصله میشم؛ایکاش این روزای لعنتی زودترتمام بشن؛بچه ها خواهش میکنم اگه کسی باز نظرخاصی داره برام بفرستید منو تنها نذارید؛بازم ممنون؛منتظرم دوستان

  13. کاربر روبرو از پست مفید دایان تشکرکرده است .

    Elena1994 (چهارشنبه 10 مهر 92)

  14. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 29 مهر 92 [ 23:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    38
    سطح
    1
    Points: 38, Level: 1
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    6

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزيز. متاسفانه منم دقيقا چنين مشكلي روچند سال پيش با استاد راهنمام داشتم با اين تقاوت كه ايشون بحدي عاشق بود كه هنگام صحبت صداش ميلرزيد و كاملا تپش قلب داشت ! اون روزها برام سوال بود كه چرا استادي با اونهمه فضائل و سواد و هوش ممتاز و تسلط به چند زبان و خوش تيپ و دهها امتياز مثبت ديگه ...بايد بياد عاشق دختري مذهبي و محجبه ودانشجو و ... كه فقط در حد ضرورت باهاش حرف ميزنه و هيچ وقت تو چشمهاش خيره نميشه و هيچ كانالي براي ايجاد ارتباط نميزاره بشه!!! اون بارها بهم اس ام اس ميداد (البته نه غير اخلاقي ونه عاطفي) و جالب اينكه من هيچ جوابي بهش نمي دادم و هي تكرار ميشد و باز تعجب ميكردم كه چرا نااميد نميشه؟البته صادقانه بگم منم ناخودآگاه چون مورد توجه يه انرژي عظيم عاطفي بودم بهش تو لابلاي دلم و ضميرم ميل و كشش داشتم ولي ته قلبم ميدونستم كه اين حس من غلط و شيطاني هست و با اينكه فرد بسيار عاطفي هستم اما چون اين ميل حرام و كثيف بود خدا خدا ميكردم كه هر چه زودتر دفاع كنم و از دستش فرار كنم و با اينكه دلم خيلي مي خواستش و تمام سلولهاي بدنم و قلبم اونو فرياد ميكرد و ميخواست (مثل الان تو) اما همين كه بخودم ميومدم دائم نهيب ميزدم كه اون زن داره بچه داره مال تو نيست!!! و چه شبها كه گريه ميكردم و از مولا اميرالمومنين ع ميخواستم كه از اين باتلاق نجاتم بده و قرآن ميخوندم تا ايمانم و حس خودداري و كنترل نفسم قوي بشه. عقلم دائم هشدار ميداد خوب آخرش كه چي؟ اگه زنشو طلاق بده و بياد سراغ تو اونوقت ميتوني با يه خيانتكار ازدواج كني؟..كسي كه به زن اولش خيانت كنه قطعا به تو هم خيانت خواهد كرد و سرنوشت بچه هاش چي ميشه ؟ عشق آتشين واسه چند ماه اول زندگيه بعدش كه واسش عادي شدي و به اقتضاي شغلش كه دائم با زنهاست ، يه دختر جذاب ديگه به تورش خورد قطعا با تو هموني رو ميكنه كه با زن اولش كرد و هي هر روز اينها رو تكرار ميكرم و سعي ميكردم كه نخوامش...چون ميدونستم اين علاقش حتي اگه پاك هم باشه (و از روي هوس نباشه)باز فايده اي نداره ( واقعا دلم براي زنش ميسوخت بخاطر بيوفايي شوهرش).خلاصه اون روزها همش تو خانه وجودم جدال بين عقل و قلب بود تا اينكه به مدد مولا تونستم بر نفس كثيفم چيره بشم و عقل برنده اين ميدان شد..ميخواي بگم حالا بعده چند سال چه حسي بهش دارم؟ و اون چه حسي بمن داره ...راستش من سرافرازانه دفاعمو كردم والحمدلله ديگه هرگز و هرگز به سمتش نرفتم و تمام كانالهاي ارتباطيمو بستم نه حضوري نه اس ام اس نه تلفني و نه ايميل...راستش حتي تا يك سال اون جاذبه وحشيانه با يادش بود و خيلي دلم براش تنگ ميشد اما هر چي بود به مرور چون ديگه ارتباطي نداشتيم اين علاقه كمرنگ و كمرنگتر شد و بعدها من وارد محيط تازه اي شدم وحالا ديگه كوچكترين احساسي بهش ندارم..فقط يه حس احترام به شخصيت علميش همين... وحالا كه پس از سالها به خاطراتش فكر ميكنم ، راز ايجاد اون علاقه رو ميفهمم كه ضعف من و او كجاها بوده.. راستش سال قبل حديث عجيبي از حضرت رسول ص ديدم كه يكه خوردم! ايشون فرمودن:" از گفتگو با زنان بپرهيزيد كه هر وقت مردي با زني خلوت كند ، قصد او ميكند."نهج الفصاحه.ترجمه علي شيرواني. ص 150" ايشون نگفتن هرگاه مرد مجرد با زن مجرد و محدود نكردن بلكه فرمودن هر گاه مردي!!! يعني تمام مردها!!! و حتي تمام زنها...چون همه انسانند و داراي نيروي جنسي و عاطفي. البته بعضيها قدرت ايمان و بازداري نفسشون قويتره.و بعضيها به همسرشون واقعا وفادارن و آسيب نميبينن... وعلت اينكه اسلام اينقدر به حفظ حجاب و روابط محدود زن و مرد تاكيد كرده دليلش همين جاذبه هاي جنسيه... چرا گفته در اتاق در بسته با هم حرف نزنن... حالا تو قديم اتاق بوده الان منظور تلفن هم هست !يا چت يا ايميل!! اينكه دو نفري تنها بدون اينكه شخص سومي حضور داشته باشه بشينن ور دل همديگه!!! و مدتها حرف بزنن خوب شيطان كه بيكار نيست اينها رو بسمت هم هول ميده.. چيزي بنام ضمير ناخودآگاه شنيدي؟ اميرحسين بانكي كه سالها تجربه مشاوره داره تو كتاب مطلع مهر ص121 الي 124 در اين مورد مفصل حرف زده حتما اونو بخون- يه بارم دانشگاهمون اومد و ساعتها در مورد كيفيت و شناخت ميل جنسي برامون حرف زد و اطلاعات فوق العاده اي داد.ميگفت هر چقدر كه دختر و پسر اهل رعايت باشن وقتي با هم ارتباط برقرار ميكنن ميل جنسي ، ضميرناخودآگاه اونها رو بسوي هم سوق ميده.حتي اگه واقعا اولش هيچ ميل يا قصدي نداشته باشن و كاملا با هدف ديگه اي( علمي شغلي كاري)با هم مرتبط بشن وبا هم حرف بزنن ، چون دو جنس مخالفن و در وجود هر دو ميل جنسي هست ضمير ناخودآگاهشون تحت تاثير قرار ميگيره. و جاذبه جنسي مثل جاذبه آهن ربا ضميرناخودآگاه جنس مذكر و مونث رو بهم مي چسبونه ...و ميل شديدي به ايجاد ارتباط نزديكتر رو در اونها زنده ميكنه كه تنهاي تنها راهش فقط دور كردن آهن از اون حوزه مغناطيسي هست وگرنه هيچ راه ديگه اي نداره ببينيد ضمير ناخوآگاه نه ضمير خودآگاه!!! چون بخش خودآگاه ميدونه كه مثلا اين استاد متاهله عشق به اون حرامه و نبايد كيس عشقي من باشه ولي ضميرناخودآگاه لعنتي هيچي حاليش نيست و تابع شديد احساساته...پس اغلب اونهايي كه دچار عشقهاي ممنوعه ميشن و خودشون هم معترفن كه نبايد چنين باشه دقيقا دارن از اين ضمير لعنتي ضربه ميخورن و در حقيقت هيچ عشق خالصي هم درميون نبوده بلكه يه جاذبه جنسي صرف بوده چنانكه خودمم تجربه كردم و وقتي از اون استاد فاصله گرفتم وضميرم رو از اون حوزه مغناطيس جنسي خارج كردم ،ضميرناخودآگاهم دوباره سلامتيشو باز يافت و به حس طبيعي اولش برگشتحتي آقاي بانكي ميگفت خودش در دوران تجرد تا وقتي امكان ازدواج نداشته حتي به همكلاسيهاي دخترش سلام هم نميكرده و همه او رو غيراجتماعي فرض ميكردن! اونجا بود كه راز حديث پيامبر رو دونستم كه چقدر منطقي و درست فرمودن...با دونستن اين مطالب ديگه ما راحت تر از فلسفه احساساتمون آگاه ميشيم و لااقل غافلانه خودمونو تو مسير لغزش قرار نميديم و اينكه گفتي" نمیدونم حسی که بمن داشته پاک بود یا ازسر هوس بود" بدون كه اغلب مردها تنوع طلبن در هر لباسي و هر موقعيت اجتماعي كه باشن دوس دارن اون حسشون ارضا بشه...منتها باسوادترهاشون محتاطانه تر و موذيانه تر...به قول شاعر: چو دزدي با چراغ آيد گزيده تر برد كالاراستش من خودم يه مدت كوتاه دانشگاه تدريس كردم و تجربه نگاه استاد به دانشجوها رو دارم..مطمئن باش كه اگه شما دفاع كني وبري ايشون همين نوع ارتباط رو با دخترجذاب بعدي كه به دلش بشينه و چند ماهي خوشش كنه برقرار ميكنه و سال بعد نفر بعد..مثل راهنماي خودم!...ومتاسفانه اين دخترهاي نجيب مجردن كه از اين جريان بيشترين ضربه رو ميخورن..چون آقاي استاد متاهل چند صباحي لذتشو با ناموس مردم برده ولي دختر طفل معصوم تمام اوضاع روحي و عاطفيش بهم ريخته و متاسفانه نياز به زمان زيادي هست تا اون غريبه نامحرم از خونه دل بيرون بره...و سلامتي كامل دل برقرار بشه...واسه همين من از استادهاي مرد متاهل خيلي مهربان با دخترها بيزارم..اونا زندگي خراب كنن !پس سعي كن تو اين چند روز آخر هم مثل سابق عاقلانه رفتار كني تا بيماري ضميرت به مرور خوب بشه و جداّ احسنت به شما كه تاحالا خوب و محكم خودتو خفظ كردي خيلي شاكر باشببخشيد كه طولاني شد .موفق باشيد.

    - - - Updated - - -

    سلام دوست عزيز. متاسفانه منم دقيقا چنين مشكلي روچند سال پيش با استاد راهنمام داشتم با اين تقاوت كه ايشون بحدي عاشق بود كه هنگام صحبت صداش ميلرزيد و كاملا تپش قلب داشت ! اون روزها برام سوال بود كه چرا استادي با اونهمه فضائل و سواد و هوش ممتاز و تسلط به چند زبان و خوش تيپ و دهها امتياز مثبت ديگه ...بايد بياد عاشق دختري مذهبي و محجبه ودانشجو و ... كه فقط در حد ضرورت باهاش حرف ميزنه و هيچ وقت تو چشمهاش خيره نميشه و هيچ كانالي براي ايجاد ارتباط نميزاره بشه!!! اون بارها بهم اس ام اس ميداد (البته نه غير اخلاقي ونه عاطفي) و جالب اينكه من هيچ جوابي بهش نمي دادم و هي تكرار ميشد و باز تعجب ميكردم كه چرا نااميد نميشه؟البته صادقانه بگم منم ناخودآگاه چون مورد توجه يه انرژي عظيم عاطفي بودم بهش تو لابلاي دلم و ضميرم ميل و كشش داشتم ولي ته قلبم ميدونستم كه اين حس من غلط و شيطاني هست و با اينكه فرد بسيار عاطفي هستم اما چون اين ميل حرام و كثيف بود خدا خدا ميكردم كه هر چه زودتر دفاع كنم و از دستش فرار كنم و با اينكه دلم خيلي مي خواستش و تمام سلولهاي بدنم و قلبم اونو فرياد ميكرد و ميخواست (مثل الان تو) اما همين كه بخودم ميومدم دائم نهيب ميزدم كه اون زن داره بچه داره مال تو نيست!!! و چه شبها كه گريه ميكردم و از مولا اميرالمومنين ع ميخواستم كه از اين باتلاق نجاتم بده و قرآن ميخوندم تا ايمانم و حس خودداري و كنترل نفسم قوي بشه. عقلم دائم هشدار ميداد خوب آخرش كه چي؟ اگه زنشو طلاق بده و بياد سراغ تو اونوقت ميتوني با يه خيانتكار ازدواج كني؟..كسي كه به زن اولش خيانت كنه قطعا به تو هم خيانت خواهد كرد و سرنوشت بچه هاش چي ميشه ؟ عشق آتشين واسه چند ماه اول زندگيه بعدش كه واسش عادي شدي و به اقتضاي شغلش كه دائم با زنهاست ، يه دختر جذاب ديگه به تورش خورد قطعا با تو هموني رو ميكنه كه با زن اولش كرد و هي هر روز اينها رو تكرار ميكرم و سعي ميكردم كه نخوامش...چون ميدونستم اين علاقش حتي اگه پاك هم باشه (و از روي هوس نباشه)باز فايده اي نداره ( واقعا دلم براي زنش ميسوخت بخاطر بيوفايي شوهرش).خلاصه اون روزها همش تو خانه وجودم جدال بين عقل و قلب بود تا اينكه به مدد مولا تونستم بر نفس كثيفم چيره بشم و عقل برنده اين ميدان شد..ميخواي بگم حالا بعده چند سال چه حسي بهش دارم؟ و اون چه حسي بمن داره ...راستش من سرافرازانه دفاعمو كردم والحمدلله ديگه هرگز و هرگز به سمتش نرفتم و تمام كانالهاي ارتباطيمو بستم نه حضوري نه اس ام اس نه تلفني و نه ايميل...راستش حتي تا يك سال اون جاذبه وحشيانه با يادش بود و خيلي دلم براش تنگ ميشد اما هر چي بود به مرور چون ديگه ارتباطي نداشتيم اين علاقه كمرنگ و كمرنگتر شد و بعدها من وارد محيط تازه اي شدم وحالا ديگه كوچكترين احساسي بهش ندارم..فقط يه حس احترام به شخصيت علميش همين... وحالا كه پس از سالها به خاطراتش فكر ميكنم ، راز ايجاد اون علاقه رو ميفهمم كه ضعف من و او كجاها بوده.. راستش سال قبل حديث عجيبي از حضرت رسول ص ديدم كه يكه خوردم! ايشون فرمودن:" از گفتگو با زنان بپرهيزيد كه هر وقت مردي با زني خلوت كند ، قصد او ميكند."نهج الفصاحه.ترجمه علي شيرواني. ص 150" ايشون نگفتن هرگاه مرد مجرد با زن مجرد و محدود نكردن بلكه فرمودن هر گاه مردي!!! يعني تمام مردها!!! و حتي تمام زنها...چون همه انسانند و داراي نيروي جنسي و عاطفي. البته بعضيها قدرت ايمان و بازداري نفسشون قويتره.و بعضيها به همسرشون واقعا وفادارن و آسيب نميبينن... وعلت اينكه اسلام اينقدر به حفظ حجاب و روابط محدود زن و مرد تاكيد كرده دليلش همين جاذبه هاي جنسيه... چرا گفته در اتاق در بسته با هم حرف نزنن... حالا تو قديم اتاق بوده الان منظور تلفن هم هست !يا چت يا ايميل!! اينكه دو نفري تنها بدون اينكه شخص سومي حضور داشته باشه بشينن ور دل همديگه!!! و مدتها حرف بزنن خوب شيطان كه بيكار نيست اينها رو بسمت هم هول ميده.. چيزي بنام ضمير ناخودآگاه شنيدي؟ اميرحسين بانكي كه سالها تجربه مشاوره داره تو كتاب مطلع مهر ص121 الي 124 در اين مورد مفصل حرف زده حتما اونو بخون- يه بارم دانشگاهمون اومد و ساعتها در مورد كيفيت و شناخت ميل جنسي برامون حرف زد و اطلاعات فوق العاده اي داد.ميگفت هر چقدر كه دختر و پسر اهل رعايت باشن وقتي با هم ارتباط برقرار ميكنن ميل جنسي ، ضميرناخودآگاه اونها رو بسوي هم سوق ميده.حتي اگه واقعا اولش هيچ ميل يا قصدي نداشته باشن و كاملا با هدف ديگه اي( علمي شغلي كاري)با هم مرتبط بشن وبا هم حرف بزنن ، چون دو جنس مخالفن و در وجود هر دو ميل جنسي هست ضمير ناخودآگاهشون تحت تاثير قرار ميگيره. و جاذبه جنسي مثل جاذبه آهن ربا ضميرناخودآگاه جنس مذكر و مونث رو بهم مي چسبونه ...و ميل شديدي به ايجاد ارتباط نزديكتر رو در اونها زنده ميكنه كه تنهاي تنها راهش فقط دور كردن آهن از اون حوزه مغناطيسي هست وگرنه هيچ راه ديگه اي نداره ببينيد ضمير ناخوآگاه نه ضمير خودآگاه!!! چون بخش خودآگاه ميدونه كه مثلا اين استاد متاهله عشق به اون حرامه و نبايد كيس عشقي من باشه ولي ضميرناخودآگاه لعنتي هيچي حاليش نيست و تابع شديد احساساته...پس اغلب اونهايي كه دچار عشقهاي ممنوعه ميشن و خودشون هم معترفن كه نبايد چنين باشه دقيقا دارن از اين ضمير لعنتي ضربه ميخورن و در حقيقت هيچ عشق خالصي هم درميون نبوده بلكه يه جاذبه جنسي صرف بوده چنانكه خودمم تجربه كردم و وقتي از اون استاد فاصله گرفتم وضميرم رو از اون حوزه مغناطيس جنسي خارج كردم ،ضميرناخودآگاهم دوباره سلامتيشو باز يافت و به حس طبيعي اولش برگشتحتي آقاي بانكي ميگفت خودش در دوران تجرد تا وقتي امكان ازدواج نداشته حتي به همكلاسيهاي دخترش سلام هم نميكرده و همه او رو غيراجتماعي فرض ميكردن! اونجا بود كه راز حديث پيامبر رو دونستم كه چقدر منطقي و درست فرمودن...با دونستن اين مطالب ديگه ما راحت تر از فلسفه احساساتمون آگاه ميشيم و لااقل غافلانه خودمونو تو مسير لغزش قرار نميديم و اينكه گفتي" نمیدونم حسی که بمن داشته پاک بود یا ازسر هوس بود" بدون كه اغلب مردها تنوع طلبن در هر لباسي و هر موقعيت اجتماعي كه باشن دوس دارن اون حسشون ارضا بشه...منتها باسوادترهاشون محتاطانه تر و موذيانه تر...به قول شاعر: چو دزدي با چراغ آيد گزيده تر برد كالاراستش من خودم يه مدت كوتاه دانشگاه تدريس كردم و تجربه نگاه استاد به دانشجوها رو دارم..مطمئن باش كه اگه شما دفاع كني وبري ايشون همين نوع ارتباط رو با دخترجذاب بعدي كه به دلش بشينه و چند ماهي خوشش كنه برقرار ميكنه و سال بعد نفر بعد..مثل راهنماي خودم!...ومتاسفانه اين دخترهاي نجيب مجردن كه از اين جريان بيشترين ضربه رو ميخورن..چون آقاي استاد متاهل چند صباحي لذتشو با ناموس مردم برده ولي دختر طفل معصوم تمام اوضاع روحي و عاطفيش بهم ريخته و متاسفانه نياز به زمان زيادي هست تا اون غريبه نامحرم از خونه دل بيرون بره...و سلامتي كامل دل برقرار بشه...واسه همين من از استادهاي مرد متاهل خيلي مهربان با دخترها بيزارم..اونا زندگي خراب كنن !پس سعي كن تو اين چند روز آخر هم مثل سابق عاقلانه رفتار كني تا بيماري ضميرت به مرور خوب بشه و جداّ احسنت به شما كه تاحالا خوب و محكم خودتو خفظ كردي خيلي شاكر باشببخشيد كه طولاني شد .موفق باشيد.

  15. کاربر روبرو از پست مفید قطره طلا تشکرکرده است .

    کاغذ بی خط (چهارشنبه 15 آبان 92)

  16. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 19:01]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    محل سکونت
    البرز کرج
    نوشته ها
    105
    امتیاز
    833
    سطح
    15
    Points: 833, Level: 15
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 184 در 65 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    23
    Array
    بذار من یه چیزی بگم کلا بی خیال عشق و عاشقی بشی... حوصله ندارم پیام بقیه رو بخونم خودت حاضر هم باشی با این فرد هم ، بدبخت میشی.

    تهه دکترا و Phd هم چیزی نیست
    ویرایش توسط Less Than Nothing : شنبه 20 مهر 92 در ساعت 02:47 دلیل: همش توهین به خودمون هستش - حذفش کردم - اسم یوزام رو سرچ کن تو گوگل میفهمی


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.