
نوشته اصلی توسط
لاله شيرازي
اسكارلت عزيز من تاپيك شما رو خوندم شما هم مثل من دودل و مردد بودي و خداروشكر شما هنوز خودتو نشناخته بودي و معيارات مشخص نبود (البته من اين برداشتو كردم)
1- من كشش نداشتم به اين آقا ولي تو جلساتي كه مشاوره رفتيم و صحبت كرديم از همه چي 80% معيار هاي منو دارن والان اره من جذب اين آقا شدم
اون 20% هم مال پوشش هست كه مي خواستم آزاد باشم ولي الان دارم فكر مي كنم مي تونم براي داشتن خيلي چيزاي ديگه از اين صرف نظر كنم يا نه؟
2- من خدارو شكر الان خودمو شناختم البته نه كامل و لي نسبت به سالهاي قبل شناختم بيشتر شده با كمك اطرافيان و راهنماييشون عيب هامو برطرف كردم تقريبا چون من تا 2 سال پيش فوق العاده ادم تنوع طلبي بودم مي گفتم شوهر من كارش بايد طوري باشه فوقش 1 هفته پيشم باشه حوصلشو ندارم نمي تونم يه ادمو تا اخر زندگيم تحمل كنم ولي الان اصلا ادم احساساتي شدم ولي شكر خدا وابسته نه ولي الان به معيارهام مي خندم
3- خداروشكر توي خانواده من آزادي داشتم و مرد سالار نبوديم مثل الان خانواده اين آقا
من اميدم به اينه كه ايشون به من علاقه منده از صحبتهاش معلومه ومشاوره هم گفتن كه ايشون از نظر بلوغ فكري كاملا آمادگي ازدواجو داره كه بازم خداروشكر مي كنم كه تصميم بچه گانه اي در كار نيست
من سوالام اينه آيا وقتي دو نفر همديگرو دوست دارن مي تونن از پس اين موضوع بر بيان يا نه ؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)