سلام عزیزم...اینو بگم که بعد یک هفته ماردم بنا به خواسته من به همسرم زنگ زد چون واقعا فشار زیادی روم بود و علت قهرش رو پرسید اونم گفته بود که ناز میکرده!!!بعدش به من زنگ زد و گفت من خیلی دلم برات تنگ شده منتظر تماست بودم همه جا موبایلمو با خودم میبردم و....
اما در مورد چگونگی عقدمون: من و همسرم درگیر احساسات شدیدی بودیم.4 ماه قبل از عقد با مادرش اومده بودن یک جلسه خونه ما.مال یک استان خیلی دور از ما هستند.اما برای خواستگاری نیومدن خونوادش. حدود 3 ماه تلفنی با هم در تماس بودیم. من هم علی رغم رضایت خونوادم اصرار داشتم که ما برای هم خوبیم.البته از دور در مورد شغل و محیط کاریش تحقیق کردیم ولی شرایط زندگی و خونوادشون رو از نزدیک ندیدیم. تفاوت هامون خیلی زیاده خیلی زیاد.از همه نظر.به نظرتون اینکه شوهرت خیلی دوستت داشته باشه ولی ازت بخواد طبق خواسته اون باشی توی همه دوران زندگی قابل تحمله؟اون هم برای من که 27 سالگی ازدواج کردم و موقعیت شغلی و اجتماعی خوبی دارم و تقریبا توی شغلم مدیر و مسئول بودم همیشه...الان که با خودم غریبه ام و پوششم و آدمایی که دور و برم هستندو همه و همه چیز به یکباره تغییر کرده و هیچ کدوم مطابق سلیقه و زندگی گذشته من نیست...آیا میتونم تحمل کنم؟کم نمیارم؟ ارزششو داره که به جاش یک همسر عاشق دارم.اینو هم بگم که همسرم با خانوادم سرده اما با من خیلی خوبه و یک بار که حرف جدایی رو زدم به شدت گریه کرد و واقعا به من وابسته ست خودش هم میگه بدون من نمیتونه زندگی کنه (البته به شرطی که به حرفش گوش کنم)
- - - Updated - - -
مرسی از راهنمایی شما دوست خوبم
من 27 و همسرم 28 سالشه...چرا من هم رو این مورد موافقم...چون واقعا یک فرد 28 ساله نمیتونه اونقدر تجربه زندگی داشته باشه که این همه مطمئن زندگی کنه و از قبل قضاوت کنه.مگه اینکه دوستانی با تجربه های تلخ دور و برش باشن و بهش راه و روش پیشنهاد کردن.و من هم این دوستانش رو تا حدی میشناسم.همسر من هم از اشتباه و شکست میترسه و به حرفای بقیه عمل کرده.البته خیلی هم مذهبیه و بعضی از افراد در موقعیت های بالای مذهبی موقع سخنرانی هاشون به شکل خیلی سنتی در مورد رفتار شوهر با زنش صحبت میکنن و تبعیت بی چون و چرای زن از مرد رو وظیفه الهی و مقدر زن قلمداد میکنن.البته من چون مذهب در حد نماز و روزه در زندگیم هست و زیاد مطالعاتم درین زمینه قوی نیست اطلاع چندانی هم ندارم که تا چه حد میتونه درست باشه...کاش همسرم از روانشناسی و مشاوره هم به عنوان روشی مفید برای زندگی استفاده میکرد.









علاقه مندی ها (Bookmarks)