سلام دوستان
من دوباره با دلی شکسته تر اومدم
الان آخرای ماه هشتم هستم. هفته دیگه میرم تو ماه نهم بارداری.
دیشب دوباره گوشی اش رو دیدم
دیدم هنوز با هم در ارتباطن شوهرم بهش گفته بود دوسش داره و اونم به شوهرم گفته بود دوسش داره
تو این مدت هر وقت از شوهرم در باره اش می پرسیدم میگفت اون یه شیطنت بود که اگه تو نمیفهمیدی همون موقع تموم میشد اما حالا میبینم از اون ماه تا حالا ادامه داره
خسته ام خیلی خسته
از اون موقع سعی کردم محبتم رو بیشتر کنم هر بار رفتم سمتش تا نیازش رو طور دیگه ای برطرف کنم منو پس زد
الان در آستانه ماه نهم بارداری دوباره میبینم که هنوز در ارتباطن
میخوام چند ساعت دیگه به دختره زنگ بزنم
البته دختره میدونه زن داره شوهرم
اما نمیدونه که من پا به ماهم
خسته شدم خسته شدم با یه بچه نه میتونم جدا شم نه میتونم زندگی کنم
چرا واقعا این کار و میکنه؟ چرا؟چرا؟چرا
وقتی این همه به من میگه دوست دارم عشقم ؟چرا به اونم همینو میگه؟ چرا به این بچه رحم نکرد؟
چی کار باید بکنم ای خدا
دلی شکسته تر از دل یه زن باردار خیانت دیده هست؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)