قاصدک عزیز،
سلام،
به نظرم اینکه شما در سنّ پایین ازدواج کردی، و ازدواجت در چه شرایطی بوده، الان مهم نیست!
از آنجا که دلسوزی من یا دیگران به دردت نمیخوره، من سعی میکنم روی مشکل شما با توجه به این شرایط متمرکز بشم.
اول از همه باید بپذیری که این شرایط شما هست، تحت هر شرایطی الان شما یک خانوم متاهل هستی و با نیما ازدواج کردی. ضمن اینکه فکر میکنم، متاسفانه اجباری که در این ازدواج صورت گرفته و فشار زیادی که شما تجربه کردی، باعث شده از نیما برای خودت یک دیو بسازی! در حالیکه خودت بهتر از هر کس دیگه میدونی که نیما خوبیهای زیادی هم داره! بد نیست یک نگاهی به مشکلات بقیه خانمها با همسرهاشون در همین تالار بندازی.
اصولاً اگر به هر فردی با دید منفی نگاه کنی، و البته اگه این موضوع با فشار یا اجبار هم همراه باشه، قاعدتا چیزی جز انزجار یا تنفر از اون فرد در قلبت شکل نمیگیره!
با این اوصاف دوست دارم چند تا نکته رو بهت بگم که البته مختص تو نیست و شاید به درد خیلی از خانمها بخورد.
۱- اشک و گریه زاری سلاح یک زن هست. اما باید بدونی کجا و کی ازش استفاده کنی! چون ما مردها به این سلاح حساسیم، اما اگر ازش زیاد استفاده بشه، به مرور این حساسیت از بین میره...به خصوص اگر ببینیم، در مورد این اشکها مانند بارها قبل، هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم!
پس: " اشکهات رو برای شوهرت بی ارزش نکن!"
۲- مطمئن باش با حسادت یا درگیری با خواهر نیما یا خانوادش، نمیتونی قلب اون رو تصرف کنی! این رو با اطمینان بهت میگم، که راه سلطنت بر قلب هر مردی، با عشق به خانوادش همراهه! دلیلش روشنه، چون برای مثال قبل از زندگی با تو، نیما ۱۵ سال با خواهرش زندگی کرده یا ۲۷ سال با مادر و پدرش! بهترین رویکردی که الان میتونی به کار ببندی، عشق ورزیدن هست. به نیما!؟
نه فقط به نیما، به همه! سعی کن به همه عشق بدی و محبت کنی! اما یاد بگیر که این عشق بدون انتظار باشه. سعی کن قلبت رو بزرگ کنی و دلت رو دریا.
و روی خودت تمرکز کنی، نه روی رفتارهای تلافی جویانه دیگران به هر دلیل! برای شروع میتونی این رو با محبت کردن به خواهر نیما شروع کنی. سعی کن بهش محبت کنی. ازش تعریف کنی، حتی جلوی نیما.
اصولاً همه آدمهایی که رفتار منفی دارند، یا میخواهند ما رو تحت فشار بگذرند یا بگویند بهتر از ما هستند، چیزی در وجودشان کم دارند! پس سعی کن به خواهر نیما، به خانوادش محبت کنی. و بعد خواهی دید که رفتار آنها هم با تو تغییر خواهد کرد. برای مثال خواهرش از رفتار هاش شرمنده میشه و حتی تو رو مثل خواهر واقعیش دوست خواهد داشت. و البته مهمتر از همه چیز عشق نیما رو خواهی داشت و زندگی برایت زیبا خواهد شد.
این زمان میبره و البته تلاش زیادی میخواهد، پس باید سعی کنی مهارتهایی رو یاد بگیری و البته صبور باشی!
۳- سعی کن با نیما صحبت کنی، بدون متهم کردن، اتهام زدن بهش و محکوم کردنش! و مشکلاتت رو با او در میان بگذاری. و البته جدی صحبت کنی، نه مثل بچه ها! بخواهی یا نخواهی دوران کودکی تو تمام شده! الان مسئولیتهایی داری که اگر به آنها توجه کنی در زندگی خیلی موفق تر از خیلیها خواهی بود. چرا به موقعیتی که داری به شکل یک فرصت نگاه نمیکنی؟ چند تا زوج رو میشناسی که مثل تو فرصت به این خوبی داشتند که زندگیشون رو با همسرشون به این زودی بسازن و با هم پیشرفت کنن. چرا سعی نمیکنی خودت رو به عنوان شریک زندگیش ببینی و در کنارش باشی؟
۴- برای ادامه تحصیلت همین فردا اقدام کن! مهم نیست بقیه چه فکر میکنند یا چه میگویند. مطمئن باش خیلیها از روی حسادت خیلی چیزها خواهند گفت. اما مهم فقط تو و نیما هستید که باید در کنار هم شاد و خوش باشید!
به درست حتما ادامه بده، چون هم برای خودت مفیده و هم برای رابطه و زندگیت با نیما. قبول کن که حضور دائمی تو در خانه باعث شده با ذهنیت منفی که در مورد نیما داشتی، در مورد نیما حساس تر هم بشی.
۵- سعی کن شوهرت رو عاشق خودت کنی. هرچیز را که تا حالا دیدی، اجبار پدر و بقیه خاطرات منفی را بریز دور! به آینده فکر کن. فکر کن امروز روز اول هست که نیما رو میبینی، و میخواهی عاشقانه با او زندگی کنی.
بله، نیما هم خیلی اشتباهات داشته است. اما باور کن، او هم یک جوان ۲۷ ساله هست، بار اول هست که ازدواج کرده و تجربه زندگی مشترک نداشته. پس او هم مانند هر کس دیگر ممکن هست اشتباه کند. اما خوب خوبیهایی هم دارد. دیدت را نسبت به او عوض کن و سعی کن او را بهتر ببینی.این دید منفی را کنار بگذار و سعی کن نا امیدی را که در نیما به وجود آمده از بین ببری. بله نیما از جلب محبت تو نا امید شده!
۶- باور کن همه زندگیهای مشترک بد نیست، همه هم را تحمل نمیکنند، خیلیها هم خوشبخت و شاد با هم زندگی میکنند. پس روی گذشته پدر و مادرت تمرکز نکن. روی زندگی خودت تمرکز کن که قرار هست یک زندگی موفق و عاشقانه باشد.
بله، دو راه داری، راه اول جدایی هست و راه دوم زندگی با نیما. جدایی با هزینههای زیادی همراه هست و البته مطمئن باش هیچوقت برای جدایی دیر نیست. اما فکر میکنم بد نباشه، یک شانس به خودت و به نیما، برای یک زندگی عاشقانه دو نفره بدی. پس براش تلاش کن.
و اما روابط جنسی، برای مردها هم صرفاً فیزیکی نیست، اگر بخواهی حتی از نظر جنسی مردی رو کامل ارضا کنی قبلش باید قلبش رو تسخیر کرده باشی.
موفق باشی و خوشبخت،
کامران










علاقه مندی ها (Bookmarks)