زهرا جان تو خیلی خوب داری زندگیتو مدیریت می کنی آفرین. قابل درک هست که توی این سن و سال چقدر مشکل هست این وضعیت ولی به قول آقا مجید ماها همگی به فکرت هستیم و برات بهترین آرزوها را داریم عزیزمبرای من که درست مثل اینه که تو خواهر کوچک و دوست داشتنی خودم باشی. معمولاً ادم چیزایی را که دوست داره یا شرایطی را که می پسنده را خیلی فوری و سریع به دست نمیاره باید صبر کرد و به آینده امیدوار بود زهرا جان.
- - - Updated - - -
زهرا جان بازم می گم اگر بتونین برین پیش مشاور خیلی عالی میشه. اون هم به تو هم به آقا نیما می تونه خیلی کمک کنه.
- - - Updated - - -
و عزیزم اگر فعلاً تصمیم خودت و همسرت بر بچه دار شدن نیست، حتماً استفاده از یک روش جلوگیری از بارداری را جدی بگیر تا وقت مناسبش برسه و اوضاع ناخواسته بغرنج نشه.
- - - Updated - - -
زهرا جان می تونی یک پست بنویسی و فقط از خوبی های خودت و آقا نیما برامون بنویسی بدون اینکه به نکته منفی اشاره کنی؟
- - - Updated - - -
تو از خواهرش خیلییییی دوست داشتنی تر هستی براش، یه کوچولو صبور باش، تو یه دختر جوونی هزار تا فکر و ایده می تونی داشته باشی که شوهرتو بکشی بیاری خونه پیش خودت. مگه میشه یه زن جوون و مهربون زورش نرسه به شوهرش که بکشدش خونه؟ خواهرش که رقیب محسوب نمیشه که بابا کافیه تو اراده کنی و صبور باشی! دنبال یه راه حلهای ساده و عاشقونه دخترونه که به خودتم حس خوبی بده باش. یک کم سرچ کن توی اینترنت کلی ایده های عاشقونه هست خوشگل خانم اینطوری هم به تو خوش می گذره هم به اقا نیما. هم وقتت می گذره سرت گرم میشه نمیشینی هی فکر و خیال کنی . امتحانش ضرر نداره یه چند بار امتحان کن ببین چقدر مدل زندگی ادم عوض میشه اگر دیدی دوست نداری ادامه نده! وقتی با سیب زمینی سرخ کرده میشه، دیگه ببین با یه ایده عشقولانه چی میشه!







برای من که درست مثل اینه که تو خواهر کوچک و دوست داشتنی خودم باشی. معمولاً ادم چیزایی را که دوست داره یا شرایطی را که می پسنده را خیلی فوری و سریع به دست نمیاره باید صبر کرد و به آینده امیدوار بود زهرا جان. 

علاقه مندی ها (Bookmarks)