به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 14 شهریور 93 [ 13:00]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    718
    سطح
    14
    Points: 718, Level: 14
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بدترین حس دنیا اومده سراغم
    نابود کننده ترین حس
    شکاک شدم
    خیلی
    اخلاقای بدی پیدا کردم
    میدونم خیلی اذیتش میکنم
    میدونم خیلیییی گذشت کرده در حقم
    دست خودم نیس این رفتارها
    فشارهایی که این مدت روم بوده باعثشه
    چیکار کنم
    چطوری دست ازین اخلاقا بردارم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    گل یاس عزیز،

    امیدوارم که حدسم غلط باشه،
    اما فکر می کنم زمانی که شما آشنا شدید ایشون یک پسر 21 ساله بودند که معیارهای مشخصی نداشند
    و حالا با گذشت چند سال معیارشون تغییر کرده.
    پسرها برای ازدواج خیلی سخت تر از دخترها تصمیم می گیرند.

    دخترها با هر کس دوست بشند به ازدواج باهاش فکر می کنند. اما پسرها نه!

    اونطور که من شنیدم معیارهای پسرها تا 25-24 سالگی خیلی مشخص نیست و بهتره قبل از اون برای ازدواج اقدام نکنند.
    ظاهرا آقا پسر مورد نظر شما هم داره کم کم نظرش تغییر می کنه.

    راه حل به نظر من:
    رابطه ات را باهاش قطع کن و بگو من دخترم و به اندازه تو فرصت برای ازدواج ندارم و دستم باز نیست.
    بنابراین بهتره هر کس بره دنبال زندگیش.
    اگر واقعا من را می خواهی بیا خواستگاریم و اگر نه هم برو تا من بتونم به زندگیم برسم.

    اگر تو را بخواد، مطمئن باش که یه کاری می کنه.
    اگر نکرد بدون که از این که با تو زندگی کنه مطمئن نبوده.

    موفق باشی

    ایشون از پدرم هم میترسه
    میگه با شرایط الانمون هنوز خانوادت راضی نیستند
    من خودمم این حرف رو قبول دارم
    ولی میخوام که یه تاریخی مشخص کنه ولی میگه نمی دونم تازه ارشد رو شروع کرده
    بخاطر من از بورس تحصیلیش گذشت
    واقعا خودم هم نمی دونم وفتی همه این هارو میذارم کنار هم
    اشتباهاتمو قبول دارم راه جبران رو نمی دونم راه تکرار نکردن رو نمی دونم
    بارها بهم فرصت داده این رفتارهارو ترک کنم ولی تا محبتش زیاد میشه بدرفتاریم زیاد میشه غیر ارادی
    ویرایش توسط gole-yas : دوشنبه 08 مهر 92 در ساعت 23:03


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.