قابل توجه کليه عزيزان که تو اين مدت با بنده همدردي يا بهتره بگم همفکري کردند.
به لطف الهي مشکل بنده چند روزيه که حل شد. باورتون نمي شه حتي بدون اينکه شخصيتمون خراب بشه . اينارو بعنوان يه تجربه مي نويسم خوشحال ميشم اگه برا دوستان قابل استفاده باشه.
اما نظر مشاور اين بود که ""يه سري به خونه مادرخانمت بزن. بدون اينکه بخواي خانمت رو بياري خونه. ارتباطتو با مادرخانمت وخونواده همسرت قطع نکن.""
طبيعي بود اول همسرم حتي از اطاق هم بيرون نيومد. اما موقع افطار بالاخره سلام واحوالپرسي . وبعدش هم بدون اينکه خيلي مطالب گذشته رو ياد آوري کنيم (چون هنوز مشکل ارتباطيمون سرجاشه) ازاون حالت قهر اومدش بيرون.
فردا صبح هم من رفتم شرکت. بعد هم همسرم اومد خونه .
هر دو اينو فهميديم که بايد خيلي صبور باشيم.بايد بتونيم خودمونو واعصابمونو کنترل کنيم. خب تنها مشکلي که الان وجود داره وبايد راه حلي براش پيدا کرد اينه که وقتي دوباره جروبحثمون شد چيکار بايد بکنيم. چطوري بايد انتقاد بکنيم ، اگه ازچيزي دلخورشديم چه جوري بيانش کنيم و...








علاقه مندی ها (Bookmarks)