ولی من همیشه فکر می کنم که باید توی زندگی یه اوقات تلخی ها و مشکلاتی باشه تا ارزش ارامش و خوشبختی رو هم بفهمیم
پدرم همیشه میگه اگه مادرت از من پنج خواسته داشته باشه دو تاش رو با کمال میل انجام میدم یکیش رو با اکراه یکی دیگه رو با کلی غرولند و آخریش رو انجام نمیدم تا مادرت قدر کارهایی رو که می کنم بدونه
مادرمم میگه من خیلی وقتا الکی ایراد میگیرم تا با پدرت حرفم بشه بعد پدرت بیاد نازم رو بخره و با هم آشتی کنیم تا محبتش بیشتر از قبل بهم اثبات بشه
اینها واقعیت زندگی ماست که نباید فراموشش کنی تا بدی نباشه خوبی بی معنیه تا جهنم نباشه بهشت ارزشی نخواهد داشت
در پناه حق








علاقه مندی ها (Bookmarks)