نمیاد حرف بزنیم یعنی از اول با مامانش میاد اصلن چشم نمیندازه تو چشمام قبلش انقدر مامانش مخشو پر میکنه دیگه جایی واسه حرفای من نمیمونه
دیروز از اول شروع کرد به فحش دادن و لعنت کردن
چون 4شنبه گفتم منو ببر منتظر بود که بازم من بگم منو ببر
- - - Updated - - -
تا زمانی که با کوچکترین حرف مامانش از این رو به اون رو میشه من هرچی بگم فایده نداره سپردم به خدا تا سرش به سنگ بخوره و برگرده
مامانشم آرزوی اینکه من طلاق بگیرم و باید با خودش به گور ببره








خیلی حالم خوبه-بعد از 7 سال دوباره یکی داره تو وجودم جوانه میزنه رفتم دکتر صدای قلب بچمو شنیدم خیلی گریم گرفت.الان خیلی خوبم به هیچ چیز فکر نمیکنم -خانمی لج بازی رو بزار کنار میدونم بهت سخت گذشته ولی شما صبوری کن داری کم کم به نشانه هایی میرسی خوبه همینجور پیش خودت فکر کن و نتیجه بگیر-به حرفهای رستگار عزیز گوش کن خیلی قشنگ راهنماییت میکنه-خیلی دوست دارم اینو بگی که (برگشتم سر زندگیم و خیلی خوشحالم)


علاقه مندی ها (Bookmarks)