سعی کنید از خانواده اش بخواین راضیش کنند، فعلا زوده برای گفتن از بین رفتن بکارتتون. شاید اگه خانواده اش این موضوع رو بدونن کمکتون که نکنن هیچ برای دور کردنتون از پسرشون یه مارک هم بهتون بچسبونن. پس هر چی خانواده اش کم بدونن به نفعتونه. روی خودش زوم کنید و سعی کنید حرف دلشو خودتون به زبون بیارین. مثلا بگین تو از چی ناراحتی؟ اگه به خاطر این عکسه که حاضرم با پسره روبرو شم تا بدونی بین ما چیزی نیست. ولی خانمم من فکر نمیکنم مشکل اون فقط یه عکس باشه.به قول دوستمون paradise92 جان ایشون دنبال بهونه بودن ولی که ازتون جدا شن. مطمئن باش این جدایی نه تنها برات بد نیست بلکه خیلی هم به نفعته. چون اگه این شرایط بعد ازدواجتون پیش میومد مطمئننا سختتر بود براتون. نمیدونم چجوری بگم. در واقع این آقا الان به شما شک کرده که شاید غیر اون با کس دیگه ای هم باشید و این افکار بعد ازدواجتون پررنگتر میشدند و طوری روی زندگیتون مسلط میشدند که هر روزتون میشد جهنم. پس برین خدا رو شکر کنید که اون آقا زودتر خود واقعی و افکار درونی اش رو که مثل خوره افتاده بوده به جونش برای شما آشکار کردند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)