از اینکه مشکل شما رو حل شده می بینم خیلی خوشحالم.ای کاش همسر من هم یکی از این کارهایی که شما برای آشتی با خانمتون کردین انجام داده بود تا من هم متقابلا برای برگشت به زندگیم اقدام کنم. او فقط هر روز با موبایلش پیغام میده بیام دنبالت؟ اما حاضر نیست تا مطمئن نشده این نیم ساعت راه رو به خاطر من و بچمون بیاد و از اون بدتر اینکه رابطه اش با مامانم خیلی خرابه و می دونم که حتی اگر بیاد پاشو تو خونه ما نمی گذاره!من مشکلم رو توی تاپیک دیگه ای با عنوان «بازگشت به زندگی = ادعای بیشتر خانواده همسرم،دیگر به او اعتماد ندارم
»کامل توضیح دادم.اگر بتونید با مطالعه اون کمکم کنید خیلی خوشحال میشم.براتون آرزوی خوشبختی و داشتن روزهای خوب در کنار همسرتون دارم.راستی به نظر من تا دوباره بحثتون نشده دوستانه با هم صحبت کنید و حتی برای زمانهای دعوا یه قرارهای رفتاری با هم بگذارید.موفق باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)