سلام
به تریاک اعتیاد داره. تو این چند سال ۱۰۰ بار کمکش کردم که ترک کنه و کرده ( یعنی پدرم در اومده هر بار) . زمانی که ازدواج کردیم هر دو ایران زندگی میکردیم، اما بعدش مهاجرت کردیم .
قبل از من با یک دختری دوست بود، بعد از ازدواج هم نمیتونست انگار فراموش کنه، تماس تلفنی بود اوایل. بعدشم فیسبوک و چت و کلی دختره عکسهای ناجور از خودش میفرستاد. هر بار که متوجه میشدم کلی معذرت خواهی میکرد و میگفت نرو بدون تو میمیرم. مدتی هم به ناچار من ایران بودم، بر گشتم فهمیدم با کلی دختر ارتباط داشته. میگفتم عزیزم من که حرفی ندارم، بذار جدا شم و تو راحت با هر کی میخوای باش ، امّا نمیگذاشت و همش میگفت بابا بیخیال به زندگیت بچسب، این همه خوبی میکنم بهت نمی بینی و بند میکنی به اشتباهاتم.
این هم بگم من دختر زیبایی هستم و از همه نظر بهش رسیدگی میکنم
- - - Updated - - -
نمیدونم این کشش از کجا اومده. یعنی میدونم مسخره هست اما نه شخصیّت و نه ظاهرش من رو جذب نمیکنه ، اما انگار بهش اعتیاد دارم، یا شاید تن مردونه صداش همون بار اول که تلفن کرد بهم.
- - - Updated - - -








علاقه مندی ها (Bookmarks)