راضیه جان فضای رشد شما و همسرت متفاوت بوده و در نتیجه توانایی هاتون متفاوت هست. شما باید خودت رو به شوهرت برسونی. در ظاهر نه، در باطن.
البته روی سبک زندگیتون هم باید اصلاحاتی صورت بدی و در نظر داشته باشی که حتی همسرت هم با وجود قابلیت های فعلی، نسبت به نفوذ احساسی و جنسی عایق نیست.
هممون انسانیم، و احساسات و امیال مختلف داریم.
باید مطالعاتت رو راجع به این موضوعات بالا ببری، و بتونی نگرش همسرت رو ارتقا بدی.
هیچوقت از این در صحبت نکن که من نسبت به شخص خاصی احساس دارم، این امواجی تو زندگیتون ایجاد میکنه که ممکنه نتونی مدیریتشون کنی. یعنی نتونی احساسات همسرت و نگرشش نسبت به خودت رو مدیریت کنی. اما بصورت کلی راجع به این موضوعات صحبت کنید (بعد از اینکه به اندازه کافی مطالعه کردی و نگرش درست رو پیدا کردی و اعتماد به نفس کافی در این مورد داشتی).
در مجموع اتفاقی که در مورد این پسر افتاده و اثری که روت گذاشته، میتونه باعث بشه قابلیت هایی رو در خودت ایجاد کنی که در مسیر زندگی با همسرت بهشون احتیاج داری. یعنی آستانه تحریک پذیری احساسی و جنسیت رو بالاتر ببری.
اینکه چطور باید این قابلیت ها رو ایجاد کنی رو نمیدونم. اما میدونم که امکان پذیر هست، چون خودم چنین توانایی ای دارم که قابلیت ها و آستانه های احساسی و فکریم رو ارتقا بدم.
موفق باشی.
- - - Updated - - -
یه نکته هم اینکه همسر شما با وجود اینکه شخص فهیم و روشنفکری هستن، اما در این مورد دارن سنتی زندگی میکنن. یعنی دقیقا طبق اون سنتی که درش پرورش پیدا کردن. و دقیقا طبق چیزیکه دلشون میخواد. اینجا نیاز به همراهی همسرش داره که بتونه این موضوع رو درک و بررسی مجدد کنه. این میشه یه زندگی پویا که هر دو نفر رو به سمت تعالی میبره.









علاقه مندی ها (Bookmarks)