چقدر طولانی!!
هفته ای سه تا پسر می اومد تو داستان و می رفت
آقا ول کن این دختر را و خانواده آشفته تر از خودش را .
مامانش زنگ زد به خانواده ات همه چی گفت و بعد می گی برم خواستگاریش؟؟؟
اون پسره که باهاش اومده دانشگاه و گفته خواستگارمه و از اونطرف مامانه زنگ زده که زود اقدام کن که این داره می آد خواستگاری،
همه اش فیلم بوده واسه این که شما قبول کنی و بری خواستگاری.
وقتی هم نرفتی می گه اون منتفی شد.
گولشون را نخور.
خودت را هم ننداز تو مخمصه یک عمر سرو کله زدن با این دیوانه ها !









علاقه مندی ها (Bookmarks)