به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 85
  1. #51
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    نمیاد حرف بزنیم یعنی از اول با مامانش میاد اصلن چشم نمیندازه تو چشمام قبلش انقدر مامانش مخشو پر میکنه دیگه جایی واسه حرفای من نمیمونه
    دیروز از اول شروع کرد به فحش دادن و لعنت کردن
    چون 4شنبه گفتم منو ببر منتظر بود که بازم من بگم منو ببر

    - - - Updated - - -

    تا زمانی که با کوچکترین حرف مامانش از این رو به اون رو میشه من هرچی بگم فایده نداره سپردم به خدا تا سرش به سنگ بخوره و برگرده

    مامانشم آرزوی اینکه من طلاق بگیرم و باید با خودش به گور ببره

  2. #52
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    الان که فکر میکنم میبینم دیروز رفتارش نسبت به همیشه فرق کرده بود همیشه اگه بچه از گریه خودشو میکشت نمیدادش به من اما دیروز داد شیرش بدم و به بهانه بچه جلوم ایستاد کاش منم از فرصت استفاده میکردمو باهاش حرف میزدم
    کاش وقتی دیدم دستش زخم شده مثل همیشه میگرفتمو مثل همیشه نازشو میکشیدم
    کاش غرور منو نمیگرفتو دوبارهالتماسش میکردم تا منو ببره
    کاش
    کاش
    کاش........

  3. #53
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آبان 92 [ 20:19]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    2,196
    سطح
    28
    Points: 2,196, Level: 28
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 44 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار_68 نمایش پست ها
    الان که فکر میکنم میبینم دیروز رفتارش نسبت به همیشه فرق کرده بود همیشه اگه بچه از گریه خودشو میکشت نمیدادش به من اما دیروز داد شیرش بدم و به بهانه بچه جلوم ایستاد کاش منم از فرصت استفاده میکردمو باهاش حرف میزدم
    کاش وقتی دیدم دستش زخم شده مثل همیشه میگرفتمو مثل همیشه نازشو میکشیدم
    کاش غرور منو نمیگرفتو دوباره التماسش میکردم تا منو ببره
    کاش
    کاش
    کاش........
    سلام بهار
    یه مدت نبودم ، چی کارها کردی؟

    اینهایی رو که برات پررنگ کردم ، چراغ سبز شوهرت هست ... همون صفری که گفتم شما باید به یک برسونی

    منتها چرا التماس کنی؟
    مردها از التماس بیزار هستند ... اگر تو دوباره التماس کنی ، یعنی ادامه همون رفتارهای اشتباه گذشته ات .... پس نتیجه میشه ، همون که بود ....

    میدونی چرا شوهرت قبول نمیکنه تو رو ببره؟

    خوب گوش کن ، واقعا اگر می خواهی مشکلت حل بشه (که مطمئن باش ، حل میشه ) باید گوش کردن را یادبگیری

    شوهرت واسه این تو رو نمی بره که میترسه دوباره ، شما دعواتون بشه
    دوباره خانواده هاتون بیان وسط دعوا
    دوباره تو بری خونه مادرو پدرت
    دوباره اون مادرش بیاد پیشش
    دوباره برید دادگاه
    دوباره احضاریه و حکم و قاضی و وکیل و ...


    واسه همین می ترسه که شما دوتا دوباره برید زیر یک سقف

    تو باید تلاش کنی ، این ترس از بین بره

    حالا چه حوری؟

    با حرف و قول دادن؟ با التماس کردن؟ با به پاش افتادن؟

    نه خیر


    با اعمال و رفتارت

    خیلی موقعیت خوبی داری که می تونی همسرت رو ببینی حالا هر هفته نیاد ، چند هفته یک بار

    تو باید تغییر رفتار بدهی ، تغییر عملکرد ، و شوهرت وقتی تغییر رفتار تو رو ببینه موضعش عوض میشه و صفرش ومیشه یک و اون وقت با 51درصد میشه ، زندگی رو ساخت

    حالا اگر اینهایی رو که نوشتم ، قبول داری؟ اگر گوش کردن رو می خواهی یاد بگیری راهکار بدهم

    توبیخ: الان هم باید بهت اخطار بدهم ، که چرا سر قولی که دادی نایستادی؟
    مگه قرار نشد تو برگردی سر خونه و زندگی با حفظ عزت و احترام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پس چرا توی ذهنت میاد که بری التماس کنی؟

    ببین من وقتی این رفتار تو رو می بینم ، وقتی می بینم پای قولت نایستادی ، می گم ، ولش کن ، این بهار نمی خواد مشکل رو حل کنه ...این همه وقت بگذار ، این همه راهکار بده ، آخرش بهار همون کار خودش رو میکنه
    حالا فکر ببین شوهرت چه حالی میشه ، وقتی شما اینگونه برخورد می کنی

  4. کاربر روبرو از پست مفید رستگار تشکرکرده است .

    بهار_68 (جمعه 19 مهر 92)

  5. #54
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    گل آرا جان نسرین یه پسر روانی بود خودشو جای دختر جا زده بود مارو گذاشت بود سر کار

    - - - Updated - - -

    ممنون رستگار جان حرفات بهم آرامش میده

    شوهرت واسه این تو رو نمی بره که میترسه دوباره ، شما دعواتون بشه
    دوباره خانواده هاتون بیان وسط دعوا
    دوباره تو بری خونه مادرو پدرت
    دوباره اون مادرش بیاد پیشش
    دوباره برید دادگاه
    دوباره احضاریه و حکم و قاضی و وکیل و ...
    آره دقیقا مشکل سر همینه نکنه شما دوست شوهرمی و اینارو اون به شما گفته؟؟؟

    رستگار عزیز قاضی رای شو عوض کرده تاحالا اگه بچه رو فقط باباش میتونسته بگیره از هفته دیگه بستگان دجه 1همسرم هم میتونن بیان بچه رو بگیرن احتمالا دیگه خودش نیاد

    توبیخ: الان هم باید بهت اخطار بدهم ، که چرا سر قولی که دادی نایستادی؟
    مگه قرار نشد تو برگردی سر خونه و زندگی با حفظ عزت و احترام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پس چرا توی ذهنت میاد که بری التماس کنی؟
    اگه بهار بهار سابق بود التماسو کرده بود بعدشم شوهرش ضایعش کرده بود ولی خوب التماس نکردم اینکه از ذهنم گذشت بخاطر دلتنگیم بود
    رستگار خواهش میکنم ولم نکن من واقعا میخوام مشکلم حل شه

  6. #55
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام بهار جانخیلی حالم خوبه-بعد از 7 سال دوباره یکی داره تو وجودم جوانه میزنه رفتم دکتر صدای قلب بچمو شنیدم خیلی گریم گرفت.الان خیلی خوبم به هیچ چیز فکر نمیکنم -خانمی لج بازی رو بزار کنار میدونم بهت سخت گذشته ولی شما صبوری کن داری کم کم به نشانه هایی میرسی خوبه همینجور پیش خودت فکر کن و نتیجه بگیر-به حرفهای رستگار عزیز گوش کن خیلی قشنگ راهنماییت میکنه-خیلی دوست دارم اینو بگی که (برگشتم سر زندگیم و خیلی خوشحالم)

  7. #56
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    یاسمینای عزیز ممنونم برات خوشحالم
    خدا صدای شماها رو زودتر میشنوه دعاتونو زودتر مستجاب میکنه برام دعا کن

    امروز یکی از همسایه های شمال بهم زنگ زد گفت شوهرم 2هفته پیش بهش زنگ زده که نیاد برام شهادت بده کلی ترسونده بودش حالا چرا اینکارو کرده بود نمیدونم
    همسایمونم بهش گفته بود خانومت خیلی خانومه زندگیشو دوست داره میخواد برگرده اونم بهش گفته بود که تا مامانش نَمیره راضی نمیشه برگردیم سر خونه زندگیم
    به همسایمون گفته بود که کلی باهام حرف زده که برگردم ولی چون مامانم مخمو پر میکنه راضی نمیشم برگردم من که یادم نمیاد با من حرف زده باشه شما یادتونه؟

    اون میگه مامان من دخالت میکنه من میگم مامان اون دخالت میکنه تو دعوای قبلی که آشتی کردیم بهش گفتم بیا یه مدت با خانواده ها رابطه نداشته باشیم اما اصرار کرد که بیا باهاشون آشتی کنیم

    نمیدونم چرا رای دادگاه نمیاد کلافه شدم

    خداکنه بفرسته مشاوره تا اونجا سنگامونو وابکنیم
    ویرایش توسط فرشته مهربان : یکشنبه 14 مهر 92 در ساعت 21:04 دلیل: بخاطر حفظ ظرفیت دو پست اخیر ادغام شد

  8. #57
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    علامه مجلسی در زادالمعاد از حضرت سید سجاد علیه السلام روایت کرده است: "که فرمودند: چون اول ماه هر شهر به روز دوشنبه قرار گیرد، شروع به خواندن "اذا وقعت الواقعة" بنما تا 14 روز، روز اول یک بار و روز دوم دوبار تا چهارده بار این سوره را بخوان. خواندن این سوره بدین ترتیب موجب توسعه رزق و آسانی کارهای زندگی و حل مشکلات و اداء دیون و برای هر حاجتی مجرب است. علامه مجلسی می گوید مکرر تجربه شده و به نتیجه رسیده است."
    دعای ختم هر روز یک بار پس از خواندن سوره ها و دعای روزهای 5شنبه (چهارم و یازدهم) یک بار پس از خواندن سوره ها و دعای ختم خوانده شود
    در لینک زیر دعای ختم واقعه و دعای روز 5شنبه موجود می باشد
    http://www.ghadirekhom.com/uploads/g...atmevaghee.pdf

  9. #58
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    رستگار عزیز چقدر دیر به دیر میای سر بزنی؟
    من همچنان منتظر راهکارم تا بتونم هرچه زودتر برگردم سر خونه زندگیم
    23مهر تولد همسرمه پیشنهادی نداری؟ اس تبریک بزنم ؟ از قول خودم یا دخترم؟

  10. #59
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    امروز شوهرم اس داد که فردا نمیاد بچه رو ببینه بدون سلام
    منم اس دادم سلام مرسی که خبر دادی
    اس داد در ضمن هوا داره سرد میشه هفته دیگه لباسای بچه رو میارم بیرون کلانتری بهت میدم یه وقت فکرای ناجور نکنی(توضیح-قبلا به خاطر شکایت که کرده بودم جنس آورد وکیلم گفت نگیرم منم نگرفتم)
    منم ج دادم باشه عزیزم مرسی
    دیگه همین چیز دیگه ای نگفت

  11. #60
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    چند تا تاپیکی که من دنبال میکردم بعضی هاش به نتیجه رسیدن و بعضی هاشونم ناامید شدن و اینجارو ول کردن رفتن
    من چیکار کنم؟ منتظر بمونم یا منم ناامید شم برم دنبال کارم

    فکر کنم بخاطر عنوان تاپیکم باشه که کسی سر نمیزنه چون فقط از رستگار کمک خواستم که اون عزیزم 1هفته ای میشه سر نزده امیدوارم که حالش خوب باشه و کاراش بر وفق مراد

    اگه امکانش هست عنوان تاپیکم رو عوض کنید به " چگونه شوهرم را راضی کنم برای آشتی"


 
صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ایا برای تامیین اینده ام…"""…… بیمه عمر ……"" تصمیم و گزینه درستی هست؟؟؟
    توسط عروس خوشبخت در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 اسفند 95, 21:30
  2. خوشبختی یعنی "رضایت"
    توسط khaleghezey در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 14 شهریور 94, 17:40
  3. توصیه نوروزی یک روانپزشک: نه "چاقی" خانمها را به روی شان بیاورید، نه "کچلی" مردها را
    توسط khaleghezey در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 فروردین 93, 13:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.