
نوشته اصلی توسط
پیدای پنهان
من دختر هستم که تا تموم شدن دانشگاهم نگاهم به ی پسر خیره نشده بود دختر ازادی بودم و هستم اما واقعا با وجود اینکه همه ی دوستام دوست پسر داشتن و خواستگار من نه خواستگار داشتم نه دوست پسر ولی الان سه سال هست تنهام و کار میکنم ولی باز دریغ از یه خواستگار دو بار فقط از سر تنهایی فریب دو تا اشغال هوس باز خوردم اخه منم دل دارم منم عشق میخوام منم یکی میخوام ک نگرانم بشه.منم یکی میخوام ک دوستم داشته باشه هر چند اون اشغالا فقط منو برای هوسشون میخواستن حااااااااااالا اون خدایی ک همیشه توی نماز خواستم ابروم رو حفظ کنه ک ی همسر خوب بهم عطا کنه کجاست فقط نگاه کرد به بدبختی من به توکل من خندید همین.
علاقه مندی ها (Bookmarks)