۳) مزایا برای خودم اینه که کنارش خواهم بود، مثل همیشه میتونم بهش عشق بدم، لمسش کنم و بهش بگم که تورو با دنیا عوض نمیکنم. برای اون هم خوب همین که میبینه همسرش همراه و عاشقش هست، چون همیشه که میخواد برنامه بریزه برای آینده، اصلا نمیتونه بدون من زندگی رو تصور کنه. برای خانواده من که با اینکه از اول مطمئن بودن اصلا ما هیچ تناسبی با هم نداریم و خلاصه بخاطر من کوتاه اومدن، من از روز اول تو زندگیم همه جور سختی و شکنجه بود، اما هرگز نذاشتم متوجه بشن، چون دلم نمیخواست غصّه بخورن و دوست داشتم بدونن که ما عاشق هم هستیم و خوشبختیم، و اینکه ایران نبودم کمکم کرد که اونا من رو باور کنن، مزایا برای خونوادم که به تصور اینکه تک دخترشون شاد و خوشبخته اونا هم آسوده هستن
- - - Updated - - -
۴) معایب ادامه زندگی: اینکه دارم افسرده میشم هر روز، و اینکه الان دیگه نمیتونم صبور باشم و ممکنه همه چیز هایی رو که با دست خودم درست کردم بزنم ویرون کنم. میدونم این زندگی الانم مثل یک چرخه باطل هر سال تکرار میشه، و یک روز میبینم که انگار فقط خودم هستم که تموم شدم، و اون وقت دیگه چه کاری از دستم بر میاد؟ این تصمیم رو یک شبه نگرفتم، یا اینکه ناپخته باشم و نازک نارنجی که بخاطر یک حرف یا حرکت همسرم تصمیم به جدایی گرفته باشم. شما فکر میکنین من دارم برای جدا شدن تلاش میکنم، در صورتی که من با تمام قوا دارم برای جدا نشدن تلاش میکنم.
- - - Updated - - -
۵) مزایای جدایی برای من: فکر کنم مهمترینش اینکه ممکنه اگه از غصّه جدأیش نمیرم و اون دوران رو سپری کنم، بعدش بتونم بعد از تمام این سالها یکم با آرامش و بدون استرس زندگی کنم، میتونم خودم باشم، شاید بتونم انرژی رو که همه این سالها از دست دادم، دوباره به دست بیارم. مجبور نیستم هیچ کس یا هیچ چیز یا هیچ شرایطی رو که قبلا به خاطر همسرم تحمل میکردم، تحمل کنم و این خیلی برام ارزش داره
- - - Updated - - -
۶) معایب جدایی برای من: ممکنه نتونم دوریش رو تحمل کنم و عذاب بکشم و با شناختی که ازش دارم هرگز یک شانس دوباره بهم نخواهد داد. حتی اگه خودم بعد از جدایی حالم خوب باشه احتمال میدم اون بهم بریزه و بعدش هر بلایی سرش بیاد من خودم رو سرزنش میکنم. معایب جدایی برای همسرم اینکه خیلی براش سخت خواهد بود که بدون من یک زندگی جدید رو شروع کنه، با سابقه خشم و اعتیاد و اینکه اصلا دوست نداره کسی سرزنشش کنه و فکر میکنه حالا همه میخوان بهش بگن همسر به این خوبی رو نتونستی حفظ کنی (الهی براش بمیرم)، و مطمئن هستم که بهش شوک و ضربه شدیدی وارد میشه، چون همونطور که بچهها گفتن میدونه که دیوونه وار عاشقش هستم، اصلا باور نمیکنه که من تونسته باشم ترکش کنم. معیاب برای خانواده خودم که میفهمن من این همه سال داشتم حقیقت رو ازشون پنهان میکردم، حالا دیگه چند برابر غصّه میخورن: هم غصّه میخورن که زندگی دخترشون از هم پاشید، هم اینکه بابت تمام این سالها که من داشتم سختی میکشیدم خودشون رو سرزنش میکنن و غصّه و غصّه و من اصلا دلم نمیخواد اینطوری بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)