۸) خصوصیات مثبت همسرم: همونطور که قبلا گفتم: کلا همسرش و زندگیش براش خیلی مهم هستن، همسر دوسته خیلی، با اینکه بهم خیانت کرده اما به جرات میتونم بگم نسبت به خیلی از آقایون دیگه که من دارم اینجا میبینم با اینکه شوهرم کاملا شرایطش رو داشت و داره که همه کار کنه، همیشه بدون اینکه من کنترلش کنم به زندگیمون تعهد داشته. (البته برای من این مسائل اصلا جرم قبلیش رو سبکتر نمیکنه)، دیگه اینکه تحصیل کرده و باسواده، حالا همین پسر خوب یک خصوصیات منفی هم داره: خیلی عصبیه، بیقرار، یک وقتایی خیلی ساده میشه یعنی به هر کی از راه برسه فوری اعتماد میکنه و باورش میکنه، دهان بین میشه و کینه ای، یهو قاطی میکنه بی منطق میشه شدیدا، توهم میزنه که من میخوام ازش سو استفاده کنم و اینکه داره مار تو آستینش پرورش میده، بی انصاف و قدر نشناس. ما هر چی که تو زندگی داریم با هم ساختیم، من هم اصلا اهل ریخت و پاش و اینکه بگم فلان چیز مال منه و فلان چیز پول منه نیستم و اصلا متنفرم از این چیزها. این رو میدونم که تو خانوادش همه این طوری هستن و به خودشون هم اعتماد ندارن و ریشه آش رو اونجا میبینم. حتی کاملاً میدونه که من اگه بخوام برم هیچ چیز ازش نمیخوام و هیچیه هیچی با خودم نمیبرم، اما این حرفا رو که میزنه، این دوگانگی هاش، واقعا نمیدونم دارم تو این زندگی با خودم چه کار میکنم.
- - - Updated - - -
۹) من نمیگم که عاقلانه هست یا نیست، من روزی هم که داشتم ازدواج میکردم میدونستم که اصلا کارم عاقلانه نیست، اما چون نمیتونستم ازش دل بکنم باهاش ازدواج کردم و موندم. الان دارم میگم اصلا دیگه نمیکشم، ترجیح میدم تنها باشم اما دیگه باهاش نباشم. با اینکه هنوز دلم شکسته ازش و نفرت رو حس میکنم، اما باز نمیتونم دوریش رو و حتی ناراحتیش رو تحمل کنم.
سلام دو راهی عزیز،
میتونم بگم که الان همون قدر ازش نفرت پیدا کردم، اما هنوز عاشقش هستم. میدونم عجیبه ، اما نمیدونم چرا اینطوری شدم








علاقه مندی ها (Bookmarks)