به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 51

Threaded View

  1. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ۸) خصوصیات مثبت همسرم: همونطور که قبلا گفتم: کلا همسرش و زندگیش براش خیلی‌ مهم هستن، همسر دوسته خیلی‌، با اینکه بهم خیانت کرده اما به جرات می‌تونم بگم نسبت به خیلی‌ از آقایون دیگه که من دارم اینجا میبینم با اینکه شوهرم کاملا شرایطش رو داشت و داره که همه کار کنه، همیشه بدون اینکه من کنترلش کنم به زندگیمون تعهد داشته. (البته برای من این مسائل اصلا جرم قبلیش رو سبکتر نمیکنه)، دیگه اینکه تحصیل کرده و باسواده، حالا همین پسر خوب یک خصوصیات منفی‌ هم داره: خیلی‌ عصبیه، بیقرار، یک وقتایی خیلی‌ ساده میشه یعنی‌ به هر کی‌ از راه برسه فوری اعتماد میکنه و باورش میکنه، دهان بین میشه و کینه ای‌، یهو قاطی‌ میکنه بی‌ منطق میشه شدیدا، توهم میزنه که من میخوام ازش سو استفاده کنم و اینکه داره مار تو آستینش پرورش میده، بی‌ انصاف و قدر نشناس. ما هر چی‌ که تو زندگی‌ داریم با هم ساختیم، من هم اصلا اهل ریخت و پاش و اینکه بگم فلان چیز مال منه و فلان چیز پول منه نیستم و اصلا متنفرم از این چیزها. این رو میدونم که تو خانوادش همه این طوری هستن و به خودشون هم اعتماد ندارن و ریشه آش رو اونجا میبینم. حتی کاملاً می‌دونه که من اگه بخوام برم هیچ چیز ازش نمیخوام و هیچیه هیچی‌ با خودم نمیبرم، اما این حرفا رو که میزنه، این دوگانگی هاش، واقعا نمیدونم دارم تو این زندگی‌ با خودم چه کار می‌کنم.

    - - - Updated - - -


    ۹) من نمی‌گم که عاقلانه هست یا نیست، من روزی هم که داشتم ازدواج می‌کردم میدونستم که اصلا کارم عاقلانه نیست، اما چون نمی‌تونستم ازش دل‌ بکنم باهاش ازدواج کردم و موندم. الان دارم میگم اصلا دیگه نمی‌کشم، ترجیح میدم تنها باشم اما دیگه باهاش نباشم. با اینکه هنوز دلم شکسته ازش و نفرت رو حس می‌کنم، اما باز نمیتونم دوریش رو و حتی ناراحتیش رو تحمل کنم.


    سلام دو راهی‌ عزیز،

    می‌تونم بگم که الان همون قدر ازش نفرت پیدا کردم، اما هنوز عاشقش هستم. میدونم عجیبه ، اما نمیدونم چرا اینطوری شدم
    ویرایش توسط Sarvin : جمعه 19 مهر 92 در ساعت 01:04

  2. 2 کاربر از پست مفید Sarvin تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (جمعه 19 مهر 92), دو راهي (جمعه 19 مهر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.