به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 154

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    سلام به همه خصوصا آقای sci
    آقای sci عزیز خیلی ممنونم که تاپیک رو پیگیری میکنید و پست ها رو می خونید. به نظرم میاد که این هفته به من فرصت دادین تا بعدش نکات بیشتری رو بهمون بگید.می تونم امیدوار باشم قبل از این پنج شنبه راهنمایی و پاسخ شما رو داشته باشم؟

    من اول بگم که دارم باز هم پست های قبلی خودم و آقای sci رو میخونم! و نت برداری می کنم.
    یه چیزی راجع به این سوالم به نظرم میرسه :

    نقل قول نوشته اصلی توسط she نمایش پست ها
    مثلا : شوهرم به بعضی خوراکی ها لب نمیزنه! چیزهایی که می دونم دوست داره. من فکر کردم به این خاطر هست که اون ها رو مادرم برامون آورده. از دست شوهرم ناراحت شدم و فکر کردم چه رفتار احمقانه ای!!

    کاملا جراتمندانه و اصولی بهش گفتم من اینطوری فکر می کنم و احساس خوبی راجع بهش ندارم. واقعن اینطوریه؟؟ اونم گفت نه و من اشتباه کردم و اون منظوری نداشته و فکر میکنه شاید سرما خورده باشه و داره پرهیز میکنه و ...
    منم عذرخواهی کردم که همچین فکری راجع بهش کرده بودم!!

    اما ... اون داره بدتر میکنه!!! از این ماجرا خوشش اومده !!! و داره بیشتر منو تحریک میکنه که بگه من از دست خانواده ات ناراحتم!! اون سرما هم نخورده!

    ابراز احساسات
    جراتمندانه نتیجه نداد و اون داره بازی میکنه!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط she نمایش پست ها
    سوال :
    آقای sci نمی دونم این برداشت من درست هست یا نه. ممنون میشم لطف کنین در پست بعدی تون بهم بگین.
    اینکه مواقعی هست که طرف مقابل میدونه باعث ناراحتی شما میشه و از روی عمد کاری رو انجام میده. اگر ابراز احساسات کنیم فکر میکنه به خواسته اش رسیده و این خوب نیست! هر واکنش ما نتیجه معکوس میده. درسته؟
    با مرور بیشتر نوشته های آقای دکتر فهمیدم که رفتار من جراتمندانه نبوده! من نباید نکات منفی رو میگفتم! به نظرم من باید مثبت حرف میزدم نه اینکه هرچی توی ذهنمه بگم! اینو از اینجا فهمیدم، فقط کمی دیر!
    البته سوالم هنوز سرجاش هست. چون ممکنه یه جواب کلی داشته باشه که هنوز نمی دونم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci نمایش پست ها
    هرگز زمانی که معذرت خواهی می کنید در مورد خطای شناختی خودتون توضیح ندهید! هرگز این کار رو نکنید! مثلا توضیح ندید که من بصورت اغراق امیزی تو رو بد می دونستم! نیازی نیست که مسائل منفی رو ذکر کنید.


    آقای sci یه چیزی رو شما گفتید البته می دونم مثال هست ولی خیلی با زندگی من متفاوته! این مثال مثلا :
    نقل قول نوشته اصلی توسط sci نمایش پست ها
    به عنوان مثال: عزیزم من امروز بعد از ظهر می خوام با خواهرم به استخر برم، می تونیم بعد از استخر با هم سه تایی باشیم، اگر موافقی برنامه ریزی کنم! (دقت کنید که در این شرایط شما به عنوان شخصیتی مستقل تصمیم گرفته اید و با اعتماد به نفس به ایشون پیشنهاد می دهید و ایشون حق دارند بگویند: خیر من نمی ام! و شما در جواب بگید: هر طور احساس بهتری داری.. پس بعد از استخر چیزی می خورم و بعد میام منزل!

    من بگم که با خواهرم میرم استخر.... اون نه نمیگه ولی دلخور میشه و شروع میکنه به ایراد گرفتن تا ثابت کنه من از انجام کارهای خونه زدم تا به خواهرم برسم.
    من بگم تو هم بیا .... اون دوست داره خودش تعیین کننده باشه ولی شاید بیاد. از اینکه به حسابش بیارن خوشش میاد.
    اگر نیاد من بیرون یه چیزی میخورم!!!!! ..... نه این محال ممکنه! من با خواهرم برم یه چیزی بخورم!؟ من مسئول غذا دادن و کشیدنش توی بشقاب برای همسرم هستم! حالا بگم من بیرون غذا میخورم؟ با اراده ی خودم؟ جایی که خودم میخوام؟ غذایی که خودم میخوام؟ بعد اون خودش غذا بخورهههههههههههه ؟؟
    اگر نتونه مخالف جدی ای بکنه شاید بخواد تلافی بکنه و خودش این کارو انجام بده و برای شام یا ناهار خونه نیاد؟! ... نه نه ! حتمن مخالفت جدی میکنه! من اگر یه ساعت دیرتر برسم خونه اون میگه من باید بیام دنبالت، هوا تاریکه و تو زن هستی و ...

    - - - Updated - - -

    مهمونی...از آخر به اول میگم :
    نتیجه خوبه. رابطه من و شوهرم خوبه. حتی یه مقدار خوش هم گذشت!
    - توی مهمونی کاملن آزادش گذاشتم و خودم رو جداگانه سرگرم کردم. موقعیتی که شوهرم رو کنار خانواده اش خوشحال میکنه!
    - خانواده همسرم در حد تیم ملی فیلم بازی کردند!!! جلوی شوهرم تند و تند به من تعارف های آبکی و مجانی میکردند که ببین ما چقدر با زنت خوبیم!! من هم رفتار معمولی خودم رو داشتم و کمک هم دادم و تعارف هم کردم اما اون ها به دلایلی موقعیتشون طوری شد که نمیتونستند بیان خونه ما.
    - بیشتر به رفتارهای خواهرشوهرام با همسراشون و بقیه دقت کردم برای شناختن رفتار/موقعیت ها.

    خب.. قبل از مهمونی ...
    حالم خوب شده بود که شوهرم در یک گفتگوی عشقولانه منو با اسم خودم و نام فامیلی خودش خوند! انگار که بهم فحش ناموسی داده باشند! خودم رو کنترل کردم و نشنیده گرفتم. از وقتی با شوهرم همدلی کردم فکر میکنه من خانوادم رو رها کردم و دیگه دربست مال اونم و دیگه نام فامیلی من رو هم حذف کرده!!!

    به شوهرم یادآوری کردم که برو فلان کارو انجام بده چون هفته دیگه تعطیلیه و ما نیستیم، شهرستانیم.
    شوهرم گفت هفته ی دیگه نمیریم شهرستان! تو نرو و من هم که کلن نمیام پیش خانوادت. و واکنش بد من و تکرار دوباره شوهرم که اونا توهین کردند و ...
    موقعیت : اسم خانواده ام که میاد نمی تونم جراتمند باشم! شروع کردم به تهدید که اصن منم این هفته نمیام! اونم گفت من تنهایی میرم! منم تهدید رو عوض کردم که اصن مجبور نیستم این زندگی رو تحمل کنم و ...
    شوهرم داد میزد قبول نداری به من توهین کردند؟دوباره رفتی طرف اونها؟؟
    دیدم نمی تونم خودم رو آروم کنم رفتم حموم! موقعیت : میرم حموم آروم میشم و میتونم بعدش منطقی رفتار کنم.
    بعدش سعی کردم اوضاع رو آروم کنم و تنش رو از بین ببرم. نتیجه اش این شد که همسرم اختیار خودش رو داره و من هر وقت خواستم میرم و اون نمیاد. من حق نه گفتن و نیومدن رو براش درنظر گرفتم و بحث رو خاتمه دادم.



    کاشکی این مهمونی توی رفتار شوهرم با خانوادم تاثیر مثبتی بذاره. به خاطر دیدن رفتار دامادها و من و ...
    واقعیت : دلم نمیخواد شوهرم بیاد شهرستان! چون با اون بهم خوش نمیگذره و همه رو معذب میکنه! فقط این پررو بودن و طلبکار بودنش هست که عصبیم میکنه! دلم میخواد بفهمه که حق با او نیست! و من حق رو بهش ندادم و فقط باهاش همدلی کردم!

    - - - Updated - - -

    دوتا نکته ی تالاری!! :
    - من می تونم فردا پس فردا حداقل آبی پررنگ بشم!! چون تا آخر برج کم نمیارم! امیدوارم به زودی بتونم یه کمی جبران کنم! بلکه کمتر شرمنده لطف مدیران و کارشناسان این تالار باشم.
    - بچه ها این تاپیک توی مدت کمی نزدیک به ده هزار بار دیده شده! چرا وقتی میاین و دوباره میاین و نوشته های آقای دکتر رو میخونین کمتر like و تشکر میذارین؟ اینو به خاطر خودتون میگم چون به نظرم اینکار منفعلانه است و خوبه که آدم ابراز احساسات بکنه!!
    ویرایش توسط she : شنبه 20 مهر 92 در ساعت 16:18

  2. 7 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    mah naz (شنبه 20 مهر 92), Samin28 (سه شنبه 23 بهمن 97), sci (چهارشنبه 24 مهر 92), tamanaye man (چهارشنبه 24 مهر 92), هیرسا (چهارشنبه 18 دی 92), مارتا63 (پنجشنبه 09 آبان 92), رویاا (پنجشنبه 01 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نحوه دسترسی به انجمن های همدردی(مشاوره تخصصی عمومی و مشاوره تخصصی خصوصی )
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 01 شهریور 99, 19:28
  2. مشاوره تخصصی با آقای sci
    توسط sidni در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 اردیبهشت 93, 17:57
  3. مشاوره تخصصی she با جناب آقای sci -- ادامه
    توسط she در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 آذر 92, 19:11
  4. میخوام خودمو بیشتر بشناسم! یه شناخت تخصصی و ریشه ای!!!
    توسط del در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 مهر 92, 12:46

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.