عزيزم شما هنوز تو اين خانواده نرفتي و اينهمه مشكل پيدا كردي . با اين روحيه حساس كه داري چه جوري مي توني با مشكلاتت مقابله كني .نكنه مي خواي تو زندگي ِندت بعد از برخورد بد قرص بخوري بري بيمارستان ؟ چرا فكر مي كني با يكي از اين دو خواستگار حتما" بايد ازدواج كني .عشق خيلي مقدسه ولي چشمات رو باز كن كه بعدها پشيمان نشي . بايد يكمي به خودت فرصت بدي و از تجربيات هم ديگران استفاده بكني .وقتي وارد زندگي متاهلي بشي تازه مي فهمي عشق بدون استقلال فكري و اقتصادي خيلي كمرنگ مي شه. اگه خداي نكرده توي زندگي آيندت خواهرشوهرت اينجوري حاكم باشه و شوهرت قبولش داشته باشه .مطمئنا" ديگه عشق جاش رو به نفرت مي ده.
اگه دوست داري زودتر ازدواج كني يكسري معيار براي خودت در نظر بگير و معياراهايت رو هم توي انتخابي كه داري دخيل بكن