سلام ممنون از راهنماییت دوست من.
ولی شما همه موضو ع رو نمیدونی.
من و اون در واقعیت همو واقعا میخوایم ولی... ولی امان از بچگی.هم من خر بازی در آوردم هم اون!!
الان میدونم چه جوری باهاش رفتار کنم.میدونم زمان بندی دقیق داشته باشم.
تشکرشده 18 در 8 پست
سلام ممنون از راهنماییت دوست من.
ولی شما همه موضو ع رو نمیدونی.
من و اون در واقعیت همو واقعا میخوایم ولی... ولی امان از بچگی.هم من خر بازی در آوردم هم اون!!
الان میدونم چه جوری باهاش رفتار کنم.میدونم زمان بندی دقیق داشته باشم.
تشکرشده 2 در 2 پست
برادر عزیز در اینکه شما دختر دایی ات رو دوست داری شکی نیست. ولی این مقتضای سن شما هست و من بهت اطمینان میدم که وقتی بشه 30 سالت طرز فکرت بسیار پخته تر و بالغانه تر میشه. من هم عاشق بودم و میدونم وقتی این حس رو داری اینکه دیگران به آدم میگن بی خیال شو خیلی دردناکه. و برای همین از نظر من رابطه عاطفی بین شما دو نفر تو این سن کاملا طبیعیه. اما توروخدا مراقب باش که به درست و آینده ات لطمه نزنی چون سنی که داری خیلی ارزشمنده و بعدها دیگه موقعیت الان رو نداری.
در مورد ازدواج فامیلی با اون دوستمون موافقم، من حاصل یک ازدواج فامیلی هستم که نسبت ها از شما دورتر بوده و در خانواده ما خیلی هم رسم هستش این کار. (مادر من هم کرده سنندجه). ولی خیلی از ما بیماری دیابت نوع 2 داریم و مشکلات تیروئیدی درمون زیاده. مشکل ازدواج فامیلی فقط بالا رفتن ریسک معلولیت فرزند نیست ریسک هزاران بیماری وراثتی دیگه ست که با مشاوره ژنتیک قبل از ازدواج مشخص نمیشه. از اون گذشته به این فکر کن که اگه مشکلی براتون پیش بیاد در آینده یه فامیل رو به هم میریزید. پس توروخدا در مورد ازدواج تا زمانی که حداقل 26 یا 27 سالگی رو نگذروندی فکر نکن.
ولی برای دوست داشتن این دختر من بهت حق میدم تو سنی که شما هستی عشق ناخونده میاد به قلب آدم.
واحد (شنبه 24 اسفند 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)