سلام
دوست عزیزم به نظر من بیخیال این رابطه بشو و سر خودتو هی شیره نمال با یاداوری خاطرات شیرین گذشته..این خانم یه بار از شما سلب اعتماد کرده قول داده دیگه تکرار نکنه اما باز قضیه مزاحم تلفنی پیش اومده..زنها همیشه 3/4 سال جلوتر از مردهارو میبینن.احتمالا این خانم از جانب شما احساس نا امنی کرده.اما مهم نیست هر احساسی کرده.مهم قضیه الان و جداییتونه که پیش اومده..خیلی وقتا ما عشق و با وابستگی اشتباه میگیریم و میخوایم واسه خودمون یه عشق اسطوره ای بسازیم..من تو یه برحه ای از زندگیم درگیر یه اینجور رابطه شده بودم.من 1سال از اون اقا بزرگتر بودم.من 16 ساله و اون 15 ساله.من هیچ وابستگیه نداشتم اما اون وابسته بود.حدود 2سال طول کشید.من دوسش داشتم اما عاشقش نبودم..یه بار به خاطرش با خانواده ام دعوام شد رگ دستمو زدم.دوسش نداشتم نمیدونم چرا این کارو کردم.به خاطرش خیلی چیزامو از دست دادم.اعتماد>>شخصیت>>ازادی
خانواده مونم اصلا راضی نبودن..تا اینکه من اون رابطه رو تموم کردم اما اون تو همه شهر منو تابلو کرد.یکسال بعد زنگ زد معذرت خواست اما من قبول نکردم اصلا..حس کردم بعدا با ادمای بهتری اشنا میشم.حس کردم خانواده ام خوب منو واقعا میخوان.الان 8 سال از اون قضیه میگذره.به گذشته که فکر میکنم خنده ام میگیره.جو عشق و عاشقی مارو گرفته بود
تو هم همین.زندگی خودتو داشته باش.یه بار بهش شک کردی 10 بار دیگه هم شک میکنی.
اون دختره احتمال زیاد زودتر از تو ازدواج میکنه.اما خب بکنه..ایشاله خوشبخت بشه.تو هم خوشبخت بشی.قرار نیست شما دوتا بدون هم بدبخت بشین.حتی اگه خانواده تونم به این ازدواج راضی بودن تو بیخیال شو..دوستانه میگم.اگرم واقعا خواستی ازشون نظر بخوای قضیه خیانتشو کلا واسه خانوادت تعریف کن.
ببخشید اما من فکر میکنم بیشتر از هر چیز حس شهوته که تو رو سمت اون هل میده نه عشق..
سوالی داشتی هستم..
موفق باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)