به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 154

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    آقای sci من هم میخوام موقعیت جدیدی رو که برام پیش اومده و من در نهایت با اینکه به خودم گفته بودم و واقعا هم فضا فضایه همدلی بود؛ اما نتونستم؛ یعنی تونستم اما همدلیه من چیزی رو حل نکرد. عصبانیت همسرم کم نشد. داد زدن و البته فحش دادنش کمتر نشد. استرس و اضطرابش کمتر نشد و در کل فضای خیلی جالبی به وجود نیومد.
    ایشون پشت فرمون بودند و با حرف شما دقیقا این زمان؛ زمان مناسبی برای همدلی نیست.
    تغییر موقعیت برای خلق موقعیت عاشقانه رو چون به شدت عصبانی هستند و لحظه به لحظه با افکاری که به سمت ذهنش حمله ور میشن و البته تحلیل گذشته ی رفتارهای خودش و خانواده ام بر شدت عصبانیتش افزوده میشه و خودش هم سعی نمیکنه خودش رو آروم کنه؛ اصلا قبول نمیکنه که من اون لحظه ازش بخوام بزنه به کناری یا نگه داره تا آرومتر بشه.
    بارها ازش خواستم که بزنه کنار تا یه کم هوا به مغزش بخوره و آرومتر بشه؛ اما قبول نکرده. اون لحظه فقط به فکر تلافی کردن و انتقام گرفته.
    اصلا اون لحظه صدای من و خودم رو نمی بینه. مسائل در نظرش بزرگ و بزرگتر شدن و داره مثل یه گلوله ی کوچیک برف که تبدیل به بهمن میشن؛ دارن تبدیل به بهمن میشن.
    به هر حال من توی این شرایط باز هم سعی کردم وقتی پشت فرمون بود دستشو بگیرم. یعنی بازوی راستش و دست راستش رو گرفتم و سعی کردم بهش نزدیک بشم و بگم که بخدا: میفهمم چی میگی. من درکت میکنم. خودم هم توی همچین شرایطی بودم. توی شرکت بارها با همکارم بحثم شده یا با مدیرم. و آخرش وقتی بهم گفته: حالت گرفته شد. جوابت رو گرفتی. حس بدی بهم دست داده!
    حتی بهش گفتم: میدونم؛ الان طرف احساس برنده بودن میکنه، احساس زرنگی! در صورتی که اصلا این جوری نیست.
    همسرم به شدت عصبانی بود و داد میزد که به من دست نزن. دست منو نگیر. بهت میگم به من دست نزن.
    --------------
    به نظر شما توی همچین موقعیت انفجاری ای؛ خلق موقعیت عاشقانه چه جوری ممکنه؟
    یعنی درست زمانی که چشم و گوش و ذهن همسرم بسته است به شدت؛ تغییر موقعیت چه جوری با چه حرفها و کلماتی میتونه امکان پذیر باشه؟
    --------------------------------
    نکته ی بعدی هم توی روزهای معمولی؛ وقتی قراره باهم صحبت کنیم. روی مبل جلوی تلویزیون دراز کشیده و میگه: من راحتم. حرفتو بزن. میشه بشینی؟ بابا! من راحتم. اینجا پادگان نیست که من بلند شم سیخ بشینم که تو حرف بزنی.
    باشه؛ پس صدای تلویزیون رو کم کن. صدای تلویزیون رو کامل میبنده. بعدش وقتی دارم حرف میزنم؛ اصلا به چشمام نگاه نمیکنه.
    من: حداقل به چشمام نگاه کن، بفهمم داری به حرفام گوش میدی!
    خب؛ مطمئن باش که من میشنوم. اتفاقا این جوری بهتر حرفات رو می فهمم. میخوای همه رو ریز به ریز برات بگم؟
    حتی وقتی بیرونیم به هیچ عنوان همسرم به چشمام نگاه کنه.
    توی فضای پارک روی نیمکت نشستیم و هر دو داریم به روبرومون نگاه میکنیم. وقتی میخوام حرف بزنم خودمو به طرف همسرم کج میکنم که باهاش حرف بزنم و به صورتش و چشماش نگاه کنم. اما می بینم همچنان داره روبرو رو نگاه میکنه و این عذاب آوره.
    و الان این دوبار خواستنم؛ بدترش کرده. یعنی وقتی میخوایم حرف بزنیم. نگاهش همه جا هست؛ جز چشمان من! میگه بذار هر جور راحتم، به حرفات گوش بدم. محیط خونه رو مثل پادگان های نظامی نکن که همه چیز قانونمند باشه حتی حرف زدن مون.
    چه جوری این تابو رو بشکنم؟
    آقای sci ممنون از توجهتون.

    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  2. 8 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    heaven65 (جمعه 26 مهر 92), sahelneshin (یکشنبه 05 آبان 92), sci (جمعه 26 مهر 92), setayesh92 (شنبه 27 مهر 92), she (جمعه 26 مهر 92), tamanaye man (شنبه 27 مهر 92), میشل (جمعه 10 آبان 92), رویاا (پنجشنبه 01 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نحوه دسترسی به انجمن های همدردی(مشاوره تخصصی عمومی و مشاوره تخصصی خصوصی )
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 01 شهریور 99, 19:28
  2. مشاوره تخصصی با آقای sci
    توسط sidni در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 اردیبهشت 93, 17:57
  3. مشاوره تخصصی she با جناب آقای sci -- ادامه
    توسط she در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 آذر 92, 19:11
  4. میخوام خودمو بیشتر بشناسم! یه شناخت تخصصی و ریشه ای!!!
    توسط del در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 مهر 92, 12:46

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.