عزیزم من تو خوابم نمی بینم رابطه خونواده ها درس شه!!!!!!
مادرشوهرم یه سال پیش بی دلیل گفت دیگه با مادر من صحبت نمی کنه.چون ازش خوشش نمیاد.می گفت ما مادرا که نمی خوایم باهم زندگی کنیم.شماها میخواین باهم زندگی کنید.پس دلیلی نداره وقتی از یه نفر خوشم نمیاد خودمو اذیت کنم و باهاش حرف بزن.بعدم به شوهرم گفته بود بهش بگین دیگه به من سلامم نده.واللا ما هنوزم نفهمیدیم چی شد که این کارو کرد!!!!.همین کارش کدورت های بزرگتری رو پیش اورد و من مطمینم چیزی درس بشو نیس.
من نهایت ارزوم اینه رابطه شوهرمو خونوادم خوب شه.
البته الان رابطه خودمو شوهرمم اففتضاححه.هیچ بحثی بینمون نشده ها.یعنی بعد از اخرین دعوامون همه چیز روبه راه شد به مدت یه روز.تا اینکه شبش بچه خواهرشوهرم دنیا اومد.ازون روز یه قیافه ای این بشر میگیره که نگو.نمیدونم دردش چیه.انقد بی محلی میکنه.تا قبلش هرروز میگفت دلم تنگ شده واست بیا ببینمت و .... اما ازون روز یه ز زورش میاد بزنه.اصن حوصله مو نداره انگار.یه عیدو نکرد تبریک بگه امروز!!!! کسی میدونه چرااااا؟؟؟؟؟





یه عیدو نکرد تبریک بگه امروز!!!! کسی میدونه چرااااا؟؟؟؟؟

علاقه مندی ها (Bookmarks)