به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 64
  1. #51
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    62
    Array

    Icon2008

    خب اول اینکه یه خبر
    الان پیام داد که منظور ؟ گفتم چی ؟ گفت چرا پیام خالی فرستادی ؟ منم گفتم من پیامی نفرستادم (مطمئنم که پیامی از جانب من براش ارسال نشده ) اونم گفت بی خیال و منم گفتم باشه

    در مورد خبر نظر بدید .

    و اما جواب شما دختر بی خیال عزیز (که ای کاش من هم بی خیال بودم)

    راستش من ویژگی های مثبت زیادی در اون دیدم
    اولین ویژگیش صداقتشه که هیچ چیزی رو هرگز از من پنهان نکرده و هر چیزی رو دقیقا به شکلی که بوده گفته و نخواسته با سیاست و پنهان کاری چیزی رو پیش ببره
    دومین ویژگیش عاقل بودنش هست. یعنی در موقعیت های بحرانی به شدت عاقلانه برخورد می کنه
    سومیش صبور بودنشه . صبری که در اون دیدم فوق العاده ست
    در واقع می تونم بگم که آرامش و صبوری الان رو من از خود اون آقا یاد گرفتم. وگرنه دختر خیلی بی قراری بودم.
    از ویژگی های دیگه ش ویژگی های کلیش برای ازدواجه
    مثلا تحصیلات بالا داره ، شغل خوبی داره ، خانواده خوبی داره ، به شدت باهوشه ، چهره دلنشینی داره و ....

    از ویژگی های منفیش هم اینه که اولا این دختر هنوز تو زندگیش حضور داره و دوما از نظر اعتقادی از من پایین تره .

    - - - Updated - - -

    و اما در پاسخ به نوپوی عزیز
    نوپو جان من شرایط خانوادگیم و علت مخالف بودنم با خواستگاری سنتی رو در تاپیک رز عزیز بیان کردم
    شما درست حدس زدی. یکی از عواملی که باعث میشه من نتونم در این رابطه عقب بکشم همینه.
    ببین عزیزم شاید اول بهتر باشه من در مورد معیارهای ازدواج صحبت کنم
    معیار های ازدواج من طوری چیده شده اند که باید مدت زمان زیادی رو صرف شناخت یه فرد کنم که این عملا در خانواده من ممکن نیست
    یعنی این طور نیست که معیار ازدواج من در درجه اول تمکن مالی باشه یا تحصیلات باشه یا ظاهر باشه و ... یعنی چیزهایی نیست که در همون ابتدای امر به چشم واضح باشن و من بر اساس اونها تصمیم بگیرم.

    نمیگم این مواردی که گفتم برام اصلا مهم نیستن ، اما در درجه های بعدی از شخصیت قرار دارن.

    یعنی معیار اول من شخصیت یه فرده و همون طور که می دونید شخصیت رو خیلی سخت میشه شناخت

    من خواهان مردی در رابطه هستم که واقعا عاقل باشه . منظورم از نظر عاقل بودن بالغ بودنه . یعنی شخصیت والد و کودک نباشه که من در مردهای اطرافم این رو خیلی دیدم . یعنی مردهای کمی به معنی واقعی عاقل و منطقی هستن و تصمیمات درست می گیرن. من از یه مرد عصبی یا از یک مرد نازک نارنجی بدم میاد. من مردی رو میخوام که فکر کنه در مورد همه چیز.

    دومین موضوع اینه که من مردی رو میخوام که سنتی نباشه . منظورم از سنتی بودن اینه که به حقوق یه زن احترام بذاره . مردی که به حقوق فردی هر شخص احترام بذاره . مردی که به حریم شخصی من احترام بذاره . من دید قدیمی نسبت به زن رو قبول دارم. اینکه زن باید مطیع باشه و اجازه بگیره و بره و بیاد و چشم بگه رو قبول ندارم. در عین حال زن سالاری رو هم قبول ندارم. من یه آدم روشنفکر امروزی می خوام . نمی دونم براتون مجسم شد چه نوع مردی یا نه . اگر نه باز هم توضیح بدم.

    سوم این که من مردی رو میخوام که میزان قدرت درکش بالا باشه . یعنی این طور نباشه که من مدام بخوام براش توضیح بدم. میخوام خودش درک کنه. موقعیت رو بسنجه . اگر درخواستی داره شرایط من رو هم در نظر بگیره. میخوام خودش بفهمه ، نه اینکه من توضیح بدم و بخوام همش توجیحش کنم.

    صبور بودن هم یکی دیگه از ویژگیهاییه که به شدت روش تاکید دارم. من خودم دختر استرسی ای هستم. حالا اگه کسی هم همش بخواد منو هول کنه و استرس وارد کنه دیگه خدا می دونه چی میشم. به خاطر همین من یه مرد صبور میخوام

    اطلاعات عمومی بالا : از مردی که کارش خوردن و خوابیدن و نهایت کار کردن باشه و ... متنفرم. مردی رو دوس دارم که در زمینه هایی صاحب حرف باشه . اطلاعات عمومی بالایی داشته باشه . در جمع نظر بده و ... . نه نظرات الکی که در تاکسی ها و ... می شنویم. مردی میخوام که ژرف نگر باشه .

    خب حالا این ویژگیهایی که گفتم رو به نظرتون با توجه به خانواده سنتی من که قبلا در موردشون حرف زدم میشه در یکی دو جلسه یه ساعته شناخت ؟

    و از طرفی هم شناخت این ویژگیها وقت و انرژی زیادی رو از من می بره . در عین حال من باید هر از گاهی نگاهی هم به سن ام بندازم.

    خب با توجه به اینکه من این ویژگیها رو در این آقا دیدم و زمان زیادی برای یافتن این ویژگیها در ایشون گذاشتم و با توجه به اینکه خانواده من سنتی هستن و با توجه به سن ام و با توجه به زمان حداقل شش ماهی که باید برای جبران این شکست عاطفی بذارم و چطور ین ویژگی ها رو مجتمع در فردی پیدا کنم بعدها و ....
    محاسبه می کنم که نگه داشتن ایشون به مراتب ساده تر پرداخت این هزینه هاست

    پس اون قدرها هم از سر وابستگی تصمیم نگرفتم .

    - - - Updated - - -

    راستی از مردی که باهوش نباشه ، متنفرم
    این آیتم هم فوق العاده برام مهمه
    ویرایش توسط veis : جمعه 26 مهر 92 در ساعت 15:49

  2. کاربر روبرو از پست مفید veis تشکرکرده است .

    meinoush (چهارشنبه 05 شهریور 93)

  3. #52
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط veis نمایش پست ها
    خب اول اینکه یه خبر
    الان پیام داد که منظور ؟ گفتم چی ؟ گفت چرا پیام خالی فرستادی ؟ منم گفتم من پیامی نفرستادم (مطمئنم که پیامی از جانب من براش ارسال نشده ) اونم گفت بی خیال و منم گفتم باشه

    در مورد خبر نظر بدید .

    و اما جواب شما دختر بی خیال عزیز (که ای کاش من هم بی خیال بودم)

    راستش من ویژگی های مثبت زیادی در اون دیدم
    اولین ویژگیش صداقتشه که هیچ چیزی رو هرگز از من پنهان نکرده و هر چیزی رو دقیقا به شکلی که بوده گفته و نخواسته با سیاست و پنهان کاری چیزی رو پیش ببره
    دومین ویژگیش عاقل بودنش هست. یعنی در موقعیت های بحرانی به شدت عاقلانه برخورد می کنه
    سومیش صبور بودنشه . صبری که در اون دیدم فوق العاده ست
    در واقع می تونم بگم که آرامش و صبوری الان رو من از خود اون آقا یاد گرفتم. وگرنه دختر خیلی بی قراری بودم.
    از ویژگی های دیگه ش ویژگی های کلیش برای ازدواجه
    مثلا تحصیلات بالا داره ، شغل خوبی داره ، خانواده خوبی داره ، به شدت باهوشه ، چهره دلنشینی داره و ....

    از ویژگی های منفیش هم اینه که اولا این دختر هنوز تو زندگیش حضور داره و دوما از نظر اعتقادی از من پایین تره .

    - - - Updated - - -

    و اما در پاسخ به نوپوی عزیز
    نوپو جان من شرایط خانوادگیم و علت مخالف بودنم با خواستگاری سنتی رو در تاپیک رز عزیز بیان کردم
    شما درست حدس زدی. یکی از عواملی که باعث میشه من نتونم در این رابطه عقب بکشم همینه.
    ببین عزیزم شاید اول بهتر باشه من در مورد معیارهای ازدواج صحبت کنم
    معیار های ازدواج من طوری چیده شده اند که باید مدت زمان زیادی رو صرف شناخت یه فرد کنم که این عملا در خانواده من ممکن نیست
    یعنی این طور نیست که معیار ازدواج من در درجه اول تمکن مالی باشه یا تحصیلات باشه یا ظاهر باشه و ... یعنی چیزهایی نیست که در همون ابتدای امر به چشم واضح باشن و من بر اساس اونها تصمیم بگیرم.
    نمیگم این مواردی که گفتم برام اصلا مهم نیستن ، اما در درجه های بعدی از شخصیت قرار دارن.
    یعنی معیار اول من شخصیت یه فرده و همون طور که می دونید شخصیت رو خیلی سخت میشه شناخت
    من خواهان مردی در رابطه هستم که واقعا عاقل باشه . منظورم از نظر عاقل بودن بالغ بودنه . یعنی شخصیت والد و کودک نباشه که من در مردهای اطرافم این رو خیلی دیدم . یعنی مردهای کمی به معنی واقعی عاقل و منطقی هستن و تصمیمات درست می گیرن. من از یه مرد عصبی یا از یک مرد نازک نارنجی بدم میاد. من مردی رو میخوام که فکر کنه در مورد همه چیز.
    دومین موضوع اینه که من مردی رو میخوام که سنتی نباشه . منظورم از سنتی بودن اینه که به حقوق یه زن احترام بذاره . مردی که به حقوق فردی هر شخص احترام بذاره . مردی که به حریم شخصی من احترام بذاره . من دید قدیمی نسبت به زن رو قبول دارم. اینکه زن باید مطیع باشه و اجازه بگیره و بره و بیاد و چشم بگه رو قبول ندارم. در عین حال زن سالاری رو هم قبول ندارم. من یه آدم روشنفکر امروزی می خوام . نمی دونم براتون مجسم شد چه نوع مردی یا نه . اگر نه باز هم توضیح بدم.
    سوم این که من مردی رو میخوام که میزان قدرت درکش بالا باشه . یعنی این طور نباشه که من مدام بخوام براش توضیح بدم. میخوام خودش درک کنه. موقعیت رو بسنجه . اگر درخواستی داره شرایط من رو هم در نظر بگیره. میخوام خودش بفهمه ، نه اینکه من توضیح بدم و بخوام همش توجیحش کنم.
    صبور بودن هم یکی دیگه از ویژگیهاییه که به شدت روش تاکید دارم. من خودم دختر استرسی ای هستم. حالا اگه کسی هم همش بخواد منو هول کنه و استرس وارد کنه دیگه خدا می دونه چی میشم. به خاطر همین من یه مرد صبور میخوام

    خب حالا این ویژگیهایی که گفتم رو به نظرتون با توجه به خانواده سنتی من که قبلا در موردشون حرف زدم میشه در یکی دو جلسه یه ساعته شناخت ؟

    و از طرفی هم شناخت این ویژگیها وقت و انرژی زیادی رو از من می بره . در عین حال من باید هر از گاهی نگاهی هم به سن ام بندازم.

    خب با توجه به اینکه من این ویژگیها رو در این آقا دیدم و زمان زیادی برای یافتن این ویژگیها در ایشون گذاشتم و با توجه به اینکه خانواده من سنتی هستن و با توجه به سن ام و با توجه به زمان حداقل شش ماهی که باید برای جبران این شکست عاطفی بذارم و چطور ین ویژگی ها رو مجتمع در فردی پیدا کنم بعدها و ....
    محاسبه می کنم که نگه داشتن ایشون به مراتب ساده تر پرداخت این هزینه هاست

    پس اون قدرها هم از سر وابستگی تصمیم نگرفتم .

    - - - Updated - - -

    راستی از مردی که باهوش نباشه ، متنفرم
    این آیتم هم فوق العاده برام مهمه

    بیخیالم چون بعضی وقتا خوبه بیخیالی امتحانش کن ضرر نداره خصوصا تو این پارت زندگیت ... البته یوقت نسبت بخودت بیخیال نشیاااااا.. برعکس نسبت به اتفاقای زندگیت بیخیال شو... حس خوبیه...

    خب معیارات خیلی هم منطقیه یجوارایی هم شبیه به معیارای خودمه!
    درمورد نقاط مثبت هم حالا ما که نمیدونیم درست دیدی یا نه اما اگه واقعا همچین ادمی هستن که خیلی خوبه .
    اما جالبه واسه منقیاتشون فقط همین حضور این دختر منفیه؟
    پس این رفتارشون که تکلیف یدختر و مشخص نمیکنن منفی نیس؟
    متعهد نبودن منفی نیس؟
    مسولیت کاراشون بعهده نمیگیرن خیلی راحت با وجود شرایط بد سریع تصمیم به قطع رابطه میگیرن منفی نیس؟
    یهو میگن خداحافظ ما که رفتیم دیگه فکر نمیکنم چی بسر قلب و روح تو میاد اونم تویی که یدختری و از من احساسی تر منفی نیس؟
    ایشون که خودشون این شرایط طرد شدن و کشیدن که ، میدونن چقد سخته خصوصا اوشون که مرد بودن دیگه وای بحال دخترش! اینا هیچکدوم منفی نیس دیگه

    درمورد اعتقادات که ایشون ضعیفترن، شما پسر با ایمان و بیشتر میپسندی؟
    چون من خودم یکی از معیارام اینه ک با ایمان باشه طرفم چون حس میکنم هرچی ارتباطش با خدا قوی تر باشه کمتر تو زندگی قبلیش پاش لغزیده و بعد ها هم متعهد تر میتونه باشه
    البته تاکید کنم با ایمان واقعی !!!!
    نه از این الکیا! که البته تو مدت دوسال میشه فهمید دیگه که شما فهمیدید که نه اونجوریا هم نیستن! خب این برات سخت نیست؟
    مثلا چطورین تو ارتباط با دخترای نامحرم دیگه خیلی زیادی راحتتن؟ این برات مشکل نیس؟ یا نه فقط واجبات و انجام نمیدن که اینو میگی!
    چون اینم بالاخره یه مشکله!

    راسی منظورت از حضور این دختر در زندگیشون چیه؟ یعنی هنوز ایشونو میبینن ؟ چقد مطمعنی رابطش با این دختر تموم شده؟

    منم مثه تو یزمانی همچین تصمیمی داشتم که اگه خواستم ازدواج کنم سنتی اصن دوست ندارم دوست دارم خود پسر منو انتخاب کنه و دوسم داشته باشه و خودمم و بررسیش کنم انتخاب کنم نه اینکه مامانامون اول همو بپسندن بعد ماها همو!

    اما سر یتجربه که خودمون همو پسندیدیدم اما خونواده ی اون مخالف ازدواجش بودن اونقد که البته به خونواده من نرسید که ببینیم اونا باز نظرشون چیه . تازه فهمیدم چه اشتباهی کردم اونجا فهمیدم نظر خونواده ها هم خیلی مهمه!

    کلا ازدواج های سنتی یخوبیهایی داره اگه خودت بتونی و بخوای میتونی یجورایی مدیریتشون کنی . بابا حداقلش اینه که این وابستگی رو نداره دیگه! میتونی از هردو خونواده بخوای یمدت بذارن بدون محرمیت باهم باشین تا بفهمین بدرد هم میخورین یا نه!

    - - - Updated - - -

    تازه کجا من گفتم از رو وابستگی تصمیم گرفتی

    منم میدونم عاقلانه پیش رفتی و اول خوب انالیز کردی بعد تصمیم گرفتی. یعنی فرض بر این گذاشتم
    اما فکر کنم این عقله چشمشو روی این رابطه قبلی این اقا کامل بسته بوده حالا یهو باز شده! دیده نه مثیکه اینم مهمه نمیتونی اینجوری ادامه بدی.
    میدونی اون اقا هم اخه از اول تو سنگ صبورش بودی دیگه تو این رابطه اولش اینجوری اغاز شده که اون وقتی دلش میگرفته یه سنگ صبور داشته دیگه ! واسه همین عادت کرده روش تو روت باز شده میدونه اگه حرفی بزنه از دستت نمیده ! این ترسو نداره اصن! برای همین راحت از این مورد حرف میزنه

    تو اگه میخوای ادامه بدی! منظور نه برای دوستی واسه ازدواجه! باید واسش مشخص کنی که تو اون سنگ صبوره دیگه نیستی قراراه زنش بشی دیگه حرف زدن در رابطه با اون خانوم و عشق قبلیش ناراحتت میکنه! بهش باید بفهمونی که تورو باید بخاطر خودت دوست داشته باشه نه سنگ صبور بودن یا پر کردن وقتش تا اینکه اون خانوم پشیمون شه و بیاد.

    در مورد اون پیام خالی هم دو تا ذهنیت مثبت ومنفی واسم ایجاد شد. مثبتش این بود که شاید اقا دوست داشته باهات بحرفه یکم مغروره نتونسته مستقیم بگه. کلا اشتباه بوده نه تو باید جواب میدادی. نه اون اقا باید اینجوری رفتار کنه وقتی هنوز تکلیفش با خود و احساسش مشخص نیس. چرا داره تورو بازی میده.

    این همه داریم حرف میزنیم که ولش کنی جوابشو نده باز تو جواب میدی؟
    خب یمدت جواب نده تا خودش بپرسه چرا؟
    بعد براش بگو که چی میخوای !
    بگو اگه میخوادت رسمی بیاد جلو!
    بگو فکرت اگه درگیره اون دختره پس بیخیال تو بشه . و تمام
    بگو شخصیت خودم واسم ارزشش بیشتررررههههه...
    ویرایش توسط دختر بیخیال : جمعه 26 مهر 92 در ساعت 16:08

  4. 2 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    veis (جمعه 26 مهر 92), دختری تنها (جمعه 26 مهر 92)

  5. #53
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    62
    Array
    مرسی خانمی که تنهام نمیذاری. واقعا ازت ممنونم.
    منظورم از نقطه منفی که گفتم داره و شما بازترش کردی همین بود. من در یک کلمه اینارو گفتم. اما منظورم همینایی بود که شما گفتی .

    در مورد ایمان هم من پسر با ایمان تر رو دوس دارم. اما راستش تو زندگیم اون قدر به مردایی برخوردم که ایمان داشتن و اسلام داشتن رو برابر با خوردن حقوق یه زن می دونستن و اون قدر مردهای با ایمانی که تو روم ایستادن و گفتن که زن ناقص العقله و اون قدر مردهای با ایمانی که دروغ هاشون رو یه جور توجیه کردن و به اسم پیامبر زدن که پیامبر گفته می تونی به زن دروغ بگی و اون قدر اینا رو گفتن که دور ایمان داشتن رو خط کشیدم. ایمان برام تبدیل شد به اخلاق و خدای درون. دیگه کاری با ظاهر ندارم که به چه دین و مذهبیه و .... برام اخلاق گرا بودن مهم شده . کما اینکه ایشون با من هم دین و هم مذهبه و خانواده مومنی هم داره . امروزم تو جامعه اون ایمانی که من میخوام کم شده. حالا اینکه ایشون نماز نمی خونه برام اصلا مهم نیست. چون اگر به خاطر من بخونه که اصلا نمازش به حساب نمیاد. منم که اولین معیارم نماز خوندن طرفم نیست. به خاطر همین بی خیال این موضوع شدم.

    در مورد این دختر هم واقعا مطمئن نیستم که حضورش چقدره. چیزی که هست مطمئنم اون دختر ازش متنفره . حالا اینکه با وجود این ابراز تنفرها ایشون دوباره بهش پیام میده یا نه رو مطمئن نیستم (چون نتونسته فراموشش کنه ، دارم میگم . وگرنه اگه کلا ارتباطی نبود باید تا به حال فراموشش می کرد)

    در مورد ارتباطش با خانم های دیگه هم کلا شخصیت مغروری داره و زیاد اجازه نمیده کسی بهش نزدیک بشه و به اصطلاح به کسی رو نمیده .
    و اما در مورد خانواده و خواستگاری سنتی من مطلبی رو قبلا در تاپیک رز نوشتم که اینجا کپی می کنم تا شرایطم رو بدونید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط veis نمایش پست ها
    موضوع خانواده در مورد من هم صدق می کنه
    خانواده من بعد از دو ساعت خواستگاری اولیه و نهایتا دو تا یه ساعت صحبت با خواستگار انتظار دارن من تصمیم نهاییمو اعلام کنم و جالب اینکه حتی بعد از این مدت کوتاه وقتی میگم جوابم منفیه تا یک هفته سرکوفت ها رو تحمل می کنم که : " پس بیخود این همه باهاش حرف زدی ، وقتی جوابت منفی بود :| " حالا وای به حال اینکه اون طرف بیچاره جوابش منفی باشه ، صد تا پشت سرش صفحه می چینن که پسره ی (با عرض معذرت) عوضی بیخود کرده این همه دختر ما رو علاف کرده !!! (البته خدا رو شکر به خودش چیزی نمیگن) ولی همینم اعصاب منو خرد می کنه .
    خب حالا من دختری که از طبقه تحصیل کرده ی اجتماعم و مثلا دارم برای دکترا آماده میشم و ... چطور با این شرایط خواستگارم رو انتخاب کنم ؟
    پدر من هفتاد سالشه و مادرم شصت و خرده ای هر دو بدون سواد خواندن و نوشتن، ساده و قدیمی، تو این شرایط نمی تونم افکار اونا رو تغییر بدم . هرقدر هم میخوام باهاشون آروم برخورد کنم و قانعشون کنم نمیشه و به صد تا چیز دیگه متهم میشم.
    من به خاطر شرایط خانوادگیم خواستگاری سنتی (در جریان بودن خانواده از ابتدا) رو اصلا قبول ندارم
    ترجیح میدم اول خودم با آقای خواستگار مدتی بدون دغدغه فکری (که نشناخته جواب مثبت بدم ، که اگر جواب منفی بدم چی میشه ، که ای وای دو بار اومدم بیرون و هنوز تصمیم نگرفتم و ..... ) آشنا بشم و توافقات اولیه فراهم بشه و بعد به خانواده م معرفیش کنم

    راستی می تونم نظرت رو در مورد خبری که نوشتم بدونم ؟

    - - - Updated - - -

    خب جواب دادم ، مثلا خواستم خیلی عادی و سرد برخورد کنم

    - - - Updated - - -

    خودمم فکر می کنم به خاطر همین این پیام رو داد. وگرنه اصلا آدمی نیست که پیگیر باشه . یعنی حتی اگه من پیام خالی هم بفرستم عمرا بیاد بگه منظورت چیه ؟ چه برسه به اینکه نفرستادم.
    در کل آدم مغروریه . شاید هم به خاطر این که در رابطه قبلی آسیب دیده ، الان به شدت داره از خودش محافظت می کنه .

  6. #54
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    خب میدونی راستش من که مشاور نیستم تازه سنمم کمتر از خودته 22 سالمه تازه 5ماه دیگه میتونم بگم 23 سالمه:d یعنی میخوام بگم یجورایی یه دختر ناپخته جامعه ام.

    فکر کنم تو این سایت خانم فرشته مهربون یا مدیرهمدردی یا اقای sci اینا خوب نظر میدن مخصوصا اقای sci ، فکر کنم ایشون بتونن کمکت کنن رو خونوادت یکم کار کنی!
    اخه منکه حتی یخواستگار هم تو خونه راه ندادم که ببینم چطوری باید رفتار کرد و اگه من مثلا ازشون بخوام یمدت اشنا بشیم چی میشه... چون خونوادم مثه خودت مذهبین!
    در این زمینه تجربه ای ندارم!
    اما فکرکنم تو این سایت یسری مقالات خوب دارن ! فکر کنم یکیش اینه که چگونه منفعل رفتار نکنیم. تو مقالاتش نگاه کن پیداش میکنی. اونو بخون شاید کمکت کنه.

    ترش میکنم اخه اعصابم خورد میشه میبینم بعضی وقتا ماها واسه خودمون ارزش قایل نمیشیم نمیدونم چرا اینقد مادخترا احساساتی هستیم.حالا شما به بزرگواریه خودت ببخش.یجورایی فهمیدم منظورت همینا بوده من خواستم تو ذهنت پررنگترش کنم اخه بعضی وقتا من باخودم فکر میکنم وقتی یچیزایی تو ذهنمون هست و میدونیم و باید بلند باخودمون بگیم یا بنویسیمشون اینجوری تاثیرش خیلی بیشتر میشه.منم خواستم یکم بدی های این ادم هم ببینی تا راحتتر بتونی تصمیم بگیری نه اینکه همش خوبی ببینی ازش.

    الان تنها راهی که بذهنم میرسه اینه که شما باید موضعتو واسه این اقا روشن کنی
    یعنی بهشون بفهمونی که اگه میخوادت باید رسمی اقدام کنه (باید متاسفانه عزیزم سخته اما رهاش کنی)
    1. این باعث میشه بترسه نکنه ازدستت بده(یعنی با ترس نداشتنت باید یمدت زندگی کنه تا بفهمه میتونه تحمل کنه یا نه)
    2.فکرشو منسجم کنه یعنی بگه با خودش تورو میخواد یا اون دختره رو. وقتشو واسه راضی کردن کدومتون بذاره

    اونوقت اگه انتخابت کرد بدون این انتخاب ارزش جنگیدن داره اونوقت باهاش اتمام حجت کن که به هیچ عنوان دیگه حرفی از اون دختر نزنه کامل فراموش کنه و دیگه اذیتت نکنه
    واسش خط قرمزای زندگیتو کامل مشخص کن.
    اونوقت میشه گفت این رابطه سرانجام داره و ارزش زندگی کردن داره

    اگه یوقتی انتخابت نکرد هم خوشحال باش بدون قسمتت نبوده گلم
    حتما خدا یکی بهتر واست سراغ داره
    انشالله تو مقطع دکترا یه اقای دکتر با ایمان خوب و صادق میاد و خوشبختت میکنه
    تازه بدون که اون ارزششو نداشته افسوس نخوریا که چرا ولش کردی اصن افسوس نخور اما اگه خواستی حسرت بخوری حسرت روزایی که وقف این اقا کردی بخور.

    نظرم درمورد خبر گفتم دیگه مثبتشو گفتم منفیشو نگفتم فقط!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط veis نمایش پست ها

    - - - Updated - - -

    خب جواب دادم ، مثلا خواستم خیلی عادی و سرد برخورد کنم

    - - - Updated - - -


    .
    خب نباید جواب بدی دیگه

    یمدت جوابشو نده کم محلی خیلی بده ! هیچ توهینی بالاتر از کم محلی نیس!
    هیچکسم دووم نمیاره البته واسه کسی که ارزش داشته باشیم
    خصوصا تو زوجا!

    عزیزم جواب نده تا خودش بپرسه چرا جواب نمیدی اونوقت کامل براش مشخص کن چرا!
    بگو جایگاهت تو زندگیش چیه؟
    بگو از کجا معلوم دوباره از این اتفاقات نیوفته ؟
    بگو من برات نقش مشاور دارم فقط!

    بهش بگو رسمی چرا اقدام نمیکنه اونم با وجود داشتن شرایط
    واقعا من موندم چرا گذاشتی با وجوذی که شرایطشو داشته رسمی اقدام نکنه!
    یعنی تاحالاااااااااا واست سوال نشده که ازش بپرسی!
    عجیبه!

    نگو که پرسیدی اونم گفته واسه فراموش نکردن اون دختره که ترش میکنم متاسفانه!

  7. کاربر روبرو از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده است .

    veis (جمعه 26 مهر 92)

  8. #55
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1392-4-15
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    287
    سطح
    5
    Points: 287, Level: 5
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    151

    تشکرشده 26 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستای خوبم، البته با عرض معذرت از خانوم ویس که اینجا مطرح میکنم (آخه تمام این حرفا واسم آشناست انگار که واسه خودم اتفاق افتاده)
    یه سوالی داشتم
    من تمام این مراحل رو گذروندم و پیش خودم فکر میکنم که واسه شخصیتم ارزش قائل بودم وقتی این رابطه تموم شد ، یعنی اصلا از این لحاظ با خودم درگیری فکری ندارم
    ولی چیزی که خیلی بعد این رابطه بهش فکر میکنم اینه که این پسرای امثال طرف مقابل من که با هدف ازدواج میان جلو و کم کم با صحبت از آینده و هدفاشون خودشون رو تو دل ما جا میکنن و بعد یهو یه شبه تصمیم میگیرن که دیگه تموم شده، اینه واقعا بعدا پشیمون میشن یا واقعا جوابشو میبینن؟ باور کنید تمام ذهنم پر شده از این حس های منفی یعنی بیشتر از اینکه واسه طرف دلتنگ شم دائما در حال نفرین کردنشم، و این خیلی بده چون من از طرفی هم به طرف حق انتخاب میدم البته نه اینجوری با شکستن غرور طرف..
    واقعا تنها چیزی که دلم میخواد اینه که یه روزی به گذشته فکر کنن و پشیمون بشن، برای از دست دادن مایی که بدون تجربه با محبت زیادی دلشون رو زدیم!!!!!!

  9. 2 کاربر از پست مفید دختری تنها تشکرکرده اند .

    veis (جمعه 26 مهر 92), دختر بیخیال (جمعه 26 مهر 92)

  10. #56
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    62
    Array
    نه . در مورد اقدام اینجوری نگفته .
    یعنی اصلا وقتی حرف ازدواج شده خداییش اسم اونم نیاورده .
    در مورد ازدواج الان به مدت سه چهار ماه درگیر کارای انتهایی پایان نامشه که خیلی ام فشرده ست. گفت بعد اون اقدام می کنم . ضمنا من بهش جواب مثبت ندادم. گفتم اگر رسمی اقدام کردی من جوابم رو رسمی میدم.

    - - - Updated - - -

    دختر تنها

  11. #57
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط veis نمایش پست ها
    نه . در مورد اقدام اینجوری نگفته .
    یعنی اصلا وقتی حرف ازدواج شده خداییش اسم اونم نیاورده .
    در مورد ازدواج الان به مدت سه چهار ماه درگیر کارای انتهایی پایان نامشه که خیلی ام فشرده ست. گفت بعد اون اقدام می کنم . ضمنا من بهش جواب مثبت ندادم. گفتم اگر رسمی اقدام کردی من جوابم رو رسمی میدم.

    - - - Updated - - -

    دختر تنها
    خب عزیزم پس تا موقع اقدام رسمی یعنی تا اتمام پایانامه اش به خودتو خودش فرضت بده تا بهتر فکر کنین !
    باهم یه تصمیم درست بگیرین!

    جواب ندادن بهش بهترین انتخابه ! بهتره این فرصت بهردو داده بشه!
    خیلی محترمانه ازشون بخواه تا اقدام رسمی باهات تماسی نداشته باشن تا تو هم بتونی فکر و روح و روانتو منسجم کنی و بتونی روشون بهتر کنترل داشته باشی.

    تو این مدت بیشتر خودتو با درسات سرگرم کن.
    به اون و کارایی که میخواد بکنه فکر م نکن.
    چون این خطرناکه حتی شک داری که هنوز با اون دختر ارتباط داره یا نه! تو حتی نمیتونی با اطمینان بگی نداره !
    خب این خیلی بده مطمعن باش یروزی همین باعث میشه که همیشه بهش شک داشته باشی!
    چند مدت مگه تموم کردن که میگی اگه ارتباط نداشت که تاحالا فراموش میکرده!تازه با وجود اومدن تو بازم نتونسته فراموش کنه این خیلی بده!
    دوسال مدت زیادیه! اون اوایل ارتباطش با تو با اون درارتباط بوده!؟

    راسی پستات از 50تا بیشتر شده الانه فرشته مهربون بیاد و بگه باید یه جمع بندی بکنی و اماده بسته شدن تاپیکت بشی!


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختری تنها نمایش پست ها
    دوستای خوبم، البته با عرض معذرت از خانوم ویس که اینجا مطرح میکنم (آخه تمام این حرفا واسم آشناست انگار که واسه خودم اتفاق افتاده)
    یه سوالی داشتم
    من تمام این مراحل رو گذروندم و پیش خودم فکر میکنم که واسه شخصیتم ارزش قائل بودم وقتی این رابطه تموم شد ، یعنی اصلا از این لحاظ با خودم درگیری فکری ندارم
    ولی چیزی که خیلی بعد این رابطه بهش فکر میکنم اینه که این پسرای امثال طرف مقابل من که با هدف ازدواج میان جلو و کم کم با صحبت از آینده و هدفاشون خودشون رو تو دل ما جا میکنن و بعد یهو یه شبه تصمیم میگیرن که دیگه تموم شده، اینه واقعا بعدا پشیمون میشن یا واقعا جوابشو میبینن؟ باور کنید تمام ذهنم پر شده از این حس های منفی یعنی بیشتر از اینکه واسه طرف دلتنگ شم دائما در حال نفرین کردنشم، و این خیلی بده چون من از طرفی هم به طرف حق انتخاب میدم البته نه اینجوری با شکستن غرور طرف..
    واقعا تنها چیزی که دلم میخواد اینه که یه روزی به گذشته فکر کنن و پشیمون بشن، برای از دست دادن مایی که بدون تجربه با محبت زیادی دلشون رو زدیم!!!!!!
    حالا چه فرقی میکنه ؟ چه اهمیتی داره؟
    مهم اینه که شما فراموش کنین و بزندگی عادیت برگردی!
    شما اگه بخواین اونجوری فکر کنین که هیچوقت نمیتونین فراموش کنین.
    دست از نفرین کردن بردارین ، بجاش سعی کنین برگردین بزندگی عادیتون و قلب وروحتون و واسه یه ادم لایق تر اماده کنین!

    اما مطمعن باشین تو این دنیا از هردستی بدی ازهمون دست میخوری! نگران نباش اگه واقعا ادم بدی بوده باشه و برای پشیمونیش دلیل قانع کننده ای و منطقی نداشته باشه بسزای عملش میرسه ! خدا ناعادلانه رفتار نمیکنه! اگه این دنیا بصلاحش نباشه که جواب کاراشون بگیره اون دنیا مطمعننا جواب کاراشون میگیره!

  12. 2 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    veis (جمعه 26 مهر 92), دختری تنها (جمعه 26 مهر 92)

  13. #58
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم ویس به نظر من هم بهتره رابطه دوستی را کات کنید و خیلی جدی از او بخواهید اقدام کند. خوب بعضی چیزها را باید خودتان تجربه کنید. من یک مجله روانشناسی خوب می خوانم که درباره مردانی که خواستگاری می کنند یک مقاله خیلی خوب داشت. ایشان می گوید خواستگاری می کنم . حالا شما برای اینکه مطمئن شوی جدی است یا نه به این هفت مورد توجه ویژه کن :

    - او تا چه اندازه از شما شناخت دارد ؟
    - آیا او برای ازدواج با شما تغییری در زندگی مجردی اش ایجاد کرده است ؟
    - آیا قبل از مطرح کردن خواستگاری ، متوجه روند تصمیم گیری او دراین باره بوده اید ؟
    - آیا خانواده اش را در جریان گذاشته است ؟
    - نحوه خواستگاری او چگونه است ( وعده سر خرمن می دهد و زمان کلی معلوم می کند یا تاریخ دقیق و مکان مشخص و مناسب را اعلام می کند ) ؟
    - آیا هنگام مطرح کردن این پیشنهاد هدیه ای برای شما در نظر گرفته است؟

    مردی که بخواهد یک خواستگاری واقعی از شما بکند ، همه این موارد را به طور خوب اجرا می کند.

    اما خانم ویس یک چیزی خیلی مهم است : علاوه بر اینکه دو طرف همدیگر را می پسندند نظر خانواده ها هم مهم است. شما می گویید با خانواده مشکل دارید و از طرفی از شرایط خانواده این آقا اطلاعات کلی دارید و نمی گوید که آیا خانواده اش موافق هستند یا نه ؟ آیا آنها خانواده شما را قبول می کنند یا نه ؟ توجه و بررسی در این زمینه لازم است. برای همین می گویم رابطه دوستی و احساسی را کات کن کاملا که اگر مشکلی در خواستگاری پیش آمد و فرضا خانواده داماد پسند نکردند ، ضربه نخوری و بتوانی مثل خواستگاران دیگرت از کنارش رد شوی.

    دوم برای ازدواج هر معیاری که داشته باشید سه چیز ضروری است که هر دو طرف باید برای هم داشته باشند : تعهد ، صمیمیت ، جذابیت ظاهری و جنسی .

    سوم : مشاوره قبل از ازدواج را فراموش کرده اید.

  14. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    veis (جمعه 26 مهر 92)

  15. #59
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    62
    Array
    دختر بی خیال اون اوایل که با من آشنا شد مطمئنم با اون دختر تازه قطع رابطه کرده بود. یعنی دو سه ماهی بود. ارتباط ما هم در اون سال اول خیلی کم بود. بیشتر به همون صورت همکلاسی و هم مسیری بود و کم کم بیشتر شد.
    الان که شک کردم به اینکه نکنه باهاش ارتباط داره ، به خاطر اینه که میگم چطور بعد دو سال ناگهان یادش افتاده ؟
    گه گداری یادی می کرد. مثلا مقایسه رفتارهای من و اون دختر رو در یک موقعیت مشابه انجام می داد. مثلا می گفت اگه فلانی بود الان اینکارو می کرد. اما تو فلان کارو کردی و جالب اینکه در این مقایسه ها از اینکه من عاقلانه رفتار می کردم خوشحال بود. در واقع نتیجه مقایسه ها به نفع من بود همیشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    - او تا چه اندازه از شما شناخت دارد ؟
    شناختش کامله . از نظر اخلاقی که کاملا همو می شناسیم. شاید هشتاد درصد. از نظر معیارهای ازدواج و ... هم حتی میزان عرف مهریه و شیربها و رسم و رسوماتم ازم پرسیده بود
    - آیا او برای ازدواج با شما تغییری در زندگی مجردی اش ایجاد کرده است ؟
    نمی دونم منظورتون چیه. خب اون داره شدیدا کار می کنه و مدام سعی می کنه خونه بخره . ولی این موضوع من باشم یا نباشم ، جریان داره. در واقع خونه رو به خاطر من نمی خره. هرچند از من نظر می پرسه. تغییر دیگه ای به ذهنم نمی رسه که باید انجام بده.
    - آیا قبل از مطرح کردن خواستگاری ، متوجه روند تصمیم گیری او دراین باره بوده اید ؟
    بله . همه چیز خیلی آهسته پیش رفت و به مرور این خواسته مطرح شد. و من کاملا متوجه این موضوع و افزایش تدریجانه صمیمیت بودم.
    - آیا خانواده اش را در جریان گذاشته است ؟
    خانوادش از حضور من در زندگیش اطلاع دارن. با مادرش هم یکی دو باری صحبت کردم. تقریبا همه می دونستن که قصدش خواستگاریه.
    - نحوه خواستگاری او چگونه است ( وعده سر خرمن می دهد و زمان کلی معلوم می کند یا تاریخ دقیق و مکان مشخص و مناسب را اعلام می کند ) ؟
    یک بار خواستگاری کرده که اونم هم من و هم خودش گفتیم که این نحوه خواستگاری درست نیست و باید رسمی مطرح بشه.
    غیر از اون یکبار مستقیم همیشه حرفش رو می زد. مثلا در مورد اینکه خونمون کجا باشه و ....


    - آیا هنگام مطرح کردن این پیشنهاد هدیه ای برای شما در نظر گرفته است؟
    نه . هدیه ای نداد.

    .
    نظر خانواده ها برام مهمه. اگه اون طرف یا این طرف مخالف باشن ، من قبول نمی کنم. پذیرش برام خیلی مهمه. سعی می کنیم متقاعد کنیم. در غیر اون صورت قبول نمی کنم.

  16. #60
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط veis نمایش پست ها
    دختر بی خیال اون اوایل که با من آشنا شد مطمئنم با اون دختر تازه قطع رابطه کرده بود. یعنی دو سه ماهی بود. ارتباط ما هم در اون سال اول خیلی کم بود. بیشتر به همون صورت همکلاسی و هم مسیری بود و کم کم بیشتر شد.
    الان که شک کردم به اینکه نکنه باهاش ارتباط داره ، به خاطر اینه که میگم چطور بعد دو سال ناگهان یادش افتاده ؟
    گه گداری یادی می کرد. مثلا مقایسه رفتارهای من و اون دختر رو در یک موقعیت مشابه انجام می داد. مثلا می گفت اگه فلانی بود الان اینکارو می کرد. اما تو فلان کارو کردی و جالب اینکه در این مقایسه ها از اینکه من عاقلانه رفتار می کردم خوشحال بود. در واقع نتیجه مقایسه ها به نفع من بود همیشه.


    نظ.
    نمی دونم اسمش رو چی بذارم: پاکی، سادگی ، ... اما دختر خوب لابد می خواستی وقتی نتایج مقایسه هاش به ضررت بوده هم بیاد بهت بگه اون دختره اینجاها بهتر عمل می کرده؟ معلومه که اون زمانها چیزی نمی گفته. ولی اینکه زمانهایی مقایسه می کرده و می گفته شما بهتر عمل کردید به این معنی نیست که به نفع شما بوده. تنها یک معنی رو می رسونه و اون اینکه این مرد مدام در ذهنش در حال مقایسه کردن شما بوده ( و یا شایدم در حال تجدید خاطرات با اون دختر).
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  17. 2 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    sanjab (جمعه 26 مهر 92), veis (جمعه 26 مهر 92)


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شما قضاوت کنید که آیا خواهرشوهرم واقعا تو زندگی مون دخالت میکنه یا نه ؟
    توسط mahsa21 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 17 آذر 94, 15:04
  2. تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
    توسط narges در انجمن معارف و مناسبت ها
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 خرداد 93, 17:37
  3. نسبت به همه چیز بی تفاوت هستم
    توسط ایوب در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 64
    آخرين نوشته: چهارشنبه 28 اردیبهشت 90, 00:16
  4. نجس ترین چیز تو دنیا
    توسط دانش در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 31 خرداد 88, 09:03
  5. این میز اکه موندنی بود به تو نمیرسید.
    توسط fafa1360 در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 بهمن 87, 18:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.