سلام مهرانه جان
مشکل این چیزا نیست که گفتی
بهم خوردن ازدواجت و عروسی کردن خواهرت و پیدا نکردن کارو.... خوب این حس رو درک میکنم که چقدر خدت رو عذاب میدی.
تو باید رو خودت و اعتفاداتت و رابطت با خدا بیشتر کار کنی
مگه ازدواج اون ربطی به شما داره ؟ هرکسی زندگی خودش رو داره هرکسی روزی و سهم خودش رو داره
چقدر به خدا نزدیکی ؟ مگه نمیدونی اگه خیری رو اون بخواد برات هیچکس نمیتونه ازت بگیره ؟
البته در کنار اعتقاد به لطف و مهربونی اون خودت هم باید فعال باشی
زندگی شما الان هیچ اشکالی نداره مگر اون افکار اضافه ای که برا خودت ایجاد کردی وقتی زندگی و ازدواج کسی باعث ناراحتیت میشه یعنی معرفتت رو به خدا از دست دادی یا خیلی
رشدش ندادی
یعنی به خودت اعتماد نداری و کم میبینی خودت رو ... بعدشم مگه چند سالت هست شما؟ تازه اول راهتی
, فکر میکنم منفعل شدی.
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
علاقه مندی ها (Bookmarks)