سلام خانومی
من توی این موقعیت بودم.به خاطر اینکه شهر ما طوری هست که اقوام و ادیان مختلفی رو داره برام پیش اومده.حواست به انتخاب باشه.حواست باشه که انتخاب همسر با انتخاب دوست بسیار بسیار متفاوته.
روی مسائل ریز هم حتی باید حساس بود.من از بچگی کلی دوست داشتم که خیلی هاشون شیعه هم نبودن.باهاشون هیچ مشکلی نداشتم و هیچ وقت هم تعصبی برای تحمیل عقاید خودم بهشونو نداشتم.اینا رو گفتم که بدونی برام دور از ذهن نبود خواستگاری از فرقه های دیگه.کسی که به خواستگاریم اومد پدر و مادرش فرقه ی دیگه ای داشتن ولی خودش هم کیش من.بنابراین از لحاظ عقیدتی اختلافی نداشتیم.به علاوه اینکه شناخت دورادوری که ازش داشتم میتونست ثابت کنه عالی بودن رفتار و موقعیتشو.
پدر و مادرم کاملا با اکراه و به اصرار من پذیرفتن.اما گفتن که زود تصمیم نگیر.چند باری با خونواده شون برخورد داشتم اما....
همون چند بار کافی بود برام که رخنه بین خودمو اون آقا ببینم.توی جمع هاشون بی نهایت غریب بودم.تنها بودم.هر چند که تمایل نسبت به من نشون میدادم ولی احساس می کردم اونا هم توی جمعهای ما معذبن.نتونستم کنار بیام و رد کردم.تا چند ماه بعدش پشیمون میشدم گاهی.اما الان دیگه نه.
در حال حاضرم یکی از اولین سوالاتم اینه که فرقه ی مذهبی خواستگارمو بپرسم بعد هم بقیه ی سوالا









علاقه مندی ها (Bookmarks)