نقل قول نوشته اصلی توسط reza1 نمایش پست ها
خب به نظرتون رابطمون رو در چه حد نگه دارم که دیگران یا خودش فکر بد نکنن ؟ ( در واقع نفهمن واقعا دوسش دارم )
فقط از این میترسم که یه روز بیاد بگه داداش رضا این کارت عروسیمه و حتما باید بیای...
بهترین راه اینه:
1.احساساتون بذارین کنار.سعی کنین روی احساساتتون کنترل بیشتری داشته باشین.
2.معیاراتون برای ازدواج جدا بنویسین و بهشون فکر کنین.
3.سعی کنین ایشونو بهتر بشناسین چون فکر میکنم شما تو یماه دانشگاه نتونستین بطو کامل ایشونو بشناسین اخه یجورایی با عقل جو درننیاد شما بیشت احساسی دارین به قضیه نگاه میکنین خصوصا ک سنتون هم خیلی کمه و ناپخته د اینجو مسایل
4.پس این شناخت یمدت زملنی طول میکشه چون ایشون روک نمیاد بگه من خصوصیاتم اینه راستم میگم .شما باید توی یسری شرایط بشناسینشون تازه توی چهار سال دورتون هم ننیتونین بازم بگین خیلی خوب شناخت دارین اما بازم بهتر از الان میتونین هم خودتون بشناسین هم ایشونو.
5.بعد از شناخت کامل و مطمعن شدن اینکه این خانوم بدردتون میخوره به خانواده بگین و اونا هم بخانواده ایشون میگن و باتوجه به پذریفته شدن شما از جانب خانواده ها میتونین تا جو شدن شرایط صبر کنین. و تلاش کنین زودتر شرایط و جو کنین

شما اگه این خانوم قسمتتون باشن مطمعن باشین ازدواج نمیکنن.اگه هم کردن اشکال نداره شما منطقی ترین راه پیش گرفتین نباید حسرت بخورین
مطمعن باشین اگه راه دوستی پیش بگیرین نتها مشکلتون حل نمیشه بلکه یه مشکل به مشکلاتتون اضافه میشه.