سلام
ببخشید که کوتاه توضیح دادم
من 20 و دانشجوی کارشناسی و نامزدم 23 و دیپلم
من با نامزدم تو هرچی که فک کنین اختلاف دارم همه این اختلافا رو توخخواستگاری دیدم و صریحا هم به خانواده اونا و هم خانواده خودم جواب رد دادم ولی اصرار مادرم منو به کاری مجبور کرد که یک سال دارم تاوان میدم قبله احساسم بیشتر مخالف این ازدواج بود الان دیگه عقلم
توی این 3 ماه تابستون تمام تلاشیم کردم که زندگیمو بسازم اما نتیجه عکس داد تا جایی که جلو هر بی احترامیش سکوت کردم ولی چند هفته پیش سر اینکه واسه بیرون رفتنم از خونه ازش اجازه نگرفتم هرچی از دهنش دراومد بهم گفت خیلی حرفای زشتی بهم زد همه توی عقد روزای عاشقانه دارم ولی من باید از یه آدمی که هیچ چیز سری از من نداره فحش بشنوم
خیلی فک کردم به این نتیجه رسیدم که واسه زندگی با این آدم فقط عمرمو هدر میدم همینطور که این یه سالو هدر دادم مشکل من اینه که طبق معمول با مخالفت مامانم مواجهم میگه زمان که بگذره خودش اخلاقش درست میشه ولی نه علاقه ای بهش دارم و نه دیگه توانشو دارم میخوام هرچی زودتر تمومش کنم ولی میخوام این دفعه از بابت تصمیمم مطمئن باشم تا بعدا پشیمون نشم واسه همین هم خواستم دردودل کرده باشم هم اینکه نظراتتونو بدونم با توجه به اینکه با تجربه ترینواستگاری

- - - Updated - - -

اینم لینکتایپیک قبلیم
http://www.hamdardi.net/thread-28896.html

- - - Updated - - -

اینم لینکتایپیک قبلیم
http://www.hamdardi.net/thread-28896.html