سلام آقای بی وفا.داستان شما هم طوماری داره میشه واسه خودشا!در جواب به شما شاید کسی که تاپیکهای قبلیتون رو ندیده نتونه نظر بده اما من که از اول در جریان هستم شاید بتونم جواب بدم .اول از همه بگم که چقدر زود ازدواج کردید؟یعنی قرار بود اول عقد کنید ولی انگار عروسی گرفتید وماه عسل و؟یعنی رفتید سر خونه زندگی خودتون؟انگار دوران عقدتون خیلی طول نکشید!؟
من فقط این به ذهنم رسید که خانمتون داره اینجوری به شما جواب غیر مستقیم میده.شاید هنوزم ناراحته که چرا همکاراتون با شما حرف میزنن و.... .ومیخواد تلافی کنه وبه قولی بگه حالا خوبه منم اینجوری باشم؟
ولی خب شایدم واقعا بی منظور بوده که در اون صورت اگر بدونه شما ناراحت میشید دیگه تکرار نمیکنه .
پس فکر کنم باید منتظر باشید ببینید آیا میگه: این کارو کردم ببینی من چقدر ناراحت میشدم ؟
ولی در کل بهتون بگم با لج ولج بازی زندگی به کام هر دو تون تلخ میشه.یا صبر کن تا علت کارشو خودت بفهمی یا ازش بخواه تا توضیح بده که چرا با پسر خالش اس میدن واینقدر با هم راحتن.
من خودم پسر خالم رو مثل برادرم میدونم.قبلا گفته بودم منم تک فرزندم وبا پسر خاله و پسر داییم حدودا هم سن هستیم والان درسته باهاش راحتم اما نه تا اون حد که اس بزنم و... .ونامزدمم خودش متوجه میشه که من حریم ها رو رعایت میکنم تا حالا اعتراضی نکرده.حالا امیدوارم این مشکلتونم حل بشه ولی این چیزا بهر حال پیش میاد سعی کنید با صبر ومتانت ومهربونی حلش کنید .باید خدارو شکر کنید که مشکلات بزرگتر ندارید وگرنه اینا قابل حل هستن.
- - - Updated - - -
سلام آقای بی وفا.داستان شما هم طوماری داره میشه واسه خودشا!در جواب به شما شاید کسی که تاپیکهای قبلیتون رو ندیده نتونه نظر بده اما من که از اول در جریان هستم شاید بتونم جواب بدم .اول از همه بگم که چقدر زود ازدواج کردید؟یعنی قرار بود اول عقد کنید ولی انگار عروسی گرفتید وماه عسل و؟یعنی رفتید سر خونه زندگی خودتون؟انگار دوران عقدتون خیلی طول نکشید!؟
من فقط این به ذهنم رسید که خانمتون داره اینجوری به شما جواب غیر مستقیم میده.شاید هنوزم ناراحته که چرا همکاراتون با شما حرف میزنن و.... .ومیخواد تلافی کنه وبه قولی بگه حالا خوبه منم اینجوری باشم؟
ولی خب شایدم واقعا بی منظور بوده که در اون صورت اگر بدونه شما ناراحت میشید دیگه تکرار نمیکنه .
پس فکر کنم باید منتظر باشید ببینید آیا میگه: این کارو کردم ببینی من چقدر ناراحت میشدم ؟
ولی در کل بهتون بگم با لج ولج بازی زندگی به کام هر دو تون تلخ میشه.یا صبر کن تا علت کارشو خودت بفهمی یا ازش بخواه تا توضیح بده که چرا با پسر خالش اس میدن واینقدر با هم راحتن.
من خودم پسر خالم رو مثل برادرم میدونم.قبلا گفته بودم منم تک فرزندم وبا پسر خاله و پسر داییم حدودا هم سن هستیم والان درسته باهاش راحتم اما نه تا اون حد که اس بزنم و... .ونامزدمم خودش متوجه میشه که من حریم ها رو رعایت میکنم تا حالا اعتراضی نکرده.حالا امیدوارم این مشکلتونم حل بشه ولی این چیزا بهر حال پیش میاد سعی کنید با صبر ومتانت ومهربونی حلش کنید .باید خدارو شکر کنید که مشکلات بزرگتر ندارید وگرنه اینا قابل حل هستن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)