تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
A*J (شنبه 04 آبان 92), ویدا@ (شنبه 04 آبان 92), مصباح الهدی (پنجشنبه 02 آبان 92)
تشکرشده 0 در 0 پست
سلام.این مورد اصلا در مورد مسائل جنسی نیست.فقط من خیلی او را دوست دارم و می خواهم مانند برادرم باشد.دوست دارم با من هم صحبت شود و به ابراز علاقه کنم.
تشکرشده 37,362 در 7,160 پست
با سلام و احترام
خداوند متعال به صورت اتوماتیک سیستم یک انسان را و نیازمندیهای او را و جواب به این نیازها را در مجرای طبیعی و صحیح آفریده است.
طبیعی هست که در جوانان کم کم نیاز جنسی و عاطفی ، برای همسر گزینی فعال می شود. و نیاز هست آنها شرایط و مقدمات روانی و فیزیکی را فراهم سازند.
هنگامی که فرد روند و مجرای طبیعی ارضاء این نیازهایش که ازدواج هست را سد می کند یا به تعویق می اندازد، این انرژی از کانالهای ناصحیح و بیش از اندازه ظهور و بروز می کند.
دوست جای خود دارد.
برادر و خواهر جای خود دارد.
مادر و پدر جای خود دارد.
همسر جای خود دارد.
حالا اگر متوجه می شوید انرژی زیاد و افراطی ازجنبه عاطفی و به طور وابستگی روی یک فرد سرمایه گذاری می شود ، نشان دهنده اینست که سایر مجراها طبیعی را سد کرده اید.
پیگیر بررسی راههای ازدواج خود باشید. و از تفکر و پروبال دادن به این احساستون اجتناب کنید. سعی کنید هم خیال خود را محدود کنید و هم در واقعیت رفت و آمد و ارتباط با او را محدود نمائید.
تشکرشده 0 در 0 پست
واقعیتش شرایط ازدواج برای این سنی که من هستم اصلا مهیا نیست.و از طرفی هم حتی فکر این که باهاش در ارتباط نباشم هم اذیتم میکنه.اگه شرایط ازدواج داشتم دریغ نمیکردم ولی با این حال دیگه نمیدونم چیکارش کنم.این چیزی که شما میگی مثل اینه که به یک معتاد بگی دیگه مواد مصرف نکن.اون میتونه به این راحتی این کارو بکنه به نظرتون؟شرایط منم همین جوره
تشکرشده 0 در 0 پست
یکی جواب بده.نمی دونم دیگه باید چی کار کنم؟![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)