به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    253
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    من فکر می کنم اشتباه از این خانواده بوده است. قدیمی ها در این موارد خیلی با سیاست و پخته عمل می کردند. مادربزرگ خدابیامرزم خانم خیلی عاقلی بود و همیشه ضرب المثل های قدیمی را برایمان می گفت. یکی اش این بود ( برای یک دختری که خواستگار می یاد دخترهای دیگر باید بروند هفت سوراخ قایم شوند ). می گفت اصلا دخترهای دیگر نباید جلوی خواستگار بروند و ما کلی می خندیدیم ( متاسفانه ) که این حرفها یعنی چه. اما همین مشکلی را که شما می گویید بعدها شاهدش بودم و فهمیدم که چقدر ضرب المثل های قدیمی روی حساب است.
    به هر حال من فکر می کنم این خانواده باید بهتر از این عمل می کردند و باعث این مشکل نمی شدند. این نکته را راجع به این خانواده در حسابهایتان لحاظ کنید. شاید در کارهای دیگرشان هم همین طور باشند.

    - - - Updated - - -

    به نظر من حفظ شان دختران خیلی مهم است و خانواده در این مورد وظیفه دارند. اما آنها باعث شدند زمینه ازدواج خوب دخترشان از بین برود و جرقه اختلاف بین دو خواهر زده شود.
    میگم خانوم نوپو گرامی
    حالا اومدیمو دخترهای دیگه هفت تا سوراخ دیگه قایم شدن.
    اما تا کی باید این اتفاق بیوفته؟
    تا کی قایم بشن؟
    بالاخره که دیده میشن.
    خب زمانی که دیده بشن دوباره اگه اون حس تعهد این اقا نباشه باز دوباره همین مشکلات پیش میاد که.
    تازه اشم بالاخره روز اول قایم شن روز روم قایم شن روز سوم بشن. همه جلسات دخترای دیگه قایم بشن؟؟؟
    حالا من نمیدونم خواهر خانوم چه رفتاری نشون دادن مقصر هستن یا خیر.
    اما فکر میکنم این اقا بیشتر مقصرن. وقتی میرین خواستگاری حداقل باید سعی کنن یکمی حس تعهدشون و ببرن بالا درسته هنوز اتفاقی نیوفتاده اما بهتره وقتی اقا پسر میرن خواستگاری سعی کنن فقط فقط روی همون خانوم فکر کنن تکلیف و روشن کنن بعد موردای دیگه. چون اگه از همین الان این امر تمرین نشه فردا ممکنه چندین دختر دیگه از همسرشون بهتر و دلنشین تر از نظر اخلاق و ظاهر پیدا شه. اونوقت چی؟ باید برن طلاق بدن باز یکی دیگه؟

    حتی خانوم هم همینطور باید اول روی یخواستگار فکراشونو بکنن وقتی معلوم شد که نمیخواین با دلایل منطقی اونوقت روی بعدی فکر کنن. هیچ دختری نمیتونه بگه از شوهرش پسر بهتر وجود نداره و هیچ پسری هم اینو نمیتونن بگن. همه باید از همون اول رو انتخابشون دقت کنن اما وقتی انتخاب کردن دیگه باید چشا و گوشارو بببندن
    و سعی کنن زندگی کنن.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط arash65 نمایش پست ها
    خیلی ممنون از دوستان بخاطر راهنمایی هاتون
    من واقعا خودم میدونم این کار چه قدر سخته و یه لحظه هم خودمو جای این خانم میزارم میبینم که رفتارم خوب نیست
    فقط چون ما فقط چند جلسه اونم در حضور خانوادشون صحبت کردیم ،و هنوز وارد بعد احساسی نشدیم میخواستم بدونم کسی تجربه ای در این زمینه داره،و اگر خانم ها توی این مرحله جای ایشون بودن چه واکنشی نشون میدادن


    ببینید من چند بار سر صحبت باز شد و خواهر کوچیکتر حضور داشتن و من در مورد یک سری کارهایی که انجام میدم ،توضیح میدادم میدیدم که ایشون چه با ذوق و شوق پیگیری میکنه و اینکه چقدر تو این زمینه ها اطلاع دارن و خواهر بزرگتر فقط لبخند میزدند
    یه چیزیم بگم که از نظر بقیه بزرگتره از نظر ظاهر سره و چون از طرف یک آشنا به من پیشنهاد شده بود،بقیه هم روی همین حساب فکر میکنن فقط یکی ظاهرش خوب باشه کافیه
    ولی واقعا ایشون از متانت و خانمی چیزی کم نداره
    خودمم همیشه خواستگاریای قبلی البته 2 تای قبلی این ظاهر برام خیلی مهم بود و یکیش بهمین دلیل کنسل شد
    ولی واقعا الان تو این قضیه فهمیدم که جذابیت یه خانم به چیزای دیگه هم هست،واقعا بدجوری مجذوب شدم، قبلا خیلی به این چیزا فکر کردم و برای خودمم اولویت بندی کرده بودم و به هرکدوم امتیاز دادم که باعث شد این مورد امتیاز خیلی بالایی داشته باشه ولی باز نمیتونم به اون یکی فکر نکنم، واقعا دلم میگه اون یکی ولی نمیدنم چکار کنم
    اینکه دلیل نمیشه که خواهر بزرگتر بی اطلاع بوده یا ذوقی نداشته از صحبتاتون.
    شاید چون شما خواستگار اوشون بودین اون حجب و حیا نذاشته که مثه خواهر کوچیکتر نظر بدن ذوق کنن.
    شاید این حرکت و بد میدونستن جلوی شما؟
    شاید فکر میکردن ممکنه شما فکر کنین دیگه همه چی تمومه و با ذوق کردنشون یعنی جواب مثبته. اما در حقیقت هنوز میخواسته فکر کنه.

    چه بسا ایشون از خواهرشون بهتر بتونن یزندگی مدیریت کنن و رفتارشون پخته تر باشه نسبت به کوچیکه.
    شاید یروزی خودتون از همین ذوق کردنای کوچیکه و سبک بودن رفتارشون بدتر لزده شین

    شاید بزرگه خواسته سنگین رفتار کنه.
    و هزار شاید دیگه.
    من فکر میکنم خیلییییی سطحی بقضیه نگا کردین.
    البته این حرفم باعث نشه که فکر کنین پس بزرگه خوبه ازدواج کمین بعد ببینین کدچیکه بیشتر تو دلتونه

    بهتره بیشتر باهم اشنا بشین .و تا کوچیکرو فراموش نکردین و دلتون کامل با بزرگه نبود هبچ اقدام جدی نکنین.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    این درسته خانم مهراد. اما در مرحله خواستگاری نه. در مرحله بله برون این کار را انجام می دهند. به هر حال خواستگاری رسومات خودش را دارد که هر کدامش یک حکمتی دارد.
    اینکه در مرحله انتخاب کسان دیگر را ببینی یا در مرحله ای که از انتخابت یقین داری خیلی فرق دارد.
    این درست است که آقایان باید ثبات و تدبیر داشته باشند اما به هر حال انتخاب و شناخت باید در یک محیط بدون دغدغه فکری صورت بگیرد. همین که این خانواده هر دو دختر خود را نشان داده اند ثبات فکری این آقا را به هم ریخته اند و انتخابش را مشکل کرده اند. در حالی که می شد این طور نباشد.
    به نظر من این خانواده باید تدبیر لازم را داشته باشند که نداشتند.
    من هم اول مثل شما فکر می کردم خانم مهراد و می گفتم مرد باید خودش درست تصمیم بگیرد اما با تجربه هایی که دیدم نظرم عوض شد.

    - - - Updated - - -

    بعد از ازدواج که داماد با خواهر زنهایش ارتباط دارد نیز برای جلوگیری از مشکل رسم هایی مثل رعایت محرم و نامحرم و اینکه دختر جلوی داماد خانواده صمیمیت و حرف های بی مورد نداشته باشد وجود دارد.
    حرف شما درست اما ایشون چندین جلسه خواستگاری رفتن یک جلسه ک نبوده.
    تازشم ممکنه خود خانواده داماد بعد چند جلسه خواستار دیدن باقی اعضای خانواده بشه.
    البته خواهر اون خانوم اشتباه کردن که حرف زدن و بقول آقا پسر زیادی ذوق و شوق نشون دادن. اما بازم .....

    شاید شما یا تجربه هاتون نظرتون عوض شده . اما منم یه تجربه دارم بد نیس بدونین. داستان خواهر دوستمو تو پست اول این ناپیک بخونین.
    دوست منم تو جلسات خواستگاری از اتاقش بیرون نیومده بود و حرف نزده بود بعدی که حرفا تموم شده و بود و قول و قرارا گذاشته شده بود تویه مهمونی خونوادگی دوست منو میبینن و بجای خواهر بزرگتر انتخاب میکنن. پس این دلیل نمیشه دخترا تا قبل بله برون قایم بشن. چون ذهن اگه درست نباشه اتفاقی ک نباید بیوفته، میوفته حتی بعد از عقد.
    اما باید مراقب رفناراشون باشن. خواهر این خانوم مقصره نباید جایی که نباید اینقدر نظر میدادن هرچند بازم بنظرم خوب بوده شاید بعد از عقد این اقا متوجه این تفاوت میشد و اونوقت دیگه خیلی دیر میشد.

    [COLOR="silver"]-
    ویرایش توسط دختر بیخیال : جمعه 03 آبان 92 در ساعت 23:49

  2. کاربر روبرو از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده است .

    sanjab (شنبه 04 آبان 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.