به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 52
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1392-6-22
    نوشته ها
    257
    امتیاز
    1,102
    سطح
    18
    Points: 1,102, Level: 18
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 293 در 136 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط solyyy نمایش پست ها
    اقا احسان ممنون که لطف کردین وقت گذاشتین.ببینید من شرایط مشابه این قبلا داشتم نه مث خودخود این ،طرف یسری معیارامو داشته یسریو نداشته من با قاطعیت بهش گفتم نه اصلا بخاطر همین تا حالا ازدواج نکردموگفتم تا اونی که نخام نباشه ازدواج نمیکنم ولی از یه جایی ببعد افراد مشابه خودمو دیدم که با کسایی ازدواج کردن که یه درصدی خوب بوده وبقیشو خودشون ساختن دیدن این افراد باعث شد همچی تصمیمی بگیرم.چیزی که شما میگینو که اگه داشتم (یعنی قطعیت توازدواج نکردن باهاش)که مث بقیه موارد میگفتم نه وخلاص.مناینجا گزینه بدوبدترو دارم
    شما باید معیارهای ازدواج‌ات را روی کاغذ لیست کنی و یکسری معیارهای اصلی که اصلاً حاضر نیستی ازش بگذری را مشخص کنی و یکسری معیارهای فرعی که اگر داشته باشه بهتر است ولی اگر نداشت هم حاضر به ازدواج با او هستی را لیست کنی!

    حالا خصوصیات مثبت و منفی این آقا را بنویس و با معیارهای‌ات مقایسه کن اگر معیارهای اصلی‌ات را دارد مورد قابل بررسی است و با شناخت و سئوال پرسیدن و مشاوره مشترک بهتر می‌توانی بشناسیش اگر هم نه که جواب‌اش یک نه است!

    من آن چیزی که در اطراف خودم می‌بینم این است که مجردی بهتر از ازدواج غلط است! (پس ازدواج بین بد و بدتر اشتباه است چون اینطوری شما یک زندگی مشترک بد را شروع می‌کنید و به فرزندان‌تان خیانت می‌کنید که در یک جو سرد و پرتنش بزرگ می‌شوند!)

    تغییر دادن همسر خیلی سخته و بعضی اوقات غیرممکن بنابراین فکر نکن که باهاش ازدواج میکنم بعداً درست‌اش می‌کنم چون دیگه شخصیت‌اش شکل گرفته و ثابت شده! و اگر خودش هم بخواهد عادت یا اخلاقش را تغییر بده خیلی باید سعی کنه و وقت بگذاره و انرژی مصرف کنه چه برسه به اینکه یکی دیگه بخواهد تغییرش بده!

  2. 2 کاربر از پست مفید ehsan_hamdardi تشکرکرده اند .

    اشنای قدیمی (چهارشنبه 08 آبان 92), دختر مهربون (شنبه 04 آبان 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    متشكر از همتون بخاطر كمكاتون.من معيارامو مشخص كردم واين اكثرشو داشت البته فك ميكردم داره اصلياش اينا بود:مذهبي باشه( واينكه هم مذهبم باشه، اين مهم ترينش بود )،تحصيلات حداقل در حد خودم،ادم سالمي باشه اهل دوستي واينا نبوده باشه،استقلال شخصيتي داشته باشه وسنش خيلي بالا نباشه وكارم به تبع قبليا داشته باشه . من در حد چند جلسه صحبت فك كردم فقط استقلالو نداره كه اونم چون خودش خييييييييييلي تاكيد ميكرد كه من ميخاستم عوض شم وميخام فقط نياز به كمك دارم قابل حله.
    اما تواين چند ماه فهميدم مذهبي بودنش در اون حدي كه من ميخاستم نيست(واسه خودش عشقي نماز مي خونه اگه دستش بند نباشه درحاليكه من رو نماز حساسم)،تحصيلاتشم كه اونجوري ليسانس گرفته كه واسه همون راحت كار گيرش نمياد ،سالم بودنشم شك كردم با اين اوضاعش .از طرفي ميبينم اون اجتماعي نبودنش انقد گستردس كه سايه انداخته رو بقيه ويزگي هاي خوبش(شايدم من بدبين شدم)
    ،اصلا لجم ميگيره باهاش جايي ميرم از اون ادماس كه هميشه تو دانشگاهو مدرسه وبقيه جاها سوزه بودن!!!ازاينكه من با بقيه انقد راحتمو شوخي ميكنم با همه تعجب ميكنه
    رو سنم به اين خاطر مانور ميدم كه از نظر جامعه من،سنم خييييلي بالاس!!!!!
    پيش مشاور اقا كه رفتم گفت اين اقا اكثر معياراتو داره بقيشم قابل حله البته هنوز خودشو نديده قراره بريم فردا پس فردا اميدوارم بتونه كمكي بكنه

    - - - Updated - - -

    راستي اين اواخر از بس اصابم خرد شد بخودشم گفتم ميخام جدا شم،گفت من نميذارم و تمام تلاشمو ميكنم عوض شم وفقط به كمكت احتياج دارم كه تغيير كنم

  4. کاربر روبرو از پست مفید solyyy تشکرکرده است .

    دختر مهربون (شنبه 04 آبان 92)

  5. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    من نظر خاصی ندارم.
    ولی خب معمولا فکر اینکه یک مرد رو میشه تغییر داد فکر درستی نیست.

    ببینید، به نظر من یه مرد، چه مردی قوی و خود ساخته باشه، چه مردی قوی و خودساخته نباشه، شخصیت فطری اش به گونه ایست که بیش از هرچیز نیاز به پذیرش دارد.در واقع همانطور که هست قبولش دارند.

    به نظر من هر مردی اگر احساس کند این پذیرش در طرف مقابلش وجود ندارد، به احساس قدرتش ضربه میخورد. شاید ابتدا برای تغییر تلاشهایی بکند. اما کم کم خسته میشود. کم کم از اون کسی که میخواد تغییرش بده زده میشه. و یک دفعه تلاش را رها میکند. و حتی ممکن است دچار یک احساس منفی نسبت به خودش هم بشه.

    بنابراین من احساس میکنم نباید مستقیما از مرد خواست که تغییر کند.
    یک زن میتواند یک مرد را تغییر دهد. اما اول با تغییر خودش.

    شما یک مدت یک روش دیگر را به جای قول تغییر گرفتن از او امتحان کنید. روشی زمان بر است. اما گمان کنم برای اینکه جای حسرتی برای خودتان باقی نگذارید ارزشش را دارد.

    شما مدتی احساس قدرتمند و قابل تکیه بودن را به او تزریق کنید. چگونه؟
    مدتی هر وقت کاری کرد که شما میپسندید، تشویقش کنید. مدتی نشون بدید که بهش تکیه کرده اید و واقعا بهش تکیه کنید. بهش اعتماد کنید. خودتون رو اول تغییر بدید. یکم اونی باشید که او میخواد. یه مدت یه زن مطیع باشید. البته منظورمو بد نگیرید. این مطیع بودن گاهی یک سیاست قوی است و نباید با ضعف اشتباه گرفته شود.

    مثلا وقتایی که نمازشو میخونه یه لبخند با رضایت بزنید و التماس دعا بگید.
    وقتی از سر کار میاد واقعا نشون بدید که قدردان زحمتش هستید. در نگاه و کلامتون قدردانی باشه.
    وقتی از پس کاری به خوبی برمیاد بگید تو فوق العاده ای. میدونستم. میدونستم از پسش برمیای.
    ازش راهنمایی بگیرید. حس مسئولیتش رو تقویت کنید. حس قدرت مردانه اش رو تقویت کنید. بهش جلوی دیگران خیلی احترام بذارید. البته جلوی خودش هم خیلی احترام بهش بذاریدا.
    از خوبی هایی که داره تعریف کنید.
    یه مدت او رو همونطوری که هست واقعا بپذیرید و این رو نشونش بدید که میپذیریدش.

    ولی مواظب باشید رفتارتون حالت دروغ و دورویی نداشته باشه. حالت چاپلوسی نداشته باشه. مثلا اگر بلد نیست خوب حرف بزنه، الکی بهش نگید من از حرف زدنت خوشم میاد.( البته نگید هم که بدم میاداااا.) فقط همون چیزهایی که واقعا تواناییش رو داره رو تشویق کنید تا او بتونه رفتارتون رو باور کنه.

    این روش به نظرم در دراز مدت جواب بده و کم کم او ناخودآگاه تغییراتی خواهد کرد.

    با این حال حتما مشاور برید. این روش رو هم با مشاور مطرح کنید ببینید نظر کارشناس چیه. چون بالاخره من کارشناس نیستم و تخصصی ندارم.

    - - - Updated - - -

    من یه عمه دارم که هروقت شوهرش میره نماز میخونه، عمه ام میره پشت سرش وایمیسه و نماز میخونه. هماهنگ با او. مثل یه نماز جماعت دو نفره.

    مامانم میگه شوهر عمه ات اولاش حتی مشروب هم میخورد و اصلا مذهبی نبود.شوهر عمه ام شغلش راننده ی رییس یه شرکت بوده. در حالی که عمه ام خودش معلم بوده. اما عمه ام تونسته تغییرش بده. چطوری؟ باید بیاید ببینید که چگونه برای شوهرش یک همسر مطیع ولی باسیاسته. عمه ام زنی بسیار با درایته. تغییر دادن مرد درایت میخواد.

    - - - Updated - - -

    برای مرد باید همسر بود. نه مادر. دقت کنید. شما نباید نقش تربیت کردن و مادرگونه برای او بازی کنید. نقش همسر بودن را بازی کنید.

  6. 4 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    del (دوشنبه 06 آبان 92), اشنای قدیمی (چهارشنبه 08 آبان 92), دختر مهربون (شنبه 04 آبان 92), شیدا. (یکشنبه 05 آبان 92)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    poohگرامی سلام واقعا راهنمایی خوبی بود.متشکرم.راست میگین من این روشو یه مدت اجرا کردم وسعی کردم بهش حس قدرت بدم والبته جوابم داد برای هردو خوب بود.تا همین چند وقت پیشم اجراش میکردم ولی یهو ترسیدم به دو دلیل اول اینکه از نظر خانواده هامون ماحداکثرهفت ماه دیگه جشن عروسیمونه وبقول شما این یه روش زمانبره ومن با خودم فک کردم خب حالا من سه چهار ماه اینکارو بکنم بعد اون بفهمم اختلاف اساسی تر از اینحرفاس وباید جدا شیم اونم کی؟دوماه مونده بعروسی بعد بهم میگن تو که نمیخاستی واسه چی انقد کشش دادی واسه همین تحت فشار گذاشتمش ودلیل دوم بعضی رفتاراش که با خانوادش یا تو جامعه دیدم این حسو بهم داد که نخیر این خانه از پای بست ویران است و تلاشای منم کاری از پیش نمیبره(مثلا کتابا یاسی دی های که واسه تغییر بدرد بخور بود دادم بهش ولی اون تو خوندن یا عمل بهش سهل انگاری میکرد،البته شاید نگاه من منفیه).بله حق با شماست من فک کنم شدم مادرش باید خودمم رفتارموتغییربدم

    - - - Updated - - -

    البته حالا که فکرمیکنم مبینم همون روشام یسری چیزاشوتغییر داده مثلا نوع پوششو یا بضی رفتاراشو.نمیدونم گاهی فک میکنم نکنه فقط تواین مقطع داره اینکارو واسه راضی نگه داشتنم میکنه وگرنه اگه مطمئن بشم خودشم میخاد کمکش میکنم.ولی این اطمینانوندارم احتمالا مشاور بتونه ینظردراین مورد بده
    ویرایش توسط solyyy : یکشنبه 05 آبان 92 در ساعت 09:37

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Unhappy

    سلام دوستان.رفتیم پیش مشاور،اوضاع به هیچ وجه خوب نیست

  9. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1392-6-22
    نوشته ها
    257
    امتیاز
    1,102
    سطح
    18
    Points: 1,102, Level: 18
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 293 در 136 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط solyyy نمایش پست ها
    سلام دوستان.رفتیم پیش مشاور،اوضاع به هیچ وجه خوب نیست
    سلام

    مشاور چی گفت؟ یکم بیشتر توضیح بده!

  10. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببخشید حالم خوب نبود.گفت با همین یه جلسه نمیتونم نظر خیلی قاطعی بدم ولی در کل خیلی خوش بین نیستم به ازدواجتون.البته قرار شد که بریم تستهای اختصاصی بدیم ،ولی چیزای خوبی راجع بهش نمیگفت. هرچند وقتی شرایطمو کامل شنید گفت شاید بتونیم یکارای بکنیم.منتظرم بریم تستارو هم بدیم تا ببینیم چی میشه

    - - - Updated - - -

    خودش میگه به هیچ وجه جدا نمیشم

  11. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1392-6-22
    نوشته ها
    257
    امتیاز
    1,102
    سطح
    18
    Points: 1,102, Level: 18
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 293 در 136 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط solyyy نمایش پست ها

    ببخشید حالم خوب نبود.گفت با همین یه جلسه نمیتونم نظر خیلی قاطعی بدم ولی در کل خیلی خوش بین نیستم به ازدواجتون.البته قرار شد که بریم تستهای اختصاصی بدیم ،ولی چیزای خوبی راجع بهش نمیگفت. هرچند وقتی شرایطمو کامل شنید گفت شاید بتونیم یکارای بکنیم.منتظرم بریم تستارو هم بدیم تا ببینیم چی میشه

    - - - Updated - - -

    خودش میگه به هیچ وجه جدا نمیشم
    به نظر من اگر مناسب نیستید نباید ازدواج کنید چون با ازدواج تازه مشکلات تان شروع میشه و روزی صد بار آرزو میکردی که ایکاش جواب منفی میدادی!

    اصرار یک طرف ازدواج را به ازدواج خوبی تبدیل نمیکنه! شما هم یک طرف قضیه هستید آنقدر که تناسب و داشتن معیارها مهمه، اصرار و علاقه مهم نیست! اگر خواستی وارد این زندگی بشی با این شرط این کار را انجام بده که میدانی این مشکلات را داره و احتمال خیلی زیاد تغییری نمیکنه و باید این مشکلات را بپذیری و ببینی و اعتراضی نداشته باشی چون با دانستن این مشکلات وارد این ازدواج شدی!

  12. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون اقا احسان بخاطر وقتی که گذاشتی.
    بله درست میگین،دقیقا این چنروز دارم به همین چیزا فکر میکنم ،دارم جوانب جدایی رو بررسی میکنم از طرفی حرفای pooh هم ذهنمو درگیر کرده. باز قراره بریم ادامه کار مشاوره، منتظرم ببینم نتایج تست چیه و فک کنم بعد اون تصمیم بهتری میتونم بگیرم.

    نه خداروشکر من معمولا سعی میکنم منطقی تصمیم بگیرم تا احساسی

    - - - Updated - - -

    راستی شیداجان ممنون از راهنماییتون سرگذشت سابینا رو خوندم واقعا متاثر شدم ،مخصوصا تاریخ تاپیکها "سه سال" شوکه میکنه ادمو.
    سعی میکنم عبرت بگیرم

  13. کاربر روبرو از پست مفید solyyy تشکرکرده است .

    شیدا. (چهارشنبه 08 آبان 92)

  14. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 خرداد 95 [ 15:20]
    تاریخ عضویت
    1392-8-01
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    2,587
    سطح
    30
    Points: 2,587, Level: 30
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    255

    تشکرشده 105 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط solyyy نمایش پست ها
    ممنون اقا احسان بخاطر وقتی که گذاشتی.
    بله درست میگین،دقیقا این چنروز دارم به همین چیزا فکر میکنم ،دارم جوانب جدایی رو بررسی میکنم از طرفی حرفای pooh هم ذهنمو درگیر کرده. باز قراره بریم ادامه کار مشاوره، منتظرم ببینم نتایج تست چیه و فک کنم بعد اون تصمیم بهتری میتونم بگیرم.

    نه خداروشکر من معمولا سعی میکنم منطقی تصمیم بگیرم تا احساسی

    - - - Updated - - -

    راستی شیداجان ممنون از راهنماییتون سرگذشت سابینا رو خوندم واقعا متاثر شدم ،مخصوصا تاریخ تاپیکها "سه سال" شوکه میکنه ادمو.
    سعی میکنم عبرت بگیرم
    عزیزم منم مثل شما در همین مرحله هستم و مشابه وضعیت شما کمی دو دل
    میشه بگب اگه تهرانی مشاوره کجا رفتی؟
    و دقیقا تو مشاوره چه چیزایی باید گفت؟


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دارم دیونه میشم
    توسط یه پسر در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 13 خرداد 97, 16:20
  2. ازدواج با یه اقای یونانی
    توسط آرته در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 اسفند 90, 15:58
  3. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 اسفند 90, 23:36
  4. مشکل انتظارات من و انتظارات شوهرم (لطفاً، آقایون کمک کنند)
    توسط حق طلب در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 دی 90, 16:20
  5. نحوه برخورد صحیح با آقایون
    توسط سرافراز در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 07 دی 90, 17:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.