فرشته ی من عزیز؛ به نظر من هم این که همسر شما با پدر و مادرش چه جوری برخورد میکنه و همین طور رفتارهای پدر و مادرش با همسرتون، به رابطه ی مادر و پدری با فرزندی ه خودشون برمیگردن و شما این حق رو ندارید که هر کدوم از اینها رو سرزنش کنید تا بخوان با هم خوب باشن!
مطمئن باشید که این پدر و مادر که فرزند خودشون رو بزرگ کردن، بهتر از هر کس دیگه ای میدونن که فرزندشون چه اخلاق هایی داره. بنابراین جراتمندیه شما میتونه سکوت شما و مشغول کردن خودتون به کارهای دیگه و برخورد عشقولانه تون و آرام سازی شرایط زندگیتون برای همسرتون بعد از اومدن از منزل پدر و مادرش باشه!
و همین طور برخورد های احترام آمیز با پدر و مادرش!
-----------
و تنها یه نکته که اگر بخواید اوضاع ارتباط این دو گروه رو بهتر کنید، میتونید در نبود همسرتون، پیش پدر و مادرش ویژگی های مثبتش رو پررنگ کنید، چه توی زندگیه خودتون چه در برخورد همسرتون با همکاران و دیگران، مثلا اگر همسرتون دست به خیر دارن، میتونید پیش پدر و مادرش این موضوع رو بگید و تعریف کنید و بزرگش کنید که فلانی دلش خیلی خیلی پاکه، همیشه به نیازمندان کمک میکنه و برکتش توی زندگی مون همیشه هست!
و همین طور در شرایطی که همسرتون آروم هستند، ازش بخواید که آروم تر با پدر و مادرش برخورد کنه، نه بخاطر اونها، بلکه بخاطر این که دعای خیرشون همیشه توی زندگی تون باشه و فرزندانتون هم در آینده همین گونه با شما برخورد کنند. (خیلی ملایم، نه به صورت نصیحت گونه)
این جوری شما نه عملا دخالتی کردید، نه اینکه احترامتون کمرنگ تر شده و دستاوردهایی مثل عزیز بودن شما پیش همسرتون بخاطر درک بالای شرایطش و همین طور احترام بیشتری نزد پدر و مادر همسرتون رو به دست میارید.
آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
من
برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
و امروز
من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
منه انسان
چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)