سلام ، خوبی بهارخانوم؟ دختر نازتون چه طوره؟
چکار می کنید با این هوای سرد؟
کم کم قرارهای پارک تون تبدیل میشه به کافی شاپ و سالن های بازی سرپوشیده و توی ماشین شوهرت و کم کم خونه ی خودتون
پیش بینی اینجاها رو کردی؟ یا نه؟
یه خانوم خوب ، از قبل پیش بینی میکنه ، و خیلی ظریف موقعیت ها رو پیش مدیریت می کنه ، اینجوری وقتی شرایط پیش میاد ، نه هل میشه و نه دستپاچه و نه مهم تر از اون منفعل !
مردها هم واقعا از این مدیریت نامحسوس زن هاشون لذت می برند و توی دلشون ، زنشون رو به خاطر چنین رفتارهایی می پرستند ...
اینها رو برایت می گویم تا با روحیات مردها آشنا شوی
تاپیک می بندی ، تاپیک باز می کنی !
رفتم پست هات رو خوندم ، (نمیشه نقل قول گرفت )
نوشته ای:
بهار 68 نوشته است:
میدونم اس ام اس هام زیاد بار عاطفی و احساسی نداره آخه نمیدونم تو جواب اس های پرسشی و خبری چه جوری هم ج سوالو داده باشم هم عشقولانه بشم؟؟؟
خانوم گرامی در پست هات خوندم که اون اس ام اس هایی رو که بهت گفته ام به شوهرت داده ای و باعث شده که همسرتون تغییر موضع بده
برداشت شما این بود که اس ام اس ها خیلی عشقولانه بوده ، باید عرض کنم که اون اس ام اس ها حاوی "اعتبارسازی" بودی ، نکته ای تمام مردها رو نرم می کنه
یعنی برای اینکه بیشترین نفوذ رو روی شوهرت داشته باشی باید راه و رسم "اعتبارسازی " رو یاد بگیری
اعتبارسازی مثل فرمول های ریاضی هست ، وقتی قاعده اش رو یاد بگیری ، بقیه مسئله ها رو می توی حل کنی
اعتبار بخشی پاسخی کلامی و غیر کلامی است که شخص متوجه می شود با او همراهید!
به تجربه گوینده احترام بگذارید! به آنچه می گوید علاقه نشان می دهید و احترام می گذارید!
هر چند! توجه کنید! هر چند که کاملا مخالـــــــــــــف باشید! نیت شما فقط باید اعتبار بخشی باشه! همین احساسات، تجربیات، افکار گوینده را اعتبار بدهید..
مثال:
به نظر می رسه حرفات خیلی مهم باشند! / چه تجربه مهمی داشتی!!! /
وقتی کسی حرف می زند، احساسش نادیده گرفت می شود و خواسته هایش را نمی بینیم!
وقتی به خواسته های غیر کلامی اعتبار می دهید دو عمل اصلی انجام می دهید:
- اول: تنش را کم می کنید!
- دوم: آرامش او را چندین برابر می کنید! ارامشی که هر کسی دوست دارد!
با ردگیری و کنکاش گفته های گوینده، مثلا همسرتون، احساسات او را بیان کنید، مثال: چقدر ناراحتت کرده!!!
با اعتبار بخشی شما به گوینده می گویید: حرفهاش مهم است. و خودتون متوجه خواهید شد، برداشتتون صحیح بوده است!
وقتی مشغول سخن گفتن و اعتبار سازی هستید: هرگز مجبور نیستید جواب بدهید! شما فرصت کافی در اختیار دارید که بعد از اینکه صحبتهای گوینده تمام شد برای جوابگویی، که اگر لازم بود، فکر کنید و بعدا جواب بدهید... پس ذهنتون رو درگیر جواب نکنید! (یعنی وقتی گوینده داره صحبت میکنه توی ذهنوتون دنبال جواب نگردید و سعی نکنید ، بلافاصله بعد از هر جمله گوینده ، جوابی سریع بدهید و یا از خودتون و یا خانواده تون دفاع کنید ... شما فرصت کافی دارید که بعدا با فکر جواب مناسب را بدهید )
این نکات را در ذهن داشته باش و هنگام صحبت کردن به اعتبار سازی بپرداز ، به شخصیت دادن به همسرت ...
راستی از اینکه دیگه توی کلانتری همسرت رو نمی بینی ، اعتبار سازی کرده ای؟
این لحن گفتگو با اعتبارسازی است در خصوص تغییر موضع همسرت و دیدن ایشون در پارک:
میدونی خیلی برام سخت هست که همسرم رو توی کلانتری ملاقات کنم ، چقدر برایم تحمل این شرایط که توی کلانتری بخواهد "خانواده ی سه نفری مون شکل بگیره " سنگین هست
با تو بودن و در کنار تو بودن برای من خیلی قشنگه ،شخصیت تو برای من خیلی مهم هست ، تو غرور من هستی و برایم خیلی ازرشمند هستی ،از اینکه داره خاطرات خوبی برای این مدت باقیمانده از زندگی مشترکمون شکل میگیره ، خیلی احساس خوبی بهم دست میده هرچند می دونم که وقتی هردوتامون تنها شدیم ، یاد این خاطرات زندگی مشترکمون ، وقتی در کنارت نباشم ، خیلی برایم سخت میشه ،
==== قسمت اولش اعتبار سازی بود، بعد با دست پس زدی که زندگیمون داره تموم میشه ، بعد با پا پیش کشیدی که می خواهم در کنارت باشم و اگه نباشی برام سخته ====
نکته بعدی) خواسته هایت رو با اعتبارسازی و واضح و شفاف بیان کن
بهار68 نوشته:
شوهرم اس داد" سلام من امشب یا فردا صبح میام برای آیدا چی بیارم؟"
من ج دادم "سلام خوبی؟هرچی که فکر میکنی اندازشه کلاهشم بیار ممنون" ==== غلط ====
صحیح: سلام همسر خوب و بابای مهربون آیدا
اگر خواستی شب بیایی ، خیلی مواظب خودت باش ، نگرانت می شوم که نکنه اتفاقی بیفته برات ، آخه کنارت نیستم بهت چایی و میوه بدهم که خوابت نگیره (یا مثلا مهربونی هایی که وقتی باهم بودید داشتی رو یادآوری کن)
نگو هرچی فکر می کنی ... اصولا مردها نمی دونند ، هیچ وقت هم یاد نخواهند گرفت ، اصلا اینها بهونه هست ، واسه اینکه از تو این نوازش دو خط بالا رو بگیره
این جور مواقع بگو : هوا که سرد شده ، نمی دونم کدوم لباس هاش اندازه اش هست ، کاش خودم اونجا می بودم ، کلاهش رو بیار ، با چندتا لباس آستین بلند
اس داد" خودت چی"
ج دادم " هر چی دوست داری" === غلط===
صحیح : ممنون از اینکه به فکر من هم هستی ، می خواستم یه روسری بخرم ، اگر وقت شد اومدی باهم بریم بخریم ... راستی یه چیز کوچولو هم من واست خریده بودم ، ولی حقیقتش نمی دونستم اگر بهت بدهم خوشحالت میکنه یا نه ...
این دیالوگ ها شاید به نظرت عشقولانه بیاد ، شاید فکر کنی خیلی احساسی هست ، اما با همون سیاست اعتبار سازی هست
این جملات تمام شالوده ذهن مردها رو میریزه بهم ...
یادت هم باشه ، وقتی ملاقات حضوری داشتی ، همین جوری رفتار کنی ، خیلی نگاه های عاطفی نداشته باشی ، خیلی لمسش نکنی ، خیلی نزدیک بهش نباشی ، اما احترام خیلی زیاد بهش بگذاری ، لبخندهای کوتاه و حالت قدردانی داشته باشی ، و اینکه یه مدت زمان مشخصی مدنظرت باشه .. یعنی برنامه ریزی داشته باشی و این جوری نباشه که اون فکر کنه تو کاملا الاف اون هستی و تا هروقت اون بخواد تو می تونی بیرون باشی !!
در مورد نفر سوم که سرافراز گفت ، به نظرم ایده خوبی نیست ... چون به طور مستقیم باعث میشه دوباره پای دیگران به رابطه شما دو نفر باز بشه
اما این ایده که تنها با هم باشید خوبه
می تونی از مادر شوهرت استفاده کنی
آره درست خوندی ، مادر شوهرت
می تونی با ترفندی ، دوتایی بروید و بچه رو بگذارید پیش مادرشوهرت
خودت هم تا حالا دستت اومده که ، باید با مادر شوهرت هم با سیاست زنانه و دقیق رفتار کنی ... کم کم هم باید زمینه سازی کنی
می دونم برات سخت خواهد بود ،
حتی همین الان هم که داری این پست رو می خونی ، احساسات جریحه دار شد
باید تلاش کنی با این احساسات مواجه شوی
تا بتونی اون سیاست درست رو پیاده کنی
اگر کم کم و با مدیریت دقیق این ارتباط برقرار بشه ، یعنی شما به هیچ وجه نری جلو ، بلکه خود ِ همسرت بچه رو ببره بذاره پیش مادرش ، و بعد بیاد با تو صحبت کنه
گرفتی چی گفتم؟
نکات مهم
جوری برنامه ریزی کنی که شوهرت پیشنهاد بده که بچه رو ببریم پیش مادرش
جوری برنامه ریزی کنی که شما در جواب ناچارا مجبور شوی که قبول کنی ، اما ناچاری شما از روی خشم نباشه ، بلکه از روی این باشه که یه وقت برای مادر شوهرت سخت نباشه ، یه وقت باعث اسباب زحمت مادرش نباشه
جوری برنامه ریزی کنی که الان شما آمادگی لازم رو نداری که با مادر شوهرت مقابل شوی و ایشون رو ببینی امانه به خاطر اینکه شما مقصر هستی ، نه به خاطر اینکه ایشون مقصرند ، نه به خاطر اینکه از مادرشوهرت متنفری .... افتاد؟!! شما نیاز داری که مدتی زمان بدهی تا خودت رو بازسازی کنی ، تا بتونی ارتباط درست و صحیحی رو با خانواده همسرت برپا کنی










نه به خاطر اینکه شما مقصر هستی ، نه به خاطر اینکه ایشون مقصرند ، نه به خاطر اینکه از مادرشوهرت متنفری .... افتاد؟!! شما نیاز داری که مدتی زمان بدهی تا خودت رو بازسازی کنی ، تا بتونی ارتباط درست و صحیحی رو با خانواده همسرت برپا کنی

علاقه مندی ها (Bookmarks)